• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ مرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
آزمون بزرگ ایرانیان
شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی مملکت و فشارهای همه جانبه ترامپ و متحدان جاهل منطقه‌ای وی از یک سو و از دیگر سو ندانم‌کاری، خطاها، اشتباهات و خیانت‌های بعضی از دست‌اندرکاران اقتصادی کشور مردم را در اما و اگرها، تردیدها و نوعی ناامنی اقتصادی کشانده هیچکس قادر نیست بتواند برنامه اقتصادی خانواده، کارگاه، کارخانه و یا یک مغازه و محل کسب خود را تدوین و اجرایی کند.
گویی بالا رفتن بی‌حساب و کتاب و حبابی ارز، سکه و طلا زیرساخت‌ها و بنیان اندیشه اقتصادی مردم ما را نشانه رفته است و هر کس احساس می‌کند پولی که در پس‌انداز و یا در جیب خود دارد لحظه به لحظه از ارزش آن کاسته می‌شود. نه فقط برای خرید ارز، سکه و یا طلا زیرا هیچ یک از آنها برای اجاره خانه، آب و نان و دارو و درمان مورد مصرف ندارد و عموم مردم برای گذران زندگی روزمره خود با سکه، طلا و یا ارز معامله انجام نمی‌دهند.
آنچه در این میان مهم است بستن پول ملی به ناف دلار است چنان که وقتی باریک و باریک‌تر شود تغذیه نمی‌شود و روز به روز لاغر و ضعیف‌تر می‌نماید.
و اما بعد:
دلایل عمده این افزایش‌های حبابی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:
یکم بی‌تدبیری و عدم کار کارشناسانه دولت در افزایش مقطعی ارز و شل‌کن سفت‌کن‌های پیاپی که معلوم نیست کدام هدف را برای جمع‌آوری نقدینگی ریالی دنبال می‌کند و افکار عمومی را آماده هجوم برای خرید دلار و یا سکه و طلا می‌کند زیرا بخواهد یا نخواهد نتیجه اقدامات اقتصادی دولت همین وضعیتی است که می‌بینیم لحظه به لحظه اجناس گران و گران‌تر می‌شوند که نه وارداتی‌اند و نه نافشان به ناف دلار و یا سکه بسته است.
دوم تهاجم حساب شده و تهییج و تحریک افکار عمومی توسط رسانه‌های مخالف و دشمن نظام و فضاهای مجازی مورد استفاده افراد مغرض، نادان و فرصت‌طلب که مدام بر طبل بی‌ارزشی پول ملی می‌کوبند و احساسات مردم را تحریک کرده دولت را در تدوین برنامه‌های اقتصادی‌اش ناتوان و ناکارآمد جلوه می‌دهد.
سوم سلب اعتماد عمومی از دست‌اندرکاران اقتصادی به دلیل عدم نظارت مستمر و دقیق در حفظ بیت‌المال که مدام مورد دستبرد بعضی از سوءاستفاده‌چی‌های دارای پست‌های کلیدی قرار گرفته و مبالغ هنگفتی از سرمایه ملی را اختلاس کرده و به تاراج برده‌اند مانند خاوری‌ها.
چهارم عدم قاطعیت لازم و سرعت نبخشیدن به پرونده‌های اختلاسگران که صدور حکم مجازات آنها را به تأخیر انداخته و کی بود کی بود من نبودم مدام تکرار می‌شود و در نهایت معلوم نمی‌شود سخنگوی قوه قضاییه در ارایه گزارش درست عمل می‌کند و یا دولت که بعضاً خطاکاران بازار سکه و ارز را نماینده خود معرفی می‌کند و تقاضای عدم رسیدگی به جرایم آنها را دارد.
پنجم آثار تأثیرگذار در تشدید و تکرار مجدد تحریم‌ها که منجر به خروج ارز و سرمایه از کشور می‌شود و هنوز بعضی از سرمایه‌داران در ابتدای راه عرقشان خشک نشده از ترس جرایم سنگین آمریکا عطای کار در ایران را به لقایش می‌بخشند و پیش از شروع تحریم‌ها فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند.
و نهایتاً قضاوت‌های ناآگاهانه مردم کوچه و بازار در تحلیل‌های سیاسی و اقتصادی که کمک می‌کند افکار عمومی به سمت و سوهایی حرکت کند که نتیجه آن انحراف از معیار و پشیمانی است.
