• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ آذر ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دهن‌کجی به توسعه‌ی متوازن
ضرب‌المثلی است که می‌گوید ” فلانی به یک مویز دچار گرمی می‌شود و به یک غوره به سردی مبتلا می‌گردد ” حکایت توسعه در جامعه‌ی میان مایه‌ی ما همین گونه است به طوری که از یک سو موشک‌های رشک‌برانگیز میان برد طراحی می‌کنیم و می‌سازیم و آزمایش می‌کنیم و از سویی دیگر قادر به ساخت لوازم و قطعات استاندارد برای خودروهای سواری نیستیم. از یک سو در بحث ساخت و ارسال ماهواره به فضا حرف‌های زیادی در رسانه‌ها برای گفتن داریم و قرار است تا پنج سال دیگر زنگ تولید هواپیماهای مسافربری را به صدا درآوریم و از سوی دیگر با به صدا درآمدن زنگ تحریم‌های اقتصادی زمینگیر می‌شویم. از یک سو قادریم تجمعات میلیونی راه بیندازیم و از سوی دیگر نمی‌توانیم عزم ملی را برای استحکام‌بخشی به پایه‌های اقتصاد مقاومتی جزم کنیم. در برخی هنرها و رشته‌های ورزشی بروز و ظهوری جهانی داریم و در برخی هنرهای دیگر مهجور و عقب‌افتاده هستیم و زنگ تفریح به حساب می‌آییم!
از یک سو نخبگان پرورش یافته در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های ما در مهمترین مراکز علمی و پژوهشی کشورهای توسعه یافته فعالیت دارند و از سوی دیگر سهم مردم ایران از چنین قابلیت‌هایی چندان قابل توجه نیست. از یک سو قوانین سختگیرانه‌ای داریم که چندین نهاد مشورتی در تدوین و تنظیم آن تشریک مساعی داشته‌اند و از سوی دیگر در مقام اجرای همین قوانین می‌لنگیم و گاهی از وجود تناقض در قوانین سخن می‌گوییم. از یک سو در ردیف ۱۰ کشور ثروتمندان جهان قرار داریم و از سویی دیگر اکثریت مردم ما به سبک و سیاق فقیرترین مردم دنیا روزگار می‌گذرانند. از یک سو توقع داریم که همه‌ی مردم دنیا به حرف ما گوش کنند و از ما الگو بگیرند و از سوی دیگر قادر به صدور بخشنامه‌ای اقتصادی که چالش‌برانگیز نباشد نیستیم!
از یک سو در صدر فهرست کشورهای برخوردار از آثار باستانی و تاریخی و جاذبه‌های طبیعی و تنوع فرهنگی و قومی هستیم و از سوی دیگر در رأس کشورهای صادرکننده‌ی توریست قرار داریم.
این همه پارادوکس و ناهمخوانی نشان‌دهنده‌ی این است که پس از چندین بیدار باش در بازه‌های زمانی جنبش مشروطیت، نهضت ملی و انقلاب اسلامی هنوز به خود نیامده‌ایم و شاهد توسعه‌ی همه‌جانبه و پایدار نبوده‌ایم. مثل آدمی که دستش رشد کرده و پایش کوچک مانده یا کسی که با صورتی بزرگ چشمی ریز دارد دچار گونه‌ای بی‌قوارگی هستیم در حالی که توسعه باید همه‌جانبه باشد. این که هاضمه‌ی فرهنگی ما قادر به تحلیل و بهره‌برداری از تازه‌های تکنولوژی نیست و ورود هر وسیله‌ی نوینی که قاعدتاً باید به دقت و سرعت ما بیافزاید، می‌تواند با دردسرهای فراوان برای ما همراه باشد نیز به همین توسعه‌ی ناموزون در بخش فرهنگ باز می‌گردد. با این وضع ما نه تنها خودمان بلکه دنیا را حیرت‌زده کرده‌ایم و حرکات و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی مردم نیز سر در چنین آبشخوری دارد که نه تنها امتیاز تلقی نمی‌شود بلکه آفت برنامه‌ریزی و نظم و قانونمندی است.
این که پدر خانواده برای دختر و یا پسر خود تلفن همراه می‌خرد اما به او می‌گوید تنها باید با کسی ازدواج کنی که من می‌گویم و تنها در رشته‌ای که من تعیین می‌کنم درس بخوانی به این معناست که این شخص مفهوم تلفن همراه و پیامدهای فرهنگی آن را درک نمی‌کند و نمی‌فهمد که امکان برقراری ارتباط با دنیای پیرامون که تأثیرپذیری نتیجه‌ی طبیعی آن است نیازمند حق انتخاب است. کسی که حق انتخاب را برای فرزند بالغ خود به رسمیت نمی‌شناسد هنوز هم در گرداب تعصبات قبیله‌ای دست و پا می‌زند که مربوط به عصر جارچی‌هاست. جارچی‌هایی که می‌گفتند مردم آسوده بخوابید که شهر در امن و امان است اما هیچ کس و هیچ چیز هم در امان نبود. اینجاست که باید بپذیریم ما در بحث توسعه‌ی فرهنگی هم دچار ایستایی و رکود هستیم. به همین دلیل از یک سو رکورد بیشترین تماشاگر را در مسابقات آسیایی داریم اما از سویی دیگر رفتار مسئولان باشگاه و بازیکنانمان در چارچوب استانداردهای جهانی نیست در نتیجه تیم به فینال راه یافته‌ی ما قادر به جذب نیرو و انجام نقل و انتقالات نیست! همه‌ی اینها یعنی توسعه‌ی نامتوازن! ما سال‌هاست با پارادوکس‌های عجیب و غریبی دست و پنجه نرم می‌کنیم و طبیعی است که با چنین بضاعتی قادر به اصلاح وضعیت خود نباشیم زیرا در مسأله‌ی ترمیم و اصلاح نیز دستخوش افراط و تفریط هستیم و با برخوردهای سلبی و مطلق‌گرایانه از یک جهت دست به تغییر می‌زنیم و از چند جهت تخریب می‌کنیم. به همین قیاس ریزش‌ها و رویش‌های ما نیز تناسبی با یکدیگر ندارند و دورنمای امیدوارکننده‌ای ترسیم نمی‌کنند! گاه با یک بخشنامه چند قانون را از حیز انتفاع ساقط می‌کنیم و بعد هم می‌گوییم چرا قانونمندی وجود ندارد و خلاصه این که مصیبت‌ها یکی دو تا نیست و دقیقاً به همین دلیل است که با کاهش اعتماد عمومی مواجه هستیم. حال اگر بخواهیم زمینه‌ی توسعه‌ی همه‌جانبه را فراهم کنیم قبل از هر چیز نیازمند اقرار به اشتباه هستیم که تقریباً غیرممکن است چون همه احساس می‌کنند چون بر اساس برداشتی که از شرع و عرف و قانون داشته‌اند تصور می‌کنند رفتارشان درست است. به هر حال راهی نداریم جز این که برای شروع به تغییرات بنیانی از گنده‌گویی و برداشتن سنگ‌های بزرگ دست برداریم و لقمه را به اندازه‌ی دهان خود بگیریم و فراخور ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی برای مردم خودمان و دیگران تعیین تکلیف کنیم که اگر غیر از این باشد به منزله‌ی دهن‌کجی به توسعه‌ی متوازن است.
عزت زیاد

Comments are closed.