سرمقاله
محمد عسلی
دشمنان مردم چه کسانی هستند؟
منافع ملی به آن دسته از منافعی گفته میشود که سود، ضرر و یا مصلحت یک کشور در امور سیاسی و اقتصادی را تبیین میکند.
سود از آن جهت که همه مردم مستقیم یا غیرمستقیم از آن بهرهمند میشوند ضرر بدان معنی که برای حفظ آن متحمل ضرر میشویم و باید هزینه کنیم. مصلحت یعنی مقابله، صلح، دفاع، رابطه و نهایتاً دیپلماسی برای حفظ شأن، عزت، شرف و یا هر ارزش دیگری که لازمه هویتبخشی به یک ملت است که میباید با آگاهی، تدبیر، عقلانیت و شجاعت همراه باشد.
با این مقدمه و به تعبیر اجمالی هر کس در مقام و سمتی که هست اگر به نوعی عامداً یا سهواً به منافع ملی لطمه بزند به دولت و ملت خیانت کرده و باید پاسخگو باشد و محاکمه و مجازت شود.
در جهان سیستماتیک غرب یکی از جرایم نابخشودنی عدم پرداخت مالیات است زیرا کسانی که از پرداخت مالیات فرار میکنند به منافع ملی لطمه میزنند در اکثر کشورهای پیشرفته دولتها با دریافت مالیات کشور را اداره میکنند نه صرفاً با درآمدهای دیگری مانند فروش نفت و گاز و غیره …
و اما بعد:
یکی از دلایلی که ما از دیرباز گرفتار فساد اقتصادی و اداری شدهایم، همین درآمدهای نفتی است که به قول حسین مکی نفت برای همه طلاست و برای ما بلا؛ بلای نفت هم جنبه داخلی دارد و هم جنبه خارجی.
جنبه داخلی آن انتظاری است که در مردم برای دستدرازی به سوی دولت ایجاد میشود، گویی گنجی پنهان است و بعد از کشف و استحصال و فروش هر کس باید کاسه گدایی خود را به دست بگیرد و از آن سهمخواهی کند و چون درآمد نفت هست مالیات هم ندهد و دولت ملزم به پرداخت یارانه باشد.
در چنین شرایطی است که ملت طلبکار دولت میشود و دولت هم چشم امید به درآمد نفت باز میکند و هر کاری دلش خواست با آن انجام میدهد کاری به پشتوانه درآمدهای مالیاتی ندارد تا بدهکار مردم شود.
در کشوری که با مالیات اداره نمیشود دولت نیازی به حمایت مالی مردم احساس نمیکند و مردم هم چندان مطالبهگر نیستند در چنین شرایطی است که آسیبپذیری در ارکان دولت و روند نقد و عملکرد مدیران چندان محسوس و مشهود نیست.
به نظر میرسد ساختار حکومتی اگر بر مبنای رضایتمندی مردم طراحی نشود هم دولت آسیبپذیر میشود و هم ملت احساس آرامش نمیکنند. دشمنان واقعی مردم مدیرانی هستند که بدون داشتن صلاحیت علمی و اخلاقی و بدون تجربه کاری تن به پذیرش مسئولیت و پست مدیریتی میدهند به ویژه در پستهای کلیدی که معمولاً با توصیه این و آن و به صرف آنکه آدم متدین و با سابقه عملکرد دینی است انتخاب و یا انتصاب میشوند.
و اما بعد:
آنچه امروز بر سر اقتصاد و فرهنگ کشور ما آمده ناشی از عدم برنامهریزی علمی است. برنامهریزیهایی که میباید بر اساس منابع و موانع باشد.
وقتی در دولت آقای احمدی نژاد سازمان برنامه و بودجه منحل میشود و آب از آب هم تکان نمیخورد زمینه سوءاستفادههای مالی بیش از پیش فراهم میشود و بدون برنامه، تقسیم پول بدون برنامه، روال عادی به خود میگیرد.
دشمنان واقعی مردم کسانی هستند که شرایطی فراهم آوردند تا شاهان منفور ساقط شده برای بعضی از فرصتطلبان بیاطلاع و تاریخ نخوانده محبوب جلوه کنند و رسانههای دشمنان خارجی برای رسیدن به مقاصد متولیان خود فرصتیابی کنند.
