سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نشانه های جامعهی حسینی
از تأثیر تراژدیهای تاریخی بر روح و روان انسانها نمیتوان به سادگی عبور کرد. هنوز هم زمانی که بازیکنان مسیحی پا به میادین ورزشی میگذارند با ترسیم نقش صلیب نسبت به پیامبر خود که معتقدند به طرز فجیعی به صلیب کشیده شده است ادای احترام میکنند. از منظر ملیگرایی ماجرای به آتش کشیده شدن ژاندارک نیز هرگز از خاطر فرانسویها پاک نخواهد شد. بنای یادبود کشته شدگان در جنگهای منطقهای و جهانی و همچنین نسلکشیها بیانگر تأثیر درازمدت تراژدیهای رخ داده در جای جای کرهی خاکی است اما به جرأت میتوان گفت که هیچ رویدادی به اندازهی آنچه در کربلا رخ داد نتوانسته روح و روان و وجدان انسانها را دگرگون کرده و متأثر سازد.
مظلومیت کشته شدگان از یک سو و درنده خویی و سبعیت عاملان و مجریان این فاجعه تاریخی در فاصلهی زمانی نزدیک به نیم قرن از رحلت پیامبر(ص) از سوی دیگر منشاء اصلی تأثیرگذاریهای گسترده است، اگر چه ژرفایی و گستردگی تأثیر این واقعه بر شیعیان و خصوصاً ایرانیان بسیار بیشتر از سایر سایر مذاهب و بلاد اسلامی است.
شاید برخی بخواهند نشانههای این تأثیرگذاری را صرفاً در ایام محرم و صفر جستجو کنند اما با دقت در نامگذاری فرزندان، ساخت ابنیه و تکایا به نام شهدای کربلا و همچنین وقف اموال و نذرها و آیینهای گوناگون میتوان گفت هیچ روز و ساعت و لحظهای از زندگی شیعیان ایرانی نیست که نتوان نشانهای از تلاش برای یادآوری این ماجرای تاریخی را در آن یافت.
شاید تضاد و ناسازگاری علویان و فرزندان علی(ع) با بنیامیه که شاخصترین وجه مشترک آنها با ایرانیان است بر دامنهدار شدن این یادآوریها و اصرار بر فراموش نشدن این فاجعهی انسانی بیتأثیر نباشد اما شعاع بهرهبرداری ایرانیان از ماجرای کربلا و الهام گرفتن از جزییات آن به اندازهای است که نمیتوان سرمنشاء تمامی این واکنشها را در چنین وجه اشتراکی خلاصه کرد.
از باز کردن کام نوزاد شیعهی ایرانی با تربت امام حسین(ع) تا حل کردن همین تربت در آبی که به کام بیمار محتضر میریزند و سمت و سوی نامگذاری بچهها تا ساختن سقاخانه و تکیه و حسینیه و برپایی آیینهای گوناگون عزاداری و پختن حلواجات و انواع اغذیه و اشربه و وقف اموال و داراییها به نام امام حسین(ع) و یارانش همه و همه نشان میدهد که تلاش برای یادآوری چنین رخدادی از یک نگرش خاص تاریخی حکایت دارد که نیازمند کنکاشی خردمندانه است.
من در اینجا به موضوع تحریفهای اتفاق افتاده در نحوهی نقل آنچه در کربلا رخ داده و همچنین شکل عزاداریها و انطباق یا عدم انطباق آن با سنت نبوی و اسطورهای جلوه دادن برخی شخصیتها و قائل شدن نقشهای ویژه برای آنها کاری ندارم چرا که وقتی مردمی تلاش میکنند اوج ارادت خود را نسبت به شخصیتهایی که پشت سر یک حماسهی بزرگ دینی قرار گرفتهاند ابراز دارند بیتردید ممکن است در گرداب اغراق و بزرگنمایی بیفتند کما این که نظایر چنین اعوجاجهایی را در موارد مشابه نیز سراغ داریم و از آن گریزی نیست اما نمیتوانیم از کنار متنی که در طول تاریخ به حاشیه رانده شده و تغییر کارکرد داده است بیاعتنا عبور کنیم.
آنچه مسلم است زنده نگه داشتن یک حادثه تاریخی باید هدفی را دنبال کند که در مورد حادثهی کربلا هدف اصلی این است که ببینیم قیام امام حسین(ع) با چه انگیزهای صورت گرفته است. بر اساس روایات تاریخی که حاصل تفحص در سخنان سالار شهیدان در منازل و مواقف گوناگون است ایشان و یارانش با هدف امر به معروف و نهی از منکر قیام کردهاند که مفهوم امروزی آن ایستادگی در برابر نادرستیها و توصیه به درستکاری در چارچوب ارزشهای الهی و انسانی است. به همین دلیل انتظار میرود که ما در یک جامعهی شیعی شاهد بهترین نمونههای امر به معروف و نهی از منکر باشیم. منکرات شامل تمامی آن چیزهایی است که در قرآن صراحتاً از آنها نهی شده است مانند دروغ و دزدی و زنا و قتل و کمفروشی و تهمت و غیبت و ظلم و بیعدالتی؛ لذا جامعهی شیعی مدعی پیروی از امام حسین(ع) جامعهای است که شاهد کمترین نمونههای رواج منکر باشد که اگر چنین نباشد گو این که همه عزاداریها، تکیهها و حسینیه ساختنها، تقسیم نذری، نامگذاریها و شرکت در آیینهای گوناگون مرتبط با این رویداد تاریخی نتوانسته ما را در مسیر مورد نظر امام حسین(ع) قرار دهد و اگر خوب بودن در جامعهای که همه دم از ارادت به امام حسین(ع) میزنند سخت است باید به ارادت خود شک کنیم چرا که بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازنگری در رفتار و پندار و گفتار خود هستیم. ابراز ارادت به امام حسین(ع) شغل نیست که بتوان از رهگذر آن به متاعی قلیل بسنده کرد بلکه یک باور و فرهنگ است و چنین باوری اگر در ابعاد گوناگون زندگی ما نمود نداشته باشد از اهداف خود فاصله گرفته و به بیراهه رفتهایم. مردم دنیا باید نشانههای ارادت ما به امام حسین(ع) و یارانش را در رفتار و گفتار و کردار و زندگی ما ببینند. از جمله نشانههای جامعهی حسینی، عاری بودن آن از ظلم و ستم و نابرابری و عدم شایستهسالاری است و بیشک تنها راه نشان دادن ارادت به امام حسین(ع) تلاش برای ایجاد جامعهای است که مدعیان پیروی از امام حسین(ع) تلاش میکنند آرمانهای آن حضرت را در مقطعی که توفیق حکومت یافتهاند را محقق سازند.
- جمعه ۲۳ شهریور ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ شهیور ۱۳۹۷