سرمقاله
محمد عسلی
آیا ۲۸ مرداد دیگری در راه است؟
در آخرین روزهای اسفند ۱۳۳۰ به گزارش مجله کاویان آخرین جلسه مذاکرات اعضای کمیسیون مختلط نفت و نمایندگان بانک بینالمللی که طی آن شکست و قطع مذاکرات مسلم گردید. «دکتر شایگان از اینکه آخر، انگلیس طماع و سرسخت ذرهای از نظر اولیهاش عدول نکرد چنان عصبانی و مأیوس است که سر خود را به میز تکیه داده است و دکتر متین دفتری نیز پیوسته سیگار میکشد. گارنر رئیس هیأت نمایندگی بانک بینالمللی پس از هفتهها مذاکرات بیاساس از دکتر مصدق خداحافظی کرد…»
و اما بعد:
دولت مردمی و ملی مرحوم دکتر محمد مصدق با گذر از تنگناهای مالی، فشارهای اقتصادی بحران کمبود قند و شکر و تلاش انگلیس برای پالایش نفت حوزه خلیج فارس در پالایشگاههایی که قرار ساخت آن را با کشورهای استرالیا، آلمان غربی و انگلیس گذاشت تهدیدی رسمی را علیه پالایشگاه آبادان اعمال نمود و با تحریک مردم افغانستان با انتشار کتابی مجعول سعی در تحریک دولت و ملت افغانستان برای ناامن کردن مرزها نمود.
این دسیسهها که توسط آمریکا و انگلیس در دوران حکومت محمد مصدق شکل گرفت و تلاش انگلیسیها برای نفوذ در دادگاه لاهه همه گویای یک هدف بود و آن سلطه بر نفت و صنعت کشور ما که با پیروزی مصدق در گرفتن رأی به نفع مردم ایران، زمینه کودتای انگلیسی- آمریکایی را فراهم کرد و بالاخره با کودتای نظامی و خونین ۲۸ مرداد ۳۲ به کارگردانی و با حمایت دولتهای آمریکا و انگلیس دولت دکتر مصدق ساقط شد و محمدرضا پهلوی، شاه فراری ایران دوباره به تخت سلطنت نشست تا مقدورات کشور ایران با تدبیر و سلطهی این دو کشور تعیین و شاه ایران، عروسک دست غربیها شود که ماجرای بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را هنوز برخی از بزرگان این مملکت به یاد دارند و دخالت آمریکا در عدم استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور ما را فراموش نکردهاند.
و اینک با گذشت ۶۵ سال از آن واقعهی تاریخی دردناک و قریب به چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی جای یک سؤال را در اذهان تاریخنگاران باقی میگذارد و آن این که آیا کودتای دیگری در راه است؟
ناگفته پیداست که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و کوتاه شدن دست آمریکا و انگلیس از منافع ملت شریف ایران و صنایع نفت و گاز، دولتهای انگلیس و آمریکا با تمام قوا کوشیدهاند در راه استقلال، آزادی و رشد اقتصادی ایران به انحای مختلف سنگاندازی کنند که گر چه دولتهای انقلابی ما را متحمل ضررهای مالی و جانی بسیار کردهاند اما تیرشان به سنگ خورده و خفتبار عقبنشینی کردهاند تا بار دیگر با ترفندهای دیگری برای ضربه زدن به دولت و ملت ایران هزینههای مالی و سیاسی روزافزونی را پرداخت نمایند.
نخست در جهت تخریب افکار عمومی نسبت به باورها و اعتقادات مسلمانی مردم ما وارد شدند و با علم کردن سلمان رشدیها و انتشار میلیونی کتاب آیات شیطانی افکار عمومی مردم جهان را برای مدتی تحت تأثیر قرار دادند، سپس به بهانه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا «سفارتخانه» موج تحریمها را دامن زدند و با کشورهای اروپایی همداستان شدند. چون مقاومت مردم دلیر و شجاع ایران و رهبر با اعتماد به نفس و غیور انقلاب اسلامی را مشاهده کردند چراغ سبز حمله نظامی را به صدام رهبر کینهتوز عراق دادند تا به خاک ما حملهور شود.
