سرمقاله
محمد عسلی
حقوق بشر آمریکایی در یک بام و دو هوای دولتهای آمریکا و اروپا!
در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان یک پیمان بینالمللی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاریس به تصویب رسید.
حقوق بشر به حقوقی گفته میشود که همگان در همه زمانها و مکانها میباید از آن برخوردار باشند. این اعلامیه نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم است که منجر به کشته و زخمی شدن میلیونها تن از مردم اروپا، آسیا، آفریقا و آمریکا شد.
این اعلامیه شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد.
مفاد این اعلامیه، حقوق بنیادی، مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعیای را که تمامی انسانها در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کرده است. مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزامآور بوده و از اعتبار حقوق بینالملل برخوردار است زیرا به صورت گستردهای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار میرود.
ذکر این نکته لازم است که کشورهای تازه استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجاندهاند.
و اما بعد:
بعد از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، آمریکا و کشورهای اروپایی آن را همانند چماقی بالای سر کشورهای عقب مانده و در حال پیشرفت قرار دادند تا هر وقت حاکمیتها خلاف منافع آنها اقدامی انجام دهند آن را بهانه تهدید، تحریم و مقابله نظامی قرار دهند و اگر کشوری مانند عربستان، مصر، امارات و … که جزو متحدین آنها هستند هر گونه اقدام ضد انسانی و یا خلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر از آنها سر زند لاپوشانی کنند و به دفاع از آنها بپردازند.
دولتهای آمریکا اعم از دولت دموکراتها و یا جمهوریخواهان که خودشان در نادیده گرفتن حقوق بشر چه در داخل و چه در خارج ید طولائی دارند پیوسته چماق حقوق بشر را وسیلهای برای اعمال قدرت و حفظ منافعشان در دیگر کشورها به ویژه کشورهای نفتخیز خاورمیانه نموده و به صورت یک بام و دو هوا عمل کردهاند.
به عنوان مثال کشور عربستان که به قول ترامپ به گاو شیرده معروف شده باید شیرش را دوشید یکی از کشورهایی است که در سرکوب مخالفانش با شدت تمام در جهان معروف است از اعدام شیخ نمر باقرالنمر رهبر مذهبی شیعیان عربستان گرفته تا قتل جمال خاشقجی روزنامهنگار منتقد عربستانی که به طرز فجیعی اخیراً در سفارتخانه عربستان سعودی در ترکیه به وقوع پیوست گرفته تا زندانی و شکنجه کردن مخالفان در طول سالها همه حکایت از عدم رعایت حقوق بشر از جانب شاهان عربستان سعودی دارد.
اما آمریکا چون به قول ترامپ یکی از فروشندگان بزرگ اسلحه به عربستان است و قراردادهای چند صد میلیارد دلاری با آنها بسته به نفع آمریکا نیست که بخواهد بر علیه ولیعهد سعودی شاهزاده بن سلمان اقدامی نماید و یا دست به تحریم بزند زیرا منافع آمریکا را به خطر میاندازد.
پس در واقع آمریکا، انگلیس و فرانسه که از فروشندگان قدیمی سلاح به عربستان سعودی هستند اعلامیه جهانی حقوق بشر را وسیلهای برای حفظ منافع خود میدانند.
همین آمریکا و بعضی کشورهای دیگر مانند کانادا، انگلیس، فرانسه و امثالهم بارها دولت ایران را به خاطر عدم رعایت حقوق بشر در سازمان ملل و یا در نهادها و مجامع دیگر محکوم کردهاند و آن را وسیله تحریم و تهدید و حتی گزینه نظامی قرار دادهاند. چرا؟
چون نتوانستهاند یک دولت دلبسته و وابسته به غرب و حافظ منافع آمریکا در ایران و منطقه خاورمیانه بر سر کار بیاورند این یک بام و دو هوای دولت آمریکا ۴۰ سال است در مورد نظام جمهوری اسلامی ایران اعمال میشود.
و اما بعدتر:
علیرغم تبلیغات سویی که مخالفان اسلام در خصوص ماهیت دین اسلام در شبکههای مجازی و تلویزیونی میکنند و اسلام را دینی خشن، مرتجع و بیرحم معرفی کردهاند بر اساس آیات قرآن و نشانههایی از سنت و اجماع علمای دینی اعم از شیعه و سنی، اسلام از همان آغاز مدافع حقوق بشر بوده، حقوق مردان و زنان را به وضوح تبیین و تعیین کرده است که قبل از ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان و بسیاری کشورها و امپراتوریهای دیگر سابقهای از آن حقوق دیده نمیشود.
