سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پا در هوا زیستن
از بند برخی حرفها به چاه رفتن هم خود حکایتی است. داستان اتوماسیون و دولت الکترونیک را میگویم که صد البته برای کاستن از بار فشار روانی روی کارمندان و تعدیل ترافیک و حذف برخی چانه زنیهای غیرقانونی ارباب رجوع، نسخهی شفابخشی است ولی گاهی همین افتادن کارها روی ریل سهولت و سرعت به کندی و بعضاً توقف کارها منجر میشود و جالب اینجاست که در این سرزمین گل و بلبل دور زدن هر چیزی امکانپذیر است. مگر بانکها از رایانههایی با حافظهی قوی و قدرت اعمال سختگیرانهی قوانین برخوردار نیستند ولی در عین حال نه تنها از میزان تخلفات مالی در بانکها کاسته نشده بلکه به پیچیدگیهای آن نیز افزوده است. بنده خدایی میگفت نزدیک به ۱۵ روز است برای دریافت مدرک تحصیلی فرزندم که خارج از کشور تحصیل میکند و نیاز مبرمی به ارائه کارنامهی تحصیلی دارد اقدام نمودهام و تمامی مدارک مورد نیاز را هم ضمیمه کردهام و از ابتدا هم قول انجام آن را ظرف مدت کوتاهی دادهاند اما باز هم برای حصول اطمینان از درستی روند پیگیریهای اداری ناگزیر به مراجعهی حضوری هستم. متصدی صدور و ارائهی کارنامه میگوید درخواست شما هنوز از دفتر پیشخوان دولت تحویل نشده و متصدی دفتر پیشخوان دولت میگوید ایشان اشتباه میکند و ما فرستادهایم. در حالی که فاصله بین ادارهی مربوطه و دفتر پیشخوان دولت به یک کیلومتر هم نمیرسد. البته راهاندازی این گونه دفاتر با هدف کارآفرینی و حذف تشریفات زاید که منجر به خلوتی راهرو و اتاقهای ادارات از سیل ارباب رجوع میشود با توجه به وجود امکانات متکی بر تکنولوژی کار بسیار خوبی است و حقالزحمهای که ارباب رجوع بابت سهولت و روانی کارها میپردازند نیز در حدی نیست که قابل مقایسه با هزینهی حضور چند باره در اداره باشد اما انصاف هم در این میان چیز خوبی است. خصوصاً این که در مورد برخی درخواستها نظیر درخواست ارائهی کارنامهی تحصیلی به کسانی که کیلومترها از کشور فاصله دارند به دلیل حساسیت آن باید با نگاه و نظارت متفاوتی رفتار شود. مردم انتظار ندارند که اتوبوسهای درون شهری سر ساعت معین در ایستگاه حاضر باشند چرا که با ترافیک موجود و نبودن مسیرهای ویژه در برخی از مناطق امکانپذیر نیست اما پاسخگویی به درخواستهای ساده اداری که امور پستی آن توسط موتورسیکلتسوارها صورت میگیرد و کارها نیز متناسب با موضوع و رشته و نوع درخواست بین کارمندان تقسیم شده قاعدتاً نباید به درازا بکشد. روند صحیح اموری که عنوان پر طمطراق اتوماسیون و دولت الکترونیک را با خود یدک میکشد موجب جلب اطمینان مردم و ترغیب آنها به در پیش گیری رفتارهای استاندارد میگردد و نهایتاً به نهادینه شدن چنین رفتارهایی میانجامد که نقطه مقابل سرکشیهای مدنی است. یکی از همکاران میگفت من تاکنون چندین بار با ارسال پیامک مورد سفارش مخابرات مبادرت به ثبت درخواست حذف گزینهی ارسال تبلیغات به تلفن همراهم را کردهام اما باز هم برای ما تبلیغات ارسال میکنند. شاید زور کسانی که میخواهند به هر طریق کالای خود را تبلیغ کنند بر قانون میچربد! بیگمان در این مورد نمیتوان کوتاهی را به گردن سیستمهای رایانهای انداخت چرا که رایانهها همان گونه که فاقد احساس و عاطفه هستند اهل دور زدن قانون و پارتی بازی نیستند. حال چگونه میشود با این پارادوکس کنار آمد؟ متأسفانه در شرایطی قرار گرفتهایم که نه با سنت کنار میآییم و نه با مدرنیسم میانهای داریم. طبیعی است در جامعهای که بر اساس توصیه و سفارش و رانت اداره میشود، همیشه راهی برای دور زدن قانون وجود دارد تا جایی که یک شخص میتواند برای افزودن بر حضور مدت زمان مدیریت خود علیرغم عدم برخورداری از توان فیزیکی و فکری و روزآمد بودن، با توسل به فلان بند و بهمان تبصره و افزودن یک ویژگی به خود که ظاهراً امتیاز تلقی میشود، قانون را به سخره بگیرد! ممکن است کسانی مرا به گزافهگویی متهم کنند اما به جرأت میتوانم بگویم که یکی از دلایل ایستایی و رکود در اقتصاد و فرهنگ و سیاست، حاکمیت همین مناسبات مبتنی بر رانت و استثناءطلبی است که تا مغز استخوان امور کشور رسوخ کرده و هم اکنون گریبانگیر همان کسانی شده که زمانی با وضع قوانین غیراستاندارد به چنین مناسباتی دامن زدند. همان گونه که در بحث کم آبی نیز کسانی بیش از همه ضرر کردند که با صدور مجوز حفر چاههای عمیق و نیمه عمیق، سفرههای آب زیرزمینی را با هدف رسیدن به خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک نظیر گندم، سفرههای زیرزمینی را به روز سیاه نشاندند و بسیاری از دشتها و تالابها را خشک کردند و اکنون مرثیهخوان خشکسالی هستند در حالی که مردم این سرزمین چندین هزار سال با آبخوان داری و حفر رشته قناتهای چند صد کیلومتری خود را با زندگی در شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک وفق داده بودند. حال به جایی رسیدهایم که بین سنت و مدرنیسم دست و پا میزنیم. یعنی نه برای قنات ارزشی قائل هستیم و نه میتوانیم رفتاری مشابه رفتار ساکنان سرزمینهای پر آب داشته باشیم. به این میگویند پا در هوا زیستن. اینجاست که تکنولوژی هم به جای این که سرعت و دقت ما را بالا ببرد موجب سرگرمیهای زیانبخش و اعتیادآور، بالا رفتن آمار طلاق، گسست های عاطفی، نا امن شدن حریم خصوصی و بالارفتن هزینه زندگی میشود. در چنین شرایطی جای شگفتی نیست اگر تکنولوژی موجب ترویج خرافات شود و برخی پیامکها ما را به عقب بازگرداند. گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است. گویی که نه خانی رفته و نه خانی آمده و در همچنان بر همان پاشنه میچرخد و میچرخد و میچرخد.
- دوشنبه ۵ آذر ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ آذر ۱۳۹۷