سرمقاله
محمد عسلی
زلزله خبر نمیکند
ایران یکی از زلزلهخیزترین کشورهای جهان با گسلهای فراوانی است که حدود ۹۰ درصد مساحت آن را میپوشاند. «سازمان هستهای ایران»
از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۹۷ به مدت ۹۵ سال بیش از سی زلزله مهیب شهرها و روستاهای ایران را لرزاندهاند که قویترین آنها با شدت ۸/۷ ریشتر در طبس و سراوان به سالهای ۵۷ و ۹۲ بوده و زلزله اخیر کرمانشاه نیز به عنوان یکی از خسارتبارترین زلزلهها ثبت شده است.
هر ۳۰ زلزله بین ۲/۴ تا ۸/۷ ریشتر در نوسان بوده که همگی با تلفات جانی و خرابیهای بسیار به نسبت بالا بودن درصد ریشتر آن همراه بودهاند.
از این ۳۰ زلزله فقط یک مورد آن ۲/۴ بوده و مابقی بالای ۵ ریشتر بودهاند.
در زمینلرزه فردوس که در ده شهریور سال ۱۳۴۷ روی داد طی آمارهای مختلف بین ۷۰۰۰ تا ۱۲۰۰۰ نفر کشته شدند و ۱۲۰۰۰ خانه مسکونی ویران شد.
زلزلههای سراوