• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ آذر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
دروغ را باور کنیم
دروغ را مزیتی است که دوغ را نیست چنانکه دوغ از چربی افتاده و جز طعم ترشی ندارد برای دفع صفرا، اما دروغ را چربی فراوانی است به چرب زبانی که بر دل می‌نشیند و به هر اندازه بزرگتر باشد باورش ساده‌تر است.
در افواه عمومی آمده و در تاریخ دیپلماسی جهان نیز که دروغ کلید گشایش همه قفل‌های بسته است و هیچ راستی جای آن را نخواهد گرفت که اگر دروغ نبود کدام کس باور کند کسی از کسان کلیددار با کلید اشتباهی به کرسی پست‌های کلیدی تکیه زده باشد.
دروغ می‌تواند ناوگان اتمی را جابه‌جا کند و هزینه رفت و آمد طولانی خود را از درآمد چاه‌های نفت عربستان تأمین نماید.
دروغ می‌تواند در فتح و ظفر بر ملت‌های ستمدیده بی‌پناه چنان مسلط شود که شکم گرسنه کودکان یمنی را حتی زمین باران خورده نتواند سیراب کند.
دروغ همانند فضله موشی در دیگ جوشانی غذای ملتی را سبب آلودگی است چنانکه داعش تواند بر سرزمین عراق خیمه زند و از جای بر نخیزد الا به همان روش که برخاسته.
دروغ علف هرز سمج گلستان‌هاست که ریشه گل‌ها را می‌خشکاند و گلستان‌ها را علفستان می‌کند.
دروغ رنگ می‌شود به ساقه فرو می‌رود و رنگ و طعم بهار را چنان تغییر می‌دهد که گویی بهاری دیگر از راه رسیده و میوه‌ای دیگر آورده.
دروغ مرده را زنده می‌کند و زنده را مرده چنانکه گفتند پادشاهی در ناکجاآباد از قبر فرمان می‌دهد و مردم هم باور کردند و در طول قرن‌ها گردن به فرمانش گذاردند تا بازماندگانش بدان دروغ کمر راست کنند و بر باور مردم حاشیه‌های دروغ دیگری پیوند زنند.
دروغ می‌تواند دوسیه‌ها را چنان پر و پیمان به رد دعوی مدعیان تنظیم کند که گویی اتفاقی نیفتاده، کسی کشته نشده و عشقی پایمال نگردیده.
دروغ نماز را از نیاز می‌اندازد و نیاز را به نماز پیوند می‌زند و ایاز در بغل محمود به راز عاشقانه چند هزار ساله پایان می‌دهد.
دروغ آسمان را رنگ می‌کند، آب را به سربالایی سوق می‌دهد، ماه را به زیر می‌کشد، شاعر را به اشتباه می‌اندازد تا معشوق را به ماه تشبیه کند و زمین بهشتی را جهنم و برزخ را بهشت جلوه دهد.
و اما دروغی دیگر
ما می‌توانیم تمامی زمین را شخم زنیم همه آدم‌ها را دوباره در دل آن بکاریم تا آدمی دیگر از نو پدیدار شود.
هیچکس نباید جز این باور باوری را به دل راه دهد که عاقبت کار چنین خواهد شد.
دروغ، کشیش‌ها را آنچنان مقدس جلوه می‌دهد که کودک‌آزاری آنان به باور نیاید جز به آزمایشگاه که توانند انکار کنند و از آنها پذیرفته شود.
دروغ می‌تواند نان را به فضله آلوده کند و به طعم شیرین عرضه نماید.
دروغ در مویرگ‌های آدمی لانه می‌کند گردش خون را به سخره می‌گیرد.
دست‌های استخوانی زمخت را لطیف و قهرمانان میدان را نحیف جلوه می‌دهد.
دروغ نیروی محرکه حقوق بشر می‌شود و چماق خود را بر سر بشر می‌کوبد تا شر به پا کند و از آن نان حلالی به دست آورد برای یتیمان بیافرایی در سرزمینی که از زیر قبرهای پوسیده کارگرانش الماس‌های چشم‌نواز مقدم بیگانگان را گرامی می‌دارند.
و اما بعدتر:
دروغ در خانه زنبورهای عسل لانه می‌کند تا زنبورها از شهد شکر سیراب شوند و خواب عطر و طعم گل‌ها را در شیره‌های شکر تعبیر کنند.
آه چقدر سخت است که زنبورها هم دروغ بگویند. پرندگان هم و سگ‌ها که به دنبال راویان قصه‌ها در ینگه دنیا می‌دوند به دنبال لقمه گوشت‌های مصنوعی تولید شده از نفت.
دروغ در همبرگر چرب به لفاف خوش‌طعم سس‌های بشکه‌ای آمده از چین ذائقه‌های گرسنه را سیر می‌کند.
دروغ ترامپ را مفسر قرآن می‌کند.
قطعات مثله شده خاشقجی را وسیله باجخواهی و سمینارهای کذایی را وسیله تحقیر بن سلمان و ابزارهای جنگی ویرانگر را وسیله ارعاب ترسوها می‌کند.
دروغ گنداب‌های زیرزمینی برآمده از فاضلاب‌های شهری را برکه‌های زلال کوهساران جلوه می‌دهد و نقش‌های تقلبی تکراری را هنر بدیع سوررئالیسم می‌کند.
آری دروغ را مزیت‌هایی است به مثابه تلخی‌هایی که شیرین می‌نمایند و شیرینی‌هایی که تلخ.
چه کس باور دارد که زمین گرم می‌شود در این سوز سرمای زمستان که از آسمان برف می‌بارد؟
چه کس باور دارد که لایه ازون سوراخ شده و عفت جو زمین لکه‌دار شده است؟
چه کس باور دارد که اقیانوس‌ها و منابع زیر دریاها آن میراث بشریتند و این میراث از آن آمریکایی‌هاست؟
چه کس دروغ را از راست تمیز می‌دهد در این عالم وانفسا که همه چیز وارونه شده و راستی و درستی در پیچ و خم‌های ناراستی‌ها و نادرستی‌ها چنان به هم تنیده شده‌اند که جدایی آنها امکان‌پذیر نیست.
آری دروغ باورش از راست راحت‌تر و عملی‌تر است. دروغ را باورکنیم.

Comments are closed.