سرمقاله
محمد عسلی
خودزنی سیاسی و خودفراموشی مقاومتی!
یکی از ظرفا میگفت:
ما به خانوادهای میمانیم که از بیرون تهدید به توپباران شدهایم و از درون بر علیه یکدیگر سنگپرانی میکنیم.
در چنین حالی اندیشه مقابله با دشمنان بیرونی سخت میشود و فراموشی میآورد. دشمن با صدای بلند در بلندگوهای رسانهای جهان فریاد میزند چنانتان میکوبم که بلند نشوید در حالی که روباهصفت لبخندی بر لب دارد و ادعای دوستی میکند. از یک طرف بر طبل تحریم و تهدید میکوبد و از طرفی ملت را خطاب قرار میدهد که این تهدیدها و تحریمها برای ساقط کردن رژیم است. گویی رژیم از کشور دیگری آمده و بر ملت ایران تحمیل شده است!
به ملت سوریه، لیبی، افغانستان و عراق هم همین حرفها را زدند که ما برای حمایت از شما بر علیه رژیمتان قیام کردهایم و شما را به یاری میطلبیم، اما میبینیم که چه بر سر ملتهای مسلمان آوردند و چه فقر، آوارگی و نظامگسیختگی را به آنان تحمیل کردند تا از چاله به چاه افتند و نتوانند حتی با فقر بسازند و در خانه خود بمانند.
و اما بعد:
از مردم میگویند و مشکلات اقتصادی و معیشتیشان که خود مسبب آنند به واسطه تحریمها، تحمیل جنگ ۸ ساله و جوسازیهای سیاسی و اقتصادی و دخالتهای شبانه روزی در فضاهای مجازی در همه امور.
از مردم میگویند اما کامیونداران را تحریک و تشویق میکنند تا دست از کار بکشند و عملاً مشکلات حمل و نقل کالاها را رقم زنند تا آرد به نانواها نرسد، شیر به فروشگاهها و بنزین به اتومبیلها و کارگاهها و کارخانجات و بعضی از رانندگان هم به طمع دریافت لاستیک و قطعات ارزان به بحران کمبود وسایل مورد نیاز دامن میزنند و دست از کار میکشند که خودکرده را تدبیر نیست.
متأسفانه هنوز بسیاری از دستاندرکاران حمل و نقل و کسبه و کارگران کارخانجات درک نکردهاند که شرایط فعلی شرایط عادی نیست.
صرافان بزرگ هم که در داد و ستد و تبدیل ارز دل مشغول درآمد بیشترند برایشان فرقی نمیکند که خریداران ارز اجیرشدگان عربستان و امارات باشند و یا نیازمندان هر چند همه میدانیم که جنگ، جنگ است و جنگ صرفاً نظامی نیست.
امروز جنگ رسانهای، جنگ کلامی، جنگ اقتصادی و جنگ فرهنگی و سیاسی همه در مجموع قصد جان ما را کردهاند. تاریخ جنگهای معاصر فراموش نکرده که یکی از علل سقوط سالوادور آلنده رهبر فقید شیلی که نخواست زیر بار آمریکا برود اعتصاب کامیونداران بود. از این رو دشمن به خوبی میداند که نقش عوامل و اسباب حمل و نقل تا چه میزان میتواند بحرانساز شود و دولت و ملت را زیر فشارهای سنگین قرار دهد.
ذوقزدگی عدهای بیخبر از سیاست و قاعده اقتصاد و مملکتداری برای تضعیف دولت نوعی خودزنی و خودفراموشی است هر چند بعد از گذشت ۴۰ سال دستاوردهای خوب یا بد انقلاب اسلامی همه دریافتهاند که دشمنان خارجی و داخلی انقلاب ملت ایران، دلشان برای مردم نسوخته بلکه برعکس قصد انتقامجویی از مردم دارند و نعل وارونه میزنند و خود را حامی مردم معرفی و تبلیغ میکنند.
کدام کشور قدرتمند خارجی را سراغ داریم که بدون در نظر داشتن منافع ملی کشور خود بهانه برای تغییر و تجاوز در کشور دیگری را داشتهاند؟
مگر همین آمریکا نبود که با ترفند انگلیسی کودتای ۲۸ مرداد را در ایران راه انداخت و دولت مردمی مرحوم محمد مصدق را ساقط کرد؟
سقوط دولت محمد مصدق که توانسته بود نفت را ملی کند و دست چپاولگر انگلیس را از منابع نفت ایران قطع کند نه فقط با کودتا که با حمایت نادانان بود. شاه مخلوع ایران که امروز برای بعضی ورشکستگان سیاسی و افراد بیخبر تبلیغ و مقایسه میشود، ۲۵ سال دست آمریکا و انگلیس را در تمامی مقدرات کشور باز گذاشت تا هر آنچه میخواهند ببرند و هر آنچه حکم میکنند انجام شود و در کنار آن اصلاحاتی هم انجام شود.
مگر انقلاب اسلامی ایران به وسیله اکثریت قریب به اتفاق مردم به پیروزی نرسید؟
مگر نظام جمهوری اسلامی با رفراندم مردمی و با تأیید ۲/۹۸ درصد مردم تصویب نشد؟
چرا مردم انقلاب کردند اگر رژیم گذشته خوب عمل میکرد و مردمی بود؟
باید همه به عقب برگردیم، صفحات تاریخ نوشته و نانوشته رژیمهای گذشته ایران را مرور کنیم و سپس به قضاوت نشینیم و از خود سؤال کنیم علت انقلاب چه بود؟
این سخنان به معنای بینقص و بدون ضعف بودن کارگزاران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی نیست.
