• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ مهر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
بن سلمان یک قدم تا سقوط
از دی ماه ۱۳۹۴ که شیخ نمر رهبر شیعیان عربستان با شمشیر گردن زده شد تا امروز که خبر قتل خاشقچی روزنامه‌نگار معروف منتقد عملکرد بن سلمان رسانه‌ای شده است قریب به ۳ سال می‌گذرد.
اعدام شیخ نمر هر چند بازتاب جهانی داشت و موجب حمله به سفارت عربستان در تهران و قطع روابط دیپلماتیک بین ایران و عربستان گردید و هنوزا هنوز هم دشمنی شاه و ولیعهد عربستان با ایران ادامه دارد اما قتل ناجوانمردانه خاشقچی شرایط را به گونه‌ای برای بن سلمان سخت کرده که مرده‌شوی هم گریه می‌کند.
ترامپ پس از سکوت معنی‌دار یک هفته‌ای بر اثر فشار افکار عمومی مردم جهان علی‌رغم میل باطنی‌اش در مصاحبه‌ای اعلام کرده اگر مشخص شود قتل خاشقچی با فرمان بن سلمان بوده مجازات‌های سختی برای عربستان در نظر می‌گیرد.
علی‌رغم اسناد و قراین موجود که دولت ترکیه اعلام کرده در اختیار دارد و صراحتاً گمانه‌زنی قتل روزنامه‌نگار عربستانی را در سفارت عربستان در ترکیه خبری کرده است هنوز ترامپ به دنبال راهی است برای گریز از این معرکه تا به قول خودش تجارت اسلحه با عربستان دچار وقفه نشود.
و اما بعد:
قتل خاشقچی هر روز ابعاد گسترده‌تری بر علیه عملکرد بن سلمان را دامن زده است و رسانه‌های جهان با ورود و تحلیل این خبر بیش از پیش بر افکار عمومی تأثیر گذشته و همگی منتظر موضع‌گیری سیاسی اتحادیه اروپا و آمریکا هستند.
به نظر می‌رسد بن سلمان هم در حالت شوک قرار گرفته و فعلاً در عرصه شطرنج افکار عمومی مات شده است و معلوم نیست وعده‌های میلیارد دلاری بن سلمان بتواند این ننگ را از دامان شاه و ولیعهد عربستان پاک کند.
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که اگر جهان غرب برای حفظ منافع خود بر قتل شیخ نمر سرپوش گذاشت و آن را ناشی از اختلاف شیعه و سنی نامید اینک نمی‌تواند بر قتل خاشقچی سرپوش بگذارد و این خیانت مستند را نادیده بگیرد.
بن سلمان که سعی کرده بود با اصلاحات روبنایی چندی از زیر چماق باجخواهانه حقوق بشر آمریکایی جان سالم به در برد اینک تمامی شیرهای دوشیده شده را با لگدی دیگر سرازیر چاه فاضلاب کرده به گونه‌ای که باز گرداندن آن امکانپذیر نیست.
با این وصف اگر قتل شیخ نمر مجاهد شیعه عربستانی موجب تشدید جنگ یمن و مقابله ایران با عربستان شد که تاکنون میلیاردها دلار اسلحه خریداری شده برای کشتار مردم بی‌دفاع یمن صرف شده و خزانه عربستان را خالی کرده است، قتل روزنامه‌نگار و سردبیر معروف عربستانی بیش از آنچه تصور می‌رود شکاف دیپلماتیک بین آمریکا و اتحادیه اروپا از یک طرف و عربستان از طرف دیگر را عمیق‌تر خواهد کرد و بن سلمان یک قدم تا سقوط بیشتر ندارد مانند بوکسوری که ضربه گیج کننده و غافلگیرانه خورده و در گوشه رینگ حرکات بی‌اثری از خود نشان می‌دهد و منتظر سوت داور است تا مسابقه را قطع کند.
و اما بعدتر:
روزگار غریبی است. چشم تمامی دولتمردان غرب و شرق و شمال و جنوب این کره خاکی در اسارت ماشین، به پول و درآمدهای اقتصادی است و دیگر فرقی نمی‌کند کدام ایدئولوژی سیاست‌های پولی را دنبال می‌کند.
