سرمقاله
اسماعیل عسلی
مقایسهی عملکرد مردم و مسئولین
هر چند از یک منظر نمیتوان بین مسئولین و مردم خطکشی کرد اما چون تعریفی که ما از یک شخصیت حقوقی برخوردار از امتیازات و اختیارات برای انجام وظایف قانونی داریم با تعریفی که از یک شخصیت حقیقی و عادی داریم متفاوت است، چنین تفاوتی روی سمت و سوی انتظاراتی که از یک مسئول به عنوان شخصیت حقوقی داریم تأثیری اجتنابناپذیر دارد. وقتی شخصی مسئولیتی را عهدهدار میشود، فرض بر این است که وی از تمامی صلاحیتهای علمی و اخلاقی و جسمی و روحی لازم برای ایفای مسئولیت برخوردار است که اگر چنین چارچوبی رعایت شود به شایسته سالاری میانجامد. طبیعی است که نهادهای نظارتی باید بر بقا و ماندگاری صلاحیتهای مورد اشاره تا زمان پایان مسئولیت افراد اشراف داشته باشند تا فردی به دلیل عدول از چارچوبهای اخلاقی و یا از دست دادن عقل به دلیل کهولت سن و همچنین از دست دادن تعادل روحی به هر دلیل، ناتوان از انجام وظایف محوله نباشد. همچنین فرض بر این است که اصرار بر برخورداری یک مسئول از صلاحیتهای لازم در امر انتصابها و انتخابها تحت تأثیر خویشاوندی، رانت، سهمخواهی و جانبداریهای حزبی و تعصبات مذهبی و قومی و مناسبات درهم پیچیدهای که سر در آبشخور تبانی داشته باشد کمرنگ نشود.
اگر باز هم فرض کنیم که واگذاری مسئولیت به افراد مختلف کاملاً در چارچوب قانون اساسی صورت گرفته، انتظار منطقی از مسئولین انتخابی و انتصابی این است که از حقوق مردم اعم از حقوق فردی، حقوق خانوادگی، حقوق اجتماعی و حقوق بینالمللی و از همه مهمتر حقوق ملی دفاع کنند و تمامی تلاششان معطوف به بهبود وضعیت کشور نسبت به کشورهای همسایه و همچنین نسبت به تمامی کشورهای جهان باشد. پر واضح است که مسئولین ایرانی به دلیل برخورداری کشورمان از شرایط ویژه ژئوپولتیکی، برخورداری از منابع زیرزمینی، برخورداری از منابع انسانی با ضریب هوشی بالا و جاذبههای متنوع گردشگری و زیستمحیطی هیچ گونه عذر و بهانهای برای این که رفاه مردم تحتالشعاع موضوعات حاشیهای و بیاهمیت قرار گیرد ندارند زیرا به اعتراف دوست و دشمن ایران در ردیف ۵ کشور اول ثروتمند جهان است که اگر به خوبی مدیریت شود ما مردمی بانشاط، مرفه، بالنده و در بالاترین موقعیتهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خواهیم داشت. تردیدی نیست که عملکرد مردم وابستگی زیادی به کیفیت عملکرد مسئولین دارد وقتی ما از عملکرد قابل ذکر یک مسئول سخن میگوییم منظورمان انجام کارهای عادی که بودجه و ساز و کارهای اداری و قانونی آن فراهم است نیست بلکه از جمله ویژگیهای مسئولین توانایی در انجام کارهایی است که غیرممکن به نظر میرسد. چنین کارهای بزرگی به نبوغ فردی مسئول و قدرت متقاعدکنندگی وی برای همراه ساختن مردم با خود بستگی تام دارد. این که مسئولین به مناسبتهایی کلنگ و قیچی به دست میگیرند و پروژهها و طرحهایی را افتتاح یا کلنگزنی میکنند که مطالعات فنی آن مطابق روال معمول صورت گرفته و بودجه و نیروی انسانی آن هم تأمین گردیده بسیار شگفتآور است زیرا حداقل خسارت چنین کاری اختصاص پیدا کردن وقت مفید مدیران برای افتخار کردن به انجام وظیفه است.
گاهی میبینیم مدرسهای یا درمانگاه و بیمارستانی با کمک چند صد خیر احداث میشود اما در زمان افتتاح کسانی که کوچکترین نقشی در ساخت و ساز آن نداشتهاند با قیافهای حق به جانب به دوربین خبرنگاران خیره میشوند و عکس یادگاری میگیرند و عملکرد مردم را به حساب خودشان میگذارند.