۸ سال جنگ تحمیلی با خسارتهای مالی و جانی بسیار مردم ما را در برابر تجاوزات نظامی و رسانهای آبدیده کرد و به نیروهای نظامی و انتظامی ما مصونیت و تجربه بخشید.
دوران سازندگی بعد از جنگ که با شکست صدام در جنگ خلیج فارس همراه شد به نفوذ آمریکا و انگلیس در منطقه خاتمه داد. آمریکا بیم آن داشت که انقلاب اسلامی ایران کشورهای مسلمان منطقه و جهان را درنوردد لذا با طراحی و دخالت مستقیم اسرائیلیها که نفوذ بسیاری در منطقه پیدا کرده بودند انقلابهای به اصطلاح فیس بوکی توسط رسانههای مجازی راه انداختند و شورشهای بسیاری را در کشورهای اسلامی مانند لیبی، تونس، مصر، سوریه، عراق، افغانستان و لبنان دامن زدند و به نام انقلاب مردم، حکومتهای دست نشانده و بلامصرف را یکی یکی ساقط کردند و اختلافات داخلی را دامن زدند تا در هیچ یک از این کشورها مردم، انقلابی شبیه انقلاب اسلامی را تجربه نکنند. بلکه منافع و زیرساختهای حکومتها و سرزمینهای خود را در جنگهای داخلی از بین ببرند و آنها هم اشک تمساح بریزند و سازمانهای دروغین و وابسته حقوق بشری برای مردم بلا دیده آنها گریه و زاری کنند و به اصطلاح از نهادهای دیگر برای دخالت جهت خاتمه دادن جنگ نظیر سازمان ملل و امثالهم تقاضای کمک نمایند.
نتیجه آنکه پس از این وقایع تلخ جنگهای داخلی لیبی با آن سرمایه عظیم نفت راه را برای غارت و چپاول شرکتهای نفتی آمریکا و اروپا باز کرد و آنها مردم را به حال خود گذاشتند تا بر سر و کله هم بزنند و حاصل آن بشود فرار و مهاجرت میلیونها مردم بیخانمان به کشورهای همسایه و اروپا تا آنها جوانان و تحصیلکردگان با استعداد و توانمند را با منت و آزار در کارخانجات با اندک مزدی به بیگاری بگیرند و پیران و سالخوردگان و زنان و کودکان آنها یا در دریا غرق شوند و یا در وضعیت اسفباری زیر چادرهای نصب شده در کمپها به اندک قوت لایموتی روزگار بگذرانند.
انقلاب مردم مصر هم به گونه دیگری در اثر اشتباه مرسی که به تصفیه ارتش تن در نداد با کودتای نظامی و دستگیری مرسی به زندانهای طویلالمدت و یا به اعدام انقلابیون کشیده شد.
سوریه که تاکنون توانسته با حمایت ایران و روسیه جان سالم به در برد و بار دیگر موجودیت خود را حفظ کند با سرزمین سوخته و خرابی مواجه است که سالیان درازی برای ترمیم خرابیها و زیرساختها وقت لازم دارد اگر بگذارند دست به ترمیم و اصلاحات بزند با میلیونها کشته، زخمی، فراری و ترک وطن کرده که کار نه چندان سادهای است.
عراق به گونه دیگری تاکنون با خسارتهای بسیار از دست داعش جان سالم به در برده و این ایران بوده که ناتوانی عراق را در دفاع از تمامیت ارضی جبران کرده است.
وضع و حال افغانستان را هم که شاهدیم و نیاز به ذکر مصیبت بسیار دارد که مجال آن در این کوتاه نوشتار نیست.
و اما بعدتر:
تنها ماهی درشتی که در این آب گلآلود به قلاب آمریکا و انگلیس نیفتاده ایران است.
