• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ آبان ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اگر دارید بپردازید
یکی از همکاران آموزش و پرورشی می‌گفت از ابتدای مهرماه بازنشسته شده‌ام و تازه گرفتاری‌هایم شروع شده است. گفتم کدام گرفتاری؟ از همین فردا برنامه‌ی ورزش در پارک خلدبرین را ردیف می‌کنیم. با نگرانی گفت: تا خیالم راحت نشود قادر به اجرای هیچ طرح و برنامه‌ای نیستم. با تعجب پرسیدم: چرا بیخودی برای خودت کار می‌تراشی، تو که دیگر دغدغه‌ی حضور بموقع در کلاس را نداری گفت: نه بابا مشکل من این است که حقوق مهرماه هنوز به حساب نرفته و از طرفی حکم بازنشستگی‌ام نیز هنوز ابلاغ نشده و زمانی که برای کسب تکلیف به اداره آموزش و پرورش مراجعه کردم گفتند تا سه ماه هم از حقوق خبری نیست. پاداش ۳۰ سال خدمت هم یکسال دیگر پرداخت می‌کنند. حالا شما بفرمایید که من با این روز و روزگار گرانی چرا باید اولین روزهای بازنشستگی را با اوقات تلخی سپری کنم. خرج این سه ماه را از کجا بیاورم؟ حتی رفتم به بخش رفاهی اداره و گفتم حداقل موجودی‌ام از صندوق ذخیره را بدهید تا این سه ماه را به خوبی و خوشی بگذرانم پاسخ دادند که تا یک ماه دیگر یا شاید هم بیشتر از بانک به شما تماس می‌گیرند و با شما تسویه حساب می‌کنند.
دیدم حسابی کلافه است گفتم برو به اداره بگو حداقل به صورت علی‌الحساب یک وام پنج میلیونی برایت ردیف کنند گفت: ای آقا کسی به کسی نیست. گفتم حالا می‌خواهی چه کنی؟ گفت مگر نشنیده‌ای که آخر شاعری اول گدایی است! می‌خواهم بروم سراغ دامادم و از او قرض بگیرم! این را گفت و با عجله از من خداحافظی کرد و رفت. او رفت ولی مرا به فکر فرو برد که آیا در وزارتخانه‌ای به عرض و طول آموزش و پرورش یک نفر آدم فهمیم پیدا نمی‌شود که اهل محاسبه و چرتکه انداختن باشد و پیش خودش فکر کند که این بازنشسته‌ی بیچاره چگونه باید تا زمان دریافت مقرری بازنشستگی روزگارش را بگذراند؟ از طرفی اگر بودجه‌ی پاداش پایان خدمت معلمان به تصویب مجلس رسیده که معطل نگه داشتن بازنشسته‌ها دلیلی ندارد و اگر هم به تصویب نرسیده چشم نمایندگان روشن که با این همه ادعای مردم دوستی چندین هزار بازنشسته را از قلم انداخته اند‌! اگر ما در اوگاندا یا اتیوپی و بورکینافاسو زندگی می‌کردیم می‌گفتیم دولت درآمدی ندارد و باید صبر کرد ولی مسئله این است که ما در یکی از ۱۰ کشور ثروتمند جهان زندگی می‌کنیم اما چون دلسوز نداریم و همه کاره‌هایمان هم اینکاره نیستند، به این روز افتاده‌ایم! چرا بعضی‌ها از به التماس انداختن مردم لذت می‌برند و دلشان می‌خواهد که حقوق بگیرانی که زندگی خود را به آب باریکی گره زده‌اند نباید برای حتی یک لحظه آسایش خیال داشته باشند. شاید می‌ترسند که اگر شکمشان سیر شد به چیزهای بهتر بیاندیشند! کسی نیست که از اداره کنندگان وزارتخانه‌ی گل سنبلی آموزش و پرورش بپرسد شما به چه حقی پاداش پایان خدمت بازنشستگان فرهنگی را به مدت یکسال بلوکه می‌کنید؟ بلایی که بر سر صندوق ذخیره آوردید کافی نبود؟ در کدام کشور دارای حساب و کتاب حق مسلم بازنشستگان را به تأخیر می‌اندازند؟ ما به حقی که سالهاست نداده‌اید و نمی‌خواهید بدهید کاری نداریم و از پرداخت مابه‌التفاوت پولی که بازنشستگان بابت نظام هماهنگ پرداخت طلبکار هستند هم حرفی نمی‌زنیم چون می‌دانیم حتما آن را گذاشته‌اید برای زمانی که عده‌ای می‌خواهند نامزد نمایندگی مجلس شوند و بنا دارند قول دریافت آن را به بازنشستگان بدهند و لازمه‌اش این است که عده‌ای طلبکار و مفلس در انتظار دریافت حق مسلم خود باشند تا کسانی که می‌خواهند از دیوار وعده دادن بالا بروند جا دستی داشته باشند و با یک مشت وعده چند نفر را دور خودشان جمع کنند!
و گرنه چرا باید بازنشسته‌ای که پس از سه دهه خدمت نیازمند آسودگی و سیر و سیاحت و عروس‌داری و دامادداری و آبرو به جا آوردن است تازه باید پاشنه‌ی کفش خودش را بکشد و دنبال مطالبات معوقه‌ی خود بیفتد و عده‌ای که کارنامه‌ی شغلی آنها نشان می‌دهد که اینکاره نبوده‌اند و نباید مسئولیت می‌پذیرفتند پس از چندین سال آوار شدن بر سر مردم و دریافت حقوق‌های آنچنانی و اشغال کردن چندین پست سازمانی و گرفتن امتیازات فراوان حالا حتی حاضر به واگذاری مسئولیت به جوانان نیستند و می‌خواهند تا لب گور هم بمانند و تصور می‌کنند که هنوزا هنوز برای گرفتن سهم خود از انقلاب فرصت دارند.
حداقل یک نفر بیاید و توضیح بدهد که به چه دلیل برای برخی پروژه‌های بی‌خاصیت صدها جلسه و کنفرانس و مسابقه می‌گذارید و میلیاردها تومان خرج می‌کنید ولی برای پرداخت حقوقی که بر گردن شماست امروز و فردا می‌کنید؟ ای کاش یک نفر بیاید برای شما کلاس عقیدتی بگذارد و بگوید بر اساس آموزه‌های دینی “اگر کسی به وعده‌اش وفا نکند دین ندارد” حال کسی که دین ندارد چگونه می‌خواهد از چیزی که ندارد دفاع کند. “لادین لمن لا عهد له” و همچنین در آموزه‌های دینی آمده که “اگر کسی بدهی دارد و پول هم برای پرداخت آن دارد و نمی‌پردازد به اندازه‌ی هر شبی که می‌خوابد دزدی به پای او می‌نویسند”. خوشبختانه همه‌ی مسئولین می‌گویند بودجه برای پرداخت حقوق و معوقه‌ها داریم. اگر دارید بپردازید تا مشمول بدعهدی و تبعات بعدی آن نشوید!!

Comments are closed.