همه میدانیم که بعضی از مسئولان در طول این چهل سال عامداً و سهواً خیانتهای زیادی مرتکب شدهاند که شاید بعضی از خیانتهای آنان را نتوان در هیچ نظامی پیدا کرد مانند قصور و تقصیر در اهمال و عدم نظارت مالی و اقتصادی که منجر به اختلاسهای کلان شد اما این وقایع تلخ بدان معنی نیست که فراموش کنیم دستاوردهای نظامی، علمی، فرهنگی و سیاسی دولتمردان را در شرایطی که تمامی قدرتهای جهانی و منطقهای بر علیه استقلال توطئه کرده و فشارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی را وارد کردهاند و دروازههای عقیدتی و انقلابی ما را سالیانی است به توپ بستهاند.
راستی کدام دولت را سراغ داریم که توانسته باشد در برابر این همه فشارها و تهدیدها و تحریمها ایستادگی کند و حتی نتواند به اصطلاح به دوستان شرقی خود کاملاً اعتماد نماید اما روی پای خود بایستد؟
خودزنی و خودفراموشی صرفاً حاصل بیخبری نیست. بلکه برعکس همه میدانیم که دشمن کیست و دشمنی چیست؟
کسانی که دانسته دست به خیانت، جاسوسی و هواداری از ستمگری و قلدری میزنند چه در داخل و چه در خارج به قول «برتولت برشت» تبهکارند.
تبهکاران از چنان حماقتی برخوردارند که حتی منافع خود را فدای کینهتوزیهایشان میکنند چه رسد به منافع دیگران و همنوعان.
و اما بعدتر:
اشتباه دولتمردان به هر علت در دامن زدن به اقتصاد بیمار با روش توصیهطلبی، نگاه فامیلگرایی، تساهل و تسامح در نظارت و بخششهای یک طرفه قابل جبران و بخشیدنی نیست.
هیچ مدیر یا رئیسی به هر دلیل نباید در شرایطی قرار بگیرد که اعتماد کامل داشته باشد به ادامه خدمت تا برایش مشتبه شود که هر کاری کند مدعی ندارد و هیچ یک از آحاد مردم نباید به خود اجازه دهند که در برابر تعدی، ظلم، ستمگری، تبعیض و تخلفات بعضی مسئولان و مدیران در دستگاههای دولتی و خصوصی ساکت بمانند.
اگر سیستمی به نام دولت یا حکومت سالم کار کند به علت سلامت تمامی اجزا و دستگاههای آن است.
ملت و دولت در سیستمهای حکومتی در هم ادغام شدهاند.
پس گناه هر بیعدالتی، اختلاس و تبعیض و افزایش فقر و بیچارگی صرفاً به گردن دولتها نیست بلکه ملتها هم که ناظر بر اعمال دولتیان هستند اگر به خوبی ناظر نباشند و خود را مکلف به پیشگیری از روند ناسالم امور ندانند مقصرند و این تقصیر ناشی از خودفراموشی است. نظارت همگانی خود فرهنگی پیشرفته و متناسب با توسعه است مردمی که فریب توطئههای داخلی و خارجی نمیخورند، مردمی آگاه و مسئولیتپذیرند و سالار بودن خود را به نمایش میگذارند.
مردمی که حق خود میدانند بر اعمال، گفتهها و اندیشههای دولتمردان خود نظارت مستمر داشته باشند و نمایندگانی انتخاب نمایند که از پس ماجراها برآیند. مردمی مقید به اصول و منضبط و دارای اندیشه سیاسی و اقتصادی متعادل. اما اگر چشم بر هم گذارند و منتظر نتیجه بنشینند به نوعی تقلید کورکورانه کردهاند و ظلم و ستم و بیعدالتی را برای خود دست و پا کرده و گناه را به گردن دیگران میاندازند.
مردان و زنان قهرمان و شجاع ایران زمین! هر آنچه در این اوضاع و احوال بر سر ما میآید خود نیز در آن نقش اساسی داریم.
اصلاح امور با هرج و مرجطلبی و اعتراضات خیابانی و خشونت به دست نمیآید، بلکه برعکس گاه وضع را بدتر از آنچه هست میکند.
هر راهبندانی، سوخت بیشتر، هوای ناسالمتر، عقبافتادگی بیشتر کارها و پررویی دشمنان را به دنبال دارد.
عقل و ایمان حکم میکند با خرید کمتر از گذشته و توصیه به دیگران، با حفظ ارزش پول ملی در برابر ارز خارجی، با حمایت از برنامههای اصلاحطلبانه دولت و با انسجام و اتحاد ملی، دشمنان ملک و ملت را مأیوس کنیم و برای کوتاه مدتی راه قناعت و صبر پیش گیریم و بر دانش سیاسی و فرهنگی خود بیافزاییم تا دشمنشاد نشویم. عدم تأیید کارهای ناروای بعضی مدیران و مسئولان را نیز وجهه همت خود قرار دهیم و هرجا ناراستی و تقلب و سوء مدیریت سراغ داریم اطلاعرسانی کنیم.
در چنین وضع و حالتی امنیت و اقتصاد ما حفظ و کامل میشود.
امروز دشمنان جبههای به وسعت تمامی ایران بر رویمان گشودهاند تا از هر جا بهتر بتوانند رخنه کنند، دریغ نکنند.
واقعه اخیر خوزستان درسی است که هر کودکی هم آن را فهم کرد چه رسد به بزرگان مردم ما.
پیروز باشید
- یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۹ مهر ۱۳۹۷