آزادی انتخاب دین، حرمت خانه و خانواده، حقوق زنان، حریت و آزادگی در اعمال حق و گرفتن آن، تعاون و دستگیری فقرا، ایتام و درماندگان، ترغیب مسلمانان به آزادی بردگان و اسرا به انحای مختلف، جلوگیری از زنده به گور کردن دخترها، حد و حدود تساوی زن و مرد در بسیاری از موارد حقوقی همه در قرآن آمده که ذکر آیات آن نیاز به نوشتاری مطول دارد که در این نوشتار نمیگنجد.
متأسفانه گروههای افراطی، القاعده، داعش، تکفیریها و وهابیها که دست پرورده امپریالیزم آمریکایند از اسلام دینی رعبآور به جهانیان ارایه میدهند و شرایطی برای ما ایجاد کردهاند که از همان آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون در حال دفاع و مقابله با متجاوزان است ولی آنها از ما فقط چهرهی جنگ را در رسانههایشان به تصویر میکشند و به قول معروف، خود میکشند و خود عزا به پا میکنند.
و نکته مهمتر آنکه در بعضی عملکردهای خودسرانه و مغایر با شئونات اسلامی ما بهانههای بسیاری به دست دشمنان و مخالفان نظام دادهایم که با گذشت زمان نتایج نامطلوب آن را نیز دیدهایم.
به عنوان مثال مقابله با بعضی از دختران و زنانی که رعایت حجاب نکردهاند نمونهای از بهانههایی است برای بزرگنمایی خشونت که باید فکری دیگر کرد و به کارهای فرهنگی پرداخت.
رعایت مسایلی مانند مجازات اعدام، اجرای حدود و قصاص نیز نیاز به تدبیر و تأمل بیشتری دارد زیرا در جوامع پیچیده امروزی که قابل مقایسه با جوامع قرون گذشته نیست میطلبد همراه با تحولات و تغییرات زندگی مردم به گونهای عمل کرد که بیشتر بخشندگی و رحمانیت اسلام مطرح گردد.
روش امام علی(ع) در قضاوتهای عادلانه ایشان که در همان زمان هم مخالفان و منتقدانی داشت میتواند برای قضاوت و قوه قضاییه ما الگو باشد.
برای حفظ حرمت جوامع اسلامی و ملت شریف ایران بهتر است در بعضی خطاهای سهوی و یا تخلفهای ناشیانه به جای زندان از جریمه نقدی استفاده کرد.
در آمریکا و کشورهای اروپایی به ندرت یک روزنامهنگار و یا خبرنگار زندانی میشود بلکه با جرایم سنگین مالی، اخراج از کار و عدم صلاحیت شغلی مجازات میشوند.
مخالف سیاسی همیشه در همه دولتها بوده و هست. در قرآن مجید مجازاتهایی مانند نفی بلد، محرومیت از بعضی امتیازات اجتماعی و غیره داریم.
هر چند ما هر کاری بکنیم و هر قدمی عقب بنشینیم آمریکا برای حفظ و ایجاد منافع استعمارگرانهاش دو قدم پیش میآید اما بهانه به دست ندادن خود نوعی زیرکی در مسلمانی است که متأسفانه مدیران ما کمتر از این زیرکی برخوردارند.
به عنوان مثال نیروهای سپاهی، اطلاعاتی و انتظامی ما شبانه روز وقتشان را صرف شناسایی، تعقیب و دستگیری مجرمین و نقل و انتقال سازندگان مواد مخدر میکنند تا آنها نتوانند از مرز ایران این مواد را به کشورهای دیگر از جمله اروپا منتقل نمایند اما همین اروپاییان و آمریکاییان وقتی این افراد دستگیر، محاکمه، زندانی و یا اعدام میشوند مقابل ما میایستند و با بزرگنمایی مجازاتها با حربه حقوق بشر بر علیه نظام تبلیغ راه میاندازند و چنین و چنان میگویند.
گاه میشود کاری کرد که قدر عافیت را بدانند.
کشوری که بیش از ۶ میلیون مهاجر افغانی، عرب، پاکستانی، عراقی و امثالهم در طول جنگهای منطقهای مختلف داشته است و برای رهایی از بند اشغال سرزمینی و مقابله با داعش و تکفیریها و تروریستها جنگیده و از نیروهای بسیج مردمی، سپاهی، ارتش و نخبگان برای مقابله با تجاوزات تروریستهای دولتی و گروهی و حزبی شهدای بسیاری داده آیا سزاوار اتهام تروریست بودن است؟
این سؤالی است که پاسخ آن باید به یاوهسرایان و بدگویان داده شود هر چند آمریکا و کشورهای اروپایی پیوسته یک بام و دو هوا کردهاند.
والسلام
- یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ آبان ۱۳۹۷