ایرانی که نقشهی تکمیل خاورمیانه جدید توسط آمریکا را به هم زده و خار چشم آنها شده است. ایران قدرتمندی که با درایت و شجاعت تسلیم زور نشده و در برابر قدرتهای زورگوی جهان سر خم نکرده است. این ایران خطرناک برای آمریکا و کشورهای به اصطلاح همراه و دوست آنها باید از پای درآید به هر وسیلهای و با هر روش و ترفندی. زیرا چشم کشورهای مظلوم مسلمان به انقلاب آن دوخته شده که حاصل این مقاومت ۴۰ ساله چه خواهد شد؟
طبیعی است که نه مذاکرات نه تحریم و نه تهدیدهای آمریکا منافع کشور و ملت ما را تأمین نخواهند کرد زیرا هدف از مذاکرات صرفاً تسلیم کردن ایران و به اضمحلال کشیدن قدرت نظامی و اقتصادی ماست تا خطری متوجه آنها نباشد و بتوانند همانند آنچه پس از کودتای ۲۸ مرداد رخ داد رژیمی وابسته و دلبسته و غیرمستقل و تسلیم شده بر سر کار آورند و هر آنچه میخواهند و میتوانند با مردم ما روا دارند و بر مقدورات کشور، انقلاب و مردم ما مسلط شوند.
با این وصف یک سؤال دوباره در اذهان تاریخنویسان معاصر به دنبال جواب است.
آیا ۲۸ مرداد دیگری در راه است؟
آنان که انقلاب مردم ایران را باور دارند و در طول مدت ۴۰ سال تجربه کرده و شاهد بودهاند به خوبی میدانند تا این مردم قهرمان، آزادیخواه، مقاوم و انقلابی در میدانند و نیروهای مؤمن و اصیل نظامی ما در برابر دشمنان دست روی ماشه دارند، این اتفاق نخواهد افتاد زیرا گر چه کشور پهناور ایران ترکیبی از اقوام، طوایف و حتی قومیتهای دینی و مذهبی است اما تاریخ گواه صادقی است بر این مدعا که هر گاه در برابر تجاوز، جنگ و خیانت کشورهای خارجی قرار گرفتهاند همه متحد و یک صدا به میدان آمده با الهام از فرهنگ کهن سرزمینی و باورهای دینی و مذهبی تا مرز شهادت از هویت و ملیت خود دفاع کرده حتی دشمنان به ظاهر پیروز را در هاضمه فرهنگ و سنت خود به تحلیل بردهاند.
خیانتکاران نفوذی و دلبسته خارجی هم که توانستهاند در بعضی مراکز حساس اقتصادی ورود کنند یکی پس از دیگری از میدان به در شده و پاسخگوی خیانتهای خود در برابر ملت خواهند شد. از آنها هم بیمی نداریم. ما ایرانی هستیم. ایران فقط یک نام نیست که کشور و پرچم و مرز ما را مشخص میکند.
ایران یک سابقه چند هزار ساله تاریخی دارد که در برابر دولتهای بزرگ و متجاوزان سرسختی چون اسکندر، مغول، هلاکو، انگلیس، آمریکا و امثالهم ایستاده است که اگر قبل از اسلام بال قوی پرواز داشته اینک با دو بال پرواز در آسمان آرمانهای ملی و مذهبی خود جولان میدهد.
بال هویت تاریخی و ملی و بال انقلاب حسینی. امید که جوانان عزیز و فهیم ما به این نقاط عطف تاریخی توجه کنند تا فضاهای مجازی نتوانند تیرهای زهرآگین خود را به قلب و مغزهای آنان برسانند.
ما دولتهای متجاوز و مقتدر آمریکا را پس از انقلاب یکی پس از دیگری به خاک سپردهایم. دولت ترامپ هم روزی دارد. اما روز تحقق آرمانهای مردم آمریکا از آن این رئیس جمهور و دولت ترمز بریدهاش نیست.
والسلام
- شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ مرداد ۱۳۹۷