برای هر دیدگاه و سلیقه‌ای هدف وسیله را توجیه می‌کند و این وقاحت تا بدانجا رخنه کرده و توجیه‌پذیر شده است که دولت عربستان به ترکیه پیشنهاد باج ۴ میلیارد دلاری می‌دهد که بر این قتل فجیع سرپوش گذارد و دولت ترکیه هم به درد چه کنم گرفتار شده است از یک طرف می‌باید پاسخگوی افکار عمومی باشد و از جانب دیگر منافع اقتصادی کشور خود را در گرو روابط حسنه با عربستان می‌بیند. مشکلی که آمریکا و اتحادیه اروپا هم با آن مواجه‌اند… چنین به نظر می‌رسد که دولت عربستان و ولیعهد آن دوباره باید سر کیسه را شل کنند اما نه فقط برای ترامپ بلکه دست‌های دیگری هم به سویشان دراز شده است.
لیکن ناگفته پیداست که این خون و خون‌های به ناحق ریخته دیگر از جمله خون زنان، کودکان و مردان بی‌دفاع و بی‌گناه یمنی و سوری با دلارهای نفتی شسته نخواهد شد و رنگ و ننگ جنایت‌های بی‌شمار سعودی‌ها تا ابد بر پیشانی آنها نقش خواهد بست.
تاریخ معاصر سیاست‌های غرب بر علیه کشورهای اسلامی به گونه‌ای ورق خورده است که هیچ یک از کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه نباید بین آنها اتحادی باشد که قدرتی سیاسی، نظامی و یا اقتصادی شوند و بتوانند در مقابل زورگویی و باجخواهی آمریکا و کشورهای صنعتی اروپا و نماینده غاصب آنها «اسرائیل» بایستند. بلکه برعکس پیوسته باید این اندیشه به آنها تعلیم شود که بدون حمایت آمریکا و دیگر کشورهای صنعتی به قول ترامپ دو هفته هم دوام نمی‌آورند.
در صورتی که اگر فقط با ایران دست دوستی و اتحاد می‌دادند هیچ قدرتی نمی‌تواست در منطقه آنها را تهدید و مرعوب کند زیرا ایران‌هراسی دگر بهانه باجخواهی نمی‌شد.
متأسفانه سیاست انگلیسی تفرقه بیانداز و حکومت‌کن سالیانی است بر سر ملت‌های مسلمان سایه افکنده و هنوز مسلمانان از این سیاست درس عبرت نگرفته و بر روی یکدیگر قرن‌هاست شمشیر می‌کشند و همین شمشیر کشیدن‌ها، آنها را در مقابل کشورهای منفعت‌طلب ضعیف کرده است.
یک روز نوبت صدام بود که گاو شیرده باشد و عراق را به روز سیاه بکشاند و امروز نوبت عربستان است که از اریکه قدرت به زیر کشیده شود و همانند کویت ۵۰ درصد نفت خود را برای رهایی پیشکش آمریکا کند.
و اما در پایان ذکر یک نکته مهم را لازم می‌دانم و آن اینکه صرف مخالفت خاشقچی با بن سلمان نمی‌تواند منجر به این قتل فجیح شود بلکه آنچه منجر به قبول بهای سنگین چنین جنایتی از سوی بن سلمان شده رازها و اطلاعاتی است که خاشقچی در سینه داشته و افشای آن دودمان سعودی‌ها را به باد می‌داده و احتمال اینکه خاشقچی در شرایطی قرار بگیرد که آمریکا را بیشتر در جریان دخالت‌های عربستان در حملات سپتامبر بگذارد برای بن سلمان محرز بوده است.
اینک آمریکایی‌ها به دنبال این اسرار نیستند بلکه آنچه برایشان مهم است دلارهای نفتی ذخیره شده در بانک‌های بین‌المللی است که هر دولتمرد غربی سعی دارد سهمی بیشتر از این لقمه چرب و نرم نصیب خود کند.
اینک چماق حقوق بشر صرفاً نه به دست آمریکا و کشورهای اروپایی بلکه بیشتر تحت تأثیر انزجار افکار عمومی جهانی بالای سر بن سلمان قرار گرفته و دشمنان داخلی و خارجی عربستان را در انتظار سقوط وی قرار داده است تا چه پیش آید.
به قول حافظ خومان:
«تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهم راند
عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست…»
والسلام

Comments are closed.