نمونه دیگر آن مقایسهی نقشآفرینی مردم و مسئولین در جنگ است. در جریان جنگ تحمیلی وظیفهی مردم فداکاری، قناعت، شکیبایی در برابر حملات هوایی و تقویت روحیه رزمندگان و حضور داوطلبانه در جنگ و پشتیبانیهای مالی و غذایی و خودرویی بود که به خوبی صورت گرفت اما وظیفهی مسئولین تلاش برای ارتقای کیفیت آموزش رزمندگان با هدف کاهش تلفات انسانی، نگاه به جنگ در هر شرایطی به عنوان تهدید و نه فرصت، رصد فرصتهای بینالمللی برای دستیابی به صلح در فرازهای تعیینکننده جنگ در راستای تأمین منافع ملی و پیگیری دریافت خسارت پس از تعیین متجاوز و نهایتاً از بین بردن زمینهی چالشهای مرزی و نظامی با همسایگان پس از جنگ بود. وقتی عملکرد مردم و مسئولین را از جهات گوناگون در این مورد مقایسه میکنیم به تفاوت از زمین تا آسمان آن پی میبریم.
در عرصهی اقتصادی نیز مردم در دههی اول انقلاب عملکرد قابل دفاعی داشتند و منتظر ایجاد فرصتهای کاری و جلب سرمایههای خارجی توسط دولتهای سریالی بودند که متأسفانه نه تنها محقق نشد بلکه مردم شاهد تعطیلی تدریجی کارخانجات و کارگاهها شدند و با علنی شدن تخلفات کلان اقتصادی در برخی از لایههای مدیریتی با اعتمادی خدشهدار شده تلاش کردند از موجودیت مالی و اقتصادی خود در برابر سیل غارتها جلوگیری کنند. به جرأت میتوان گفت که دولتهای ۴ گانهای پس از جنگ که هر کدام ۸ سال از مردم فرصت خدمتگزاری گرفتند نتوانستند عملکردی قابل دفاع داشته باشند تا آنجا که مردم را به رقیب دولت تبدیل کردند و به قاچاق و احتکار و سفته بازی و فرار از عوارض و مالیات دامن زدند و کار را به جاهای باریک کشانیدند.
در عرصهی فرهنگی و هنری مردم ابتدا به مسئولین اقتدا کردند اما چون در هر راهی گام گذاشتند با سد ممنوعیتها و تحریمها و بیبرنامگیها و برخوردهای سلیقهای مبتنی بر تفکرات سلفی و الکی و سنتی مواجه شدند، کسانی در این زمینه ابتکار عمل را به دست گرفتند که از این کشور رانده شده بودند و اکنون که مسئولین حاضر به تجدید نظر در برخوردهای بیپایه و اساس شدهاند و نیاز مردم به شادی و دست افشانی و پایکوبی را درک کردهاند و به ارزش هنر در تهییج احساسات و عواطف و ایجاد انگیزه برای زندگی و تعاملات معنوی و فرهنگی با جهان پی بردهاند، احساس میکنند که همواره چند گام از مردم عقبتر هستند.
پیشتازی مردم از مسئولین در بحث عملکردها در شرایطی است که مردم از جیب خود به مسئولین حقوق پرداختهاند و با رای خود به آنها اختیارات دادهاند و اکنون مردم به آیندهای چشم دوختهاند که مسئولینی جوان و با نشاط با تفکراتی مردمپسند و نگاهی جهانشمول و غیرتمند نسبت به منافع ملی امانت مسئولیت را از نسل اولیها تحویل بگیرند و هر جا با مشکلی بزرگ مواجه شدند بر اساس اصل ۹۵ قانون اساسی به موازات برنامهریزیهای عاقلانه برای ادارهی کشور، مردم را از طریق نظرسنجیها و فراخوانهای عمومی و رفراندوم در تصمیمات بزرگ مشارکت دهند تا این سرزمین کهن عظمت خود را بازیابد و همهی ساکنان آن زیر چتر هم سرنوشتی جمع شوند و در سایه سار همزیستی مسالمتآمیز الهامبخش کشورهای منطقه برای رشد و توسعهی فراگیر باشند.
- یکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۲ مرداد ۱۳۹۷