• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۴ مرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی
مطالبات قد کشیده
از جمله چالش‌هایی که در لایه‌های مختلف جامعه‌ی ما خودنمایی می‌کند عدم آشنایی با نحوه‌ی بیان اعتراض و ناخشنودی است. فرقی نمی‌کند که تماشاگر بازی فوتبال باشی یا عضوی از خانواده یا شهروندی عادی زیرا در هر صورت اغلب با مشکل انتخاب ادبیات مناسب برای بیان دیدگاه خود مواجه می‌شوی. اولین بازی لیگ برتر در این فصل که اصفهان میزبان آن بود بدون تماشاگر برگزار شد چرا؟ به دلیل انتخاب شیوه‌ای غلط برای بیان اعتراض. تماشاگر گاهی با توهین و ناسزا داور را تحت فشار قرار می‌دهد، گاهی بازیکن و در مواردی نیز مربی را زیر سئوال می‌برد. فرزند خانواده نمی‌داند چگونه می‌تواند پدر خود را برای وادار ساختن به همراهی در یک موضوع متقاعد سازد. همین ندانستن‌هاست که چالش‌آفرین می‌شود و به فرار از خانه، طلاق، درگیری‌های خیابانی هنگام ترافیک و محرومیت از تماشای بازی و … می‌انجامد. اصولاً نه تنها جوانان اعم از دختر و پسر بلکه حتی پا به سن گذاشته‌ها و افراد روزگار دیده نیز از تبحر لازم برای نه گفتن برخوردار نیستند و اگر با چیزی مخالف باشند مخالفت خود را با خشونت درهم می‌آمیزند. بسیار دیده شده است که ما نتوانسته‌ایم در برابر بازدید سرزده‌ی اقوام و دوستان واکنشی مناسب از خود نشان دهیم و ناگزیر آنها را ظاهراً با روی خوش می‌پذیریم اما پشت سر آنها از این که وقت‌شناس نیستند غیبت می‌کنیم که وقتی به گوش آنها می‌رسد به دلخوری می‌انجامد. در حالی که در برخی از جوامع برای نه گفتن مشکلی وجود ندارد و به راحتی می‌گویند ما امروز یا امشب فرصت نداریم پذیرای شما باشیم!
شخصی در بانک ایستاده و به نحوه‌ی پاسخگویی کارمندان معترض است اما به جای این که با استناد به قانون و با ادبیاتی مناسب با رئیس بانک صحبت کند مستقیماً با کارمندی که در حال انجام وظیفه است درگیری لفظی پیدا می‌کند. پدر دانش‌آموز با معلم و معاون مدرسه درگیر می‌شود در حالی که اگر با قانون آشنا باشد خیلی راحت و بدون این که رفتاری دور از شأن یک محیط فرهنگی و آموزشی از خود بروز دهد که کار را به جاهای باریک نکشاند. ناگفته پیداست که چنین مشکلی به فضاهای ورزشی، اماکن عمومی، مدرسه، اداره و خانه و خیابان محدود نمی‌شود بلکه زمانی که گروهی از مردم به تنگناهای معیشتی و نحوه‌ی اداره‌ی کشور نیز اعتراض دارند به جای این که با به رسمیت شناختن اعتراض آنها زمان و مکان خاصی را برای بیان اعتراض آنها تعیین کنند و آنها خواسته‌های خود را با ادبیاتی مناسب و بدون سر و صدا روی پلاکارد و مقوا یا هر چیز دیگر بنویسند و به آرامی و با نظم در باریکه‌ای از خیابان حرکت کنند رفتاری از خود بروز می‌دهند که کسبه احساس ناامنی می‌کنند یا اگر بیمارستان‌، مدرسه یا اداره‌ای در مسیر حرکتشان باشد، رسیدگی به بیماران، آموزش و پاسخگویی به مردم تحت‌الشعاع یک اعتراض قرار می‌گیرد. البته این که قانونی برای مجاز بودن اعتراض به عملکرد مسئولین و جانمایی آن تصویب و اعلام نمی‌شود نیز روی به خشونت کشیده شدن و یا سر داده شدن شعارهای غیرمتعارف بی‌تأثیر نیست. پیامبر اکرم(ص) که معصوم هم بوده گاهی مردم را به طرح شکایت از خود ترغیب می‌کرده به طوری که یک بار یکی از اهالی مدینه برمی‌خیزد و می‌گوید ای رسول خدا شما یک بار که می‌خواستید با تازیانه شتر خود را هدایت کنید تازیانه‌ی شما به شکم من اصابت کرد . پیامبر ضمن عذرخواهی از او می‌گوید تو می‌توانی قصاص کنی و حتی دستور می‌دهد که تازیانه‌ای به آن مرد عرب بدهند اما آن مرد عرب در برابر بزرگواری و عدالت آن حضرت شرمنده می‌شود! اعتراض حق طبیعی مردم است که اگر ساز و کار قانونی آن فراهم شود نه تنها برای نظام یک نقطه ضعف به حساب نمی‌آید بلکه امتیازی بزرگ تلقی می‌شود. بالاخره باید روزی این مسئله تفهیم شود که سکوت مردم به معنای رضایتمندی آنها نیست و مسئولین هم هیچکدام نمی‌توانند ادعای معصومیت و مصونیت از خطا داشته باشند. در قرآن کریم آمده است که خداوند بیان عتاب‌آلود (اعتراض آمیخته با خشونت کلامی) را نمی‌پسندد مگر از کسی که مورد ستم قرار گرفته باشد. آیا می‌توان گفت چون در ریاض تظاهرات برگزار نمی‌شود بنابراین همه چیز در عربستان عادلانه است؟ وقتی کسانی که نماینده و منتخب مردم نیستند به خود اجازه می‌دهند که از تریبون‌های مختلف پیرامون مسایل کشور از قول مردم سخن بگویند چگونه خود مردم از چنین حقی برخوردار نباشند؟ زمانی که حق اعتراض به رسمیت شناخته نمی‌شود مطالبات قطره‌ای تدریجاً به دریایی تبدیل می‌شود که به سد قرار گرفته در جلوی آن فشار وارد می‌کند. چندی پیش ضرورت معرفی مکانی خاص خصوصاً در کلان شهرها برای بیان اعتراض مطرح شد اما هنوز در این زمینه اقدامی صورت نگرفته است. به هر حال اعتراض به عملکرد مسئولان و بیان نظر پیرامون رویدادها حق مردم است هر چند این حق نباید به نادیده انگاشتن سایر حقوق که حق برخورداری مردم از آرامش و امنیت است منجر شود. در همین راستا دولت ها در برخی از کشورها برای کاستن از مشکلات ناشی از تظاهرات بی‌حساب و کتاب تمهیداتی می‌اندیشند و مکان‌هایی را در نظر می‌گیرند و یا با آزاد گذاشتن یک مسیر و تأمین امنیت تظاهرکنندگان امکان اظهار نظر علنی را برای مردم فراهم می‌آورند هر چند ممکن است به دلیل غلبه‌ی احساس بر منطق و یا ترس از تخریب و بلبشو حتی در کشوری مانند فرانسه که از مدعیان پر و پا قرص دموکراسی و مردم‌سالاری است نیز تظاهرات به خشونت میل کند ولی در مجموع تظاهرات و اعلام همبستگی و اعتصاب اگر چه حق مردم است اما نیازمند چارچوبی است که مورد قبول همگان بوده و کمترین آسیب را به دنبال داشته باشد.
ممکن است محتوای مخالفت مردم همان چیزی باشد که صاحبان تریبون هم به آن اشاره داشته باشند اما آنچه تظاهرات مردمی را از نقدهای رسمی متمایز می‌کند احساس برخورداری مردم از آزادی بیان است که یکی از اهداف انقلاب بوده است!
امروزه شما به هر قشر و صنفی که مراجعه کنید به غیر از چپاولگران همه از شرایط کنونی کشور گلایه‌مندند و برخلاف نگاه‌های جناحی اعتراض آنها متوجه دولت و یا فرد خاصی هم نیست بلکه ایرادهای مردم اغلب متوجه مشکلاتی است که رفع آن در گرو اتخاذ تصمیمات بزرگ و تاریخی مبتنی بر گونه‌ای تجدید نظر در برخی راهبردهاست و نمی‌توان سر و ته آن را با تعویض یک یا دو وزیر به هم آورد و یا با کشیدن رییس جمهور به مجلس آن را تمام شده تلقی کرد. مردم صاحب انقلابند و همان گونه که حراست از دستاوردهای آن را وظیفه‌ی خود می‌دانند، هر گونه اصلاح در آن نیز حقی است که به مردم تعلق دارد به همین دلیل در چنین شرایطی مردم علاقمندند که هر روز شاهد حضور مسئولین اجرایی در رسانه‌ها باشند و علت متراکم شدن روزافزون مشکلات و آشفتگی‌ها را توضیح بدهند. در چنین شرایطی صدا و سیما باید از تمامی رسانه‌های خارجی و حتی داخلی برای تحلیل مشکلات کشور سبقت بگیرد و واقعیت‌ها را با مردم در میان بگذارد زیرا رسانه‌های خارجی که هر کدام منافع کشوری خاص را دنبال می‌کنند ممکن است به موازات بازتاب دادن برخی واقعیت‌ها القائاتی هم داشته باشند و شبهاتی ایجاد کنند که پاسخگویی به آنها سخت‌تر از بیان شفاف واقعیات است. چرا برخی اصرار دارند مردم را به پای چند رانت‌خوار و آقازاده و دلال و وطن‌فروش قربانی کنند؟
هر چه هست این روند نمی‌تواند تداوم داشته باشد و باید فکری اساسی کرد و مردم را نیز در جریان گذاشت و باور کرد که مردم باسوادتر، آگاه‌تر و دنیا دیده‌تر شده‌اند و مطالباتشان نیز قد کشیده و مایل هستند در موضوعات گوناگون طرف مشورت قرار گیرند و مسئولین دقیقاً مجری خواست اکثریت باشند نه دنبال کننده‌ی سلیقه‌های اقلیتی فاصله گرفته از زمان که خودشان هم نمی‌دانند به دنبال چه چیزی هستند!

Comments are closed.