و اما بعدتر:
اینک مردم شریف، مظلوم و صبور ما در آستانه امتحانی بزرگ قرار گرفته‌اند. امتحانی که می‌تواند استقامت در استقلال‌طلبی دولتمردان ما را تقویت کند و یا به ضعف و تسلیم بکشاند.
هر نتیجه‌ای که در شرایط فعلی برای حفظ امنیت پولی و ارزش آن در کشور حاصل شود دقیقاً به میزان خواسته و تحمل مردم ما در برابر فشارهای آمریکا بستگی دارد و تدبیر درست مسئولان.
اگر فشارها و اعتراضات مردمی به گونه‌ای باشد که دولت از حقیقت به مصلحت روی آورد و مجبور شود دستاوردهای چندین ساله را فدای رضایت آمریکا کند تا اوضاع اقتصادی همانند یک مسکن قوی آرام گیرد اثر مخرب درازمدت آن ما را در برابر تحریم و تهدیدها آسیب‌پذیر می‌کند و مصونیت تاریخی ما را در برابر زورگویی‌ها تضعیف می‌نماید.
اگر مردم ما را همانند مردم آلمان، ژاپن و یا حتی بعضی از کشورهای آفریقایی مصمم به مقاومت کنند در برابر زورگویی و باجخواهی‌های استعمارگران هر چند خسارت‌های مالی و بعضاً گرسنگی و فقر را به دنبال دارد اما شالوده استقلال‌طلبی ما را قوت می‌بخشد. اما اگر در برابر تقاضای رئیس جمهوری آمریکا برای مذاکره با رئیس جمهور ایران معامله‌ای برد برد و بدون پیش‌شرط مطرح باشد ورود به این مذاکره می‌تواند ما را در موضع قدرت قرار دهد. زیرا اگر نهایتاً مذاکره به شکست بیانجامد و ترامپ بخواهد نظریات خودش را تحمیل کند دست بالا از آن جمهوری اسلامی خواهد بود.
اینجانب در مقالات دیگر به این مهم توجه دادم که نه دوستی با آمریکا منافع درازمدت برای ما دارد و نه دشمنی با آن راه‌حل استقلال‌طلبی است.
تدبیری دیپلماتیک باید از مردانی که توان چانه‌زنی و ورود به معامله برد برد را دارند. آن هم با شخصی به عنوان رئیس جمهور فعلی آمریکا که در حرف و عمل ثبات عقیده ندارد و مدام مانند بوقلمون رنگ عوض می‌کند و چون طاووس پاهای زشت خود را زیر بال‌هایش پنهان می‌کند.
به هر تقدیر راه درازی و دشواری‌های زیادی در پیش است مضافاً اینکه راه‌های نباید طی کرده‌ای را ما به هر دلیل رفته‌ایم و بازگشت از آنها نیز خسارت‌هایی در پی دارد که جای بحث آن در اینجا نیست.
مردم ما هر چند زخم‌خورده بعضی از برنامه‌ریزان ناآگاه اقتصادی هستند که برای پاک کردن دماغ، چشم کور کرده‌اند اما به خوبی می‌دانند که حفظ حدود و ثغور میهن عزیز و امنیت فعلی ما حاصل خون صدها هزار جوان معصوم و پاک فدا شده و بیش و بیشتر از آن تلاش انسان‌های قهرمان اعم از ارتشی، سپاهی و بسیجی جان پناه مردم و نوامیس آنها.
بدین منظور همه باید احساسات را کنار گذاریم عاقلانه بیندیشیم و عمل کنیم و به دولتمردان فرصت دهیم ناپاکان را از خود برانند و راه گشایند به تدبیر و تأمل و تعقل که فرموده خدا در قرآن است و ما با همین ارزش‌ها توانستیم انقلاب را به پیروزی برسانیم و اگر امروز با مشکلات اقتصادی و سیاسی از این دست مواجه هستیم به دلیل دور شدن و فاصله گرفتن از اسلام و قرآن و سنت‌های حسنه است.
دور شدن از اخلاق کارگزاری، دور شدن از عدالت اجتماعی، دور شدن از قضاوت‌های عادلانه و دور شدن از تعاون و غمخواری با غمداران و دردمندان. ما همه اعم از ملت و دولت نیاز واقعی به یک خانه‌تکانی روحی و فکری داریم که می‌تواند بنیان باورمان را نسبت به توان خودمان افزایش دهد.
والسلام

Comments are closed.