• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۶ آذر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
تروریسم و امنیت جهانی
تروریسم یا وحشت‌آفرینی به مرور برای اشخاص، اصحاب، تشکل‌های ایدئولوژیک و یا دولت‌ها در عملکردهایشان برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده جا افتاده و به یک مکتب تبدیل شده است.
مکتبی که شعارش می‌تواند این جمله معروف داعشی‌ها باشد.
«النصر فی‌الرعب» [پیروزی در ترساندن است]
ایجاد ترس که نیروی محرکه تروریسم است امروز هم کاربرد سیاسی دارد هم کاربرد اقتصادی و نظامی و فرهنگی.
اگر به عقبه تاریخ برگردیم بعضی از کشتن‌ها را می‌توانیم ترور بنامیم. آن دسته که هدف اولیه آن ایجاد ترس در بین مردم یا یک اجتماع حزبی، تشکیلاتی و ایدئولوژیک است.
در ایران سابقه تروریسم در دوران‌های مختلف تاریخی بیان کننده دشمنی‌ها، اختلافات سیاسی، قبیله‌ای و ایدئولوژیکی است.
هر چند در دوران سلطنت پهلوی‌ها شاهد ترور علی رزم آرا، عبدالحسین هژیر، مهندس ملک عابدی و تنی چند از کارشناسان نظامی آمریکایی در ایران بوده‌ایم که گروه‌های سیاسی و حزبی و تشکیلات ایدئولوژیک پشت این ترورها بودند اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی به علت بینش و اختلافاتی که بین گروه‌های سیاسی مخالف با جمهوری اسلامی پیش آمد شخصیت‌های سیاسی و مذهبی بسیاری توسط گروهک‌ها ترور شدند.
از جمله ارتشبد قره‌نی، استاد شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی و بیش از ۷۰ تن از اعضای حزب جمهوری اسلامی، شهید رجایی، شهید باهنر و تنی چند از ائمه جمعه از شهید مدنی گرفته تا شهید دستغیب و امثالهم که آخرین آنها از آن دسته نظامیان معروف شهید صیاد شیرازی بود.
و اما بعد:
بی‌شک جهان امروز را دو گروه از تروریست‌ها تهدید می‌کنند.
نخست تروریسم دولتی
دو تروریسم غیردولتی
در خصوص تروریسم دولتی سخن بسیار رفته است.
سردسته تروریسم دولتی با توجه به سوابق عملکرد بحران و ترس‌آفرینی آمریکاست.
آمریکا در طول حیات خود به کرات توانسته با اجیر کردن گروه‌های تروریستی نسبت به ترور افراد سیاسی صاحب نفوذ و یا کشتار گروه‌های آزادیخواهی که در مقابل دست نشاندگان مستبد آمریکایی در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای عقب مانده ایستاده‌اند اقدام کنند.
کشورهای اروپایی هم در اعمال تروریسم دولتی اقداماتی داشته‌اند.
ترور و کشتار سران آزادیخواه و استقلال‌طلب در آفریقا، آمریکای جنوبی، آسیا و حمایت مالی و نظامی و سیاسی کودتاگران وابسته و خیانت‌پیشه از آن جمله است. روس‌ها هم در ایجاد فضای تروریستی در طول تاریخ دست کمی از آمریکایی‌ها نداشته‌اند.
امروز تروریسم دولتی بیش از همه توسط رهبران اسرائیل برای نابودی انقلاب فلسطین انجام می‌شود و تاکنون صدها بل هزاران نفر از استقلال‌طلبان و مدافعان فلسطینی توسط نیروهای دولتی اسرائیل ترور شده‌اند. اسرائیلی‌ها در ایران هم دست به ترور دانشمندان هسته‌ای ما زده‌اند. از جمله شهیدان احمدی روشن و شهریاری که مظلومانه توسط تروریست‌های دست نشانده اسرائیلی به شهادت رسیدند.
موشک‌پرانی آمریکایی‌ها به سوی هواپیمای مسافربری ایرباس ایرانی در خلیج فارس نیز یک عملیات تروریستی بود که منجر به شهادت تمامی مسافران بیگناه اعم از زن، کودک و مردان غیرنظامی شد.
و اما بعدتر:
اخبار لحظه به لحظه از سراسر جهان که تمامی مخاطبان را از طریق شبکه‌های رسانه‌ای ماهواره‌ای و فضاهای مجازی بمباران اطلاعاتی می‌کنند از رشد تروریسم دولتی و غیردولتی خبر می‌دهند که آخرین آنها در فرانسه آشوب زده خبری شد.
هر آنچه جهان را به ناامنی، کشتار و تروریسم‌پروری تهدید می‌کند شرایطی است که به لحاظ سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی بر کشورها حاکم شده است.
رشد سرمایه‌داری که فاصله طبقاتی را روز به روز بیشتر و گسترده‌تر کرده، بهره‌کشی و برده‌داری مدرن که روح و روان کارگران را در کارخانجات و معادن به کار گرفته بالا رفتن هزینه‌های زندگی، غارت منابع کانی و دریایی کشورهای ضعیف و عقب مانده توسط کشورهای قدرتمند.
