• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲ مهر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
برای پرنده کوچکی که در شوق پرواز پرپر شد
وقتی هیبت اقتدار نظامی ما خار چشم بزدلان می‌شود و ارباب رعایای منطقه در برابر شگفتی‌های سربازان ما کم می‌آورند همانند شمر آب را بر روی کودکان می‌بندند کودک‌کشی میراثی است که از اسرائیل به ترسوها می‌رسد تا شاید با مردم‌فریبی بتواند آبی بر آتش خشم خود بریزد که از پس چند سال هنوز نتوانسته است بر شیعیان یمنی که ایران چشم عنایتی به آنها دارد فایق آید. تا آنجا که با پیشرفته‌ترین سلاح‌ها در پروازهای کور و بزدلانه جز کودک‌کشی و آتش‌افروزی در خانه‌های بی‌دفاع کاری از دستشان بر نیاید.
آرام بخواب در کنار برادران شهیدت که تو پیام‌آور استقامتی، هر چند عاشقانه به تماشای سربازانی رفتی که حافظ امنیت وطنت بودند و در شادی هر آنچه بر طبل پیروزی نواخته می‌شد به پرنده بی‌بالی می‌ماندی که چشم انتظار پر پرواز است. افسوس که این شادمانی برای دل مادر داغدارت زود از دست رفت.
بدان که زودتر از آنچه تصور می‌شد پرواز کردی هر چند بی‌بال.
پرواز تو عکسی شد در بغل سربازی شجاع که دنیا را غافلگیر کرد تا همه بدانند آنان که دم از حقوق بشر می‌زنند جز به شر راضی نمی‌شوند.
و حقوقی برای تو و امثال تو نمی‌شناسند.
و اما بعد: ای کودک اصیل ایران!
بدان گاه چیزی دوست می‌داریم که خیر ما در آن نیست و برعکس از اتفاقی نگرانیم که برای ما خیر است.
اینک تمامی هموطنان ما در خوزستان قهرمان دریافته‌اند: خائنانی که وعده آزادی می‌دهند و چشمشان در برابر دلارهای نفتی باز می‌ماند و بر روی انسانیت بسته می‌شود و دهانشان برای تشویش اذهان عمومی باز می‌ماند ناجی هیچ قومی نیستند و رهاورد آنها جز خشونت، آوارگی، ناامنی و جنگ نخواهد بود. و اگر امروز ایران سربلند شجاعانه در برابر استعمارگران پیر و ستمگران قرن قد علم کرده است حاصل همبستگی و اتحاد تمامی اقوام ایرانی اعم از فارس، عرب، کرد، لر، بلوچ و ترک است که تفاوت‌های رنگ پوست و گویش‌های زبانی و باورهای دینی و مذهبی نتوانسته‌اند سرزمین پهناور ایران کهن را تقسیم و کوچک کنند.
آری اگر امروز بعضی کشورهای کوچک منطقه تن به ذلت و تسلیم در برابر استعمارگران داده‌اند نشانه کوچکی و حقارت آنهاست که اگر چون ایران، بزرگ و مقتدر می‌بودند به چنین سرنوشتی مبتلا نمی‌شدند که انسان پول‌پرستی چون ترامپ علناً بگوید: «آنها گاوی هستند که باید شیرشان را دوشید…»
ولی اگر گاو نبودند و دمی از نشخوار دلارهای نفتی باز می‌ماندند و زن‌بارگی را رها می‌کردند مرد میدان کارزار می‌شدند و نیاز نبود سربازان کشورهای فقیر را با پول اجیر کنند تا برایشان بجنگند و یا نیاز به آمریکا نداشتند تا امنیتشان مرهون حضور نظامی سربازان آمریکایی در ناوهای پهلو گرفته در سواحلشان باشد.
و اما بعدتر:
ای کودک به خون خفته شجاع و شهید ایرانی ما دریافته‌ایم که هر قطره خون تو گلوله‌ای است در دست سربازان غیور ما که لانه روباه صفتان را به آتش می‌کشد و از آنها جز تلی از خاکستر و استخوان‌های سوخته باقی نخواهد گذاشت.
آرام باش که ناله‌های مادرت و غیرت پدرت جرثومه‌های ترسو را از میان بر خواهند داشت تا برادران و خواهران تو در امنیتی مثال زدنی روی خوش ببیند و عشق به زندگی را در سایه وفاداری سربازان وطن و همبستگی ملی تجربه کنند.
ای کودک خونین بال ایران عزیز هر چند دست تطاول حکام شرمگین منطقه از آستین آمریکا در آمد تا بال پرواز تو را خونین کند بدان که از هر قطره خون تو کودکی بر خواهد خاست. جوانی دلاور خواهد شد و رسم همسایگی را با روایتی صادقانه بجا خواهد آورد و امنیت را برای مردم دربند منطقه تضمین خواهد کرد و سرافرازی مثال زدنی را به تماشای جهانیان خواهد گذاشت.
چنانکه در عراق، سوریه و یمن می‌بینیم که اگر دلاوران ارتشی و سپاهی و بسیجیان جان برکف ما نبودند داعش آمریکایی و ایادی تسلیم شده‌اش بر جان و مال و ناموس مسلمانان منطقه حاکم می‌شدند و از دین و آیین و هویت انسانی و اسلامی ما اثری نمی‌ماند.
آری این چنین است کودک دلبندم.
که گرچه در سوگ فقدان تو ایران قهرمان آرام ندارد اما همین شهادت‌هاست که اتحاد ملی را در برابر سوداگران زر و زور و تزویر مستحکم‌تر خواهد کرد و حساب هر دشمن داخلی و خارجی و دزد و خائنی را خواهد رسید زیرا مقدر بشر است که دعوی بی‌نیازی نداشته باشد. بدان که ما همه نیازمندیم. نیازمند صداقت، نیازمند اتحاد، نیازمند یکزبانی و همدلی و نیازمند مردان مرد در عرصه‌های پیکار با شیطان صفتان و متجاوزان این نیاز بارها در طول تاریخ این سرزمین برآورده شده و بودن امروز ما نشانه‌ای از آن همه قهرمانی‌هاست.
ما در نیاز قهرمان شدیم نه در رفاه هر چند رفاه نسبی خود نیاز زندگی است اما نیازی که رفع آن آسان‌طلبی و بهره‌وری از پول‌های بادآورده نفت باشد در گذر زمان باز رخ می‌نماید.
ما چونان درختی کهن هستیم که ریشه در اعماق داریم این بادهای موسمی جز آنکه ریشه‌هایمان را ستبر و محکم کنند و به حیاتمان مصونیت بخشند کاری از دستشان برنمی‌آید.
ای بزرگمرد کوچک آرام بخواب.
وقتی تو افتادی سربازی خداباور از زمین بلندت کرد و به دریچه روشن دوربین‌هایت برد تا هواهای تازه دیگری را تجربه کنی و بدانی اگر چشم بعضی دولت‌ها بر روی جنایت بسته می‌شود چشم مردم جهان بر روی مظلومیت تو باز می‌ماند و تو در زلال چشمان بیدار مردمان مدام جاری می‌‌شوی.
آرام بخواب نوگل خندانم که در دام توحش زمان افتادی…
آرام بیاسای
که جاودانه شدی.
والسلام

Comments are closed.