دشمنان واقعی کشور و ملت و دولت کسانی هستند که ناآگاهانه مردم را در رسانههای مجازی تشویق میکنند تا به چاه ویل آمریکا بیافتند بدون آنکه چهره واقعی این روباه پیر را نمایان کنند.
راستی چقدر از مردم فاصله گرفتهایم و چه غفلتها که در رضایتمندی مردم داشتهایم که اجساد مومیایی در میدان ذهن و روح بعضیها جولان میدهند و ما را دعوت به گذشته میکنند تا برخی به شاهان خونریز جهانسوز جهانگشا افتخار کنیم و به آستانبوسی آنان رغبت نشان دهیم.
ارتجاع و ارتجاعگرایی صرفاً جنبه توسل به خرافات دینی ندارد. بلکه گاه به علت بیاطلاعی از تاریخ گذشتگان کسانی پیدا میشوند که مبلّغ شاهان مستبد میشوند و انقلاب را از دریچه چشم نابینای خود یک اشتباه تلقی میکنند در صورتی که انقلاب نه یک امر دستوری و بخشنامهای است و نه فرمایشی است و نه با حمایت خارجی تحقق مییابد.
انقلاب همانند یک میوه رسیده است که بخواهی نخواهی اگر چیده نشود به زمین میافتد. انقلاب ایران ضرورت و امری اجتنابناپذیر بود.
اما اگر امروز میبینیم که شاهد انحراف از معیارهای انقلاب توسط دزدان و اختلاسگران چندی هستیم ناشی از عدم نظارت دقیق و مستمر و آگاهانه است.
دشمنان واقعی گاهی خودمان هستیم.
ما که چشم و گوش بسته و تحت تأثیر جو رأی به کسانی میدهیم تا به مجلس بروند که حتی نام آنها را هم نشنیدهایم چه رسد به عملکرد و تشخیص توانمندیهایشان.
ما گاه از ترس عقرب پناه به مار میبریم و بدتر را به جای بد انتخاب میکنیم.
دشمنان واقعی انقلاب و ارزشهای معنوی، ما هستیم که حرف دشمن را شیرینتر از داروی شفابخش دوست میپنداریم و به دایه دلسوزتر از مادر پناه میبریم.
دشمنان واقعی انقلاب کسانی هستند که به جای پاسخ به شبهات در ایجاد تردیدها و تشکیکها دمی از پای نمینشینند و به جای پاسخگویی در برابر تهاجمات رسانهای دشمنان، سکوت میکنند.
من تعجب میکنم با این همه خودزنی و فشارهای داخلی و خارجی عجیب است که امنیت رفت و آمد داریم و هنوز کشوری جرأت حمله نظامی به ما پیدا نکرده است.
کمی به خود آییم به جای کمک به دشمن و یأس و ناامیدی از دولتمردان از رحمت خدا غافل نشویم و اتحاد خود را حفظ کنیم و همانند لقمان عمل کنیم که وقتی از او پرسیدند: ادب از که آموختی؟ گفت: از بیادبان. گفتند چرا؟ گفت هر آنچه آنان کردند من عکس آن را انجام دادم.
حال بهترین راه این است که هر چه دشمن میگوید ما عکس آن را انجام دهیم تا دندان طمع او را از آب و خاک و ذخایر معدنی کشور بکنیم و آن سیلی که بر صدام زدیم سنگینتر آن را به آمریکا بزنیم که به دروغ ما را به پای میز مذاکره میخواند اما راه را بر ورود ما میبندد تا چنین القاء کند که ما اهل مذاکره نیستیم و هر اتفاقی که بیافتد به علت لجاجت و دشمنی با آمریکاست، آمریکایی که مدام تبلیغ میکند که دوست ملت ایران است اما تمام درهای اقتصادی را به روی مردم ایران میبندد.
چه بایدمان کرد در این عالم وانفسایی که دروغ، تزویر و کلاهبرداری وسیلهای برای غارت، چپاول و فریب شده است جز آنکه هوشیار باشیم، غافل از مکر دشمنان نشویم و به اصلاح ساختاری بپردازیم. بچههای نااهل خود را خود اصلاح کنیم.
والسلام
- شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ مرداد ۱۳۹۷