جنگ‌های فرسایشی که موجب آوارگی و مهاجرت اجباری میلیون‌ها نفر از مردم این کره خاکی شده تبعیض و بی‌عدالتی در تقسیم منابع مالی کشورها و استبداد و استعمار جدید و بسیاری از عوارض و وقایع تلخ روزگار کنونی هم تروریست‌پرورند و هم ناامن کننده.
اینک چه کسی می‌تواند ادعا کند که در کشوری زندگی می‌کند که جای پایی از ترور و ناامنی در آن نیست؟
چه کسی می‌تواند ادعا کند که در کشوری زندگی می‌کند که فقر و بیچارگی به چشم نمی‌خورد؟
چه کسی می‌تواند ادعا کند که در کشوری زندگی می‌کند که فاصله طبقاتی، بی‌عدالتی و تبعیض و قانون‌شکنی دیده نمی‌شود؟
آری می‌توان گفت در فلان کشور به صورت نسبی وضعیت عدالت اجتماعی بهتر است اما نمی‌توان کلاً هر نوع بی‌عدالتی را حتی در یک کشور پیشرفته نفی کرد.
این وضعیت اسفباری که انقلاب صنعتی و ماشینیسم علی‌رغم پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک نصیب بشر کرده جهان آینده را جهانی امن‌تر از امروز نخواهد کرد. زیرا تروریسم به گونه‌های دیگری هم ظهور و بروز دارد.
از جمله تروریسم اقتصادی و فرهنگی.
تحریم اقتصادی ایران توسط آمریکا در واقع نوعی اعمال فشار به وسیله تروریسم اقتصادی است. یعنی ایجاد ترس و رعب برای به ضعف کشاندن اقتصاد کشوری که نمی‌خواهد زیر بار زور آمریکا برود و همانند بعضی کشورهای عربی منطقه از جمله عربستان تن به ذلت بدهد.
تروریسم فرهنگی نیز برای تضعیف باورهای مردم مسلمان با طرح مسایل تردیدآفرین دینی و مذهبی و فرهنگی سالیانی است جای پا باز کرده و از طریق شبکه‌های مجازی و ماهواره‌ای وارد حریم‌های بسته خصوصی مردم شده است که حقیقتاً در اراده فرهنگی و دینی و مذهبی جوامع اسلامی و غیراسلامی بی‌تأثیر نخواهد بود.
تروریسم سیاسی نیز با در انزوا قرار دادن بعضی حاکمیت‌ها و دولت‌های استقلال‌طلب در عملکردهای سیاسی دولت‌های زیاده‌طلبی چون آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی قابل مشاهده است.
فراموش نکنیم که به نام حفظ منافع ملی امروز هر کشوری تلاش می‌کند با هر ترفند و وسیله‌ای به فریب و جذب دولت‌ها برای ایجاد درآمد بیشتر متوسل شود.
تهدید فقط با دست بر ماشه داشتن اسلحه نیست. بلکه گاه زبان تهدید از زبان اسلحه کارسازتر است.
زبان تهدید اگر ترس‌آور باشد نوعی اعمال تروریسم زبانی است.
رجزخوانی که سابقه‌ای طولانی در جنگ‌های نظامی دارد اینک به یک روش ارعابی هم تبدیل شده است هر چند در مسابقه جنگاوران وقتی دو پهلوان با هم قبل از شروع جنگ مبادرت به رجزخوانی می‌کردند هر دو نسبت به یکدیگر از زبان تهدید، تخفیف و تحقیر سخن می‌گفتند تا روحیه طرف مقابل را تضعیف کنند. امروز هم ترامپ با این روش پیش آمده و به نوعی تروریسم زبانی را بر جنگ نظامی ترجیح داده است.
تضعیف روحیه تدافعی از طریق بمباران لفظی نوعی اعمال تروریسم زبانی است مثل اینکه رؤسای پیشین آمریکا برای تضعیف روحیه دولتمردان ما می‌گفتند و هم اینک هم می‌گویند: «گزینه نظامی روی میز است»
متأسفانه جنگ رسانه‌ای که شاخصه تروریسم زبانی است در طول ۵۰ سال اخیر حتی بدون شلیک یک گلوله گاهی دروازه‌های کشوری را به روی دشمن باز کرده است و دست‌های مردم بیگناه و استقلال‌طلب را بالا برده.
گاه شورای امنیت سازمان ملل هم به نام قانون، آزادی و حقوق بشر از تروریسم زبانی استفاده کرده است.
در حقوق بین‌الملل آنجا که میراث بشریت مطرح است زبان اکثر مردم بی‌دفاع جهان را با تهدید بسته‌اند.
ترور خاشقجی، اعدام شیخ نمر و دستگیری‌هایی که در بحرین انجام می‌شود اعمال نوعی تروریسم دولتی است که در ابعاد مختلف خود را نشان می‌دهد.
در یک ضرب‌المثل عربی خوانده‌ایم که الخوف اخ الموت. ترس برادر مرگ است.
تروریسم یعنی ایجاد ترس برای غلبه بر یک حاکمیت، دولت و یا شخص ذی‌نفوذ و وسیله آن می‌تواند، اسلحه سرد یا گرم، زبان آتشین، قدرت مالی و سیاسی و پول و سرمایه باشد تا کدام وسیله از این نوع کارساز گردد.
بدترین نوع تروریسم ناباوری است که امنیت را از انسان‌ها می‌گیرد.
والسلام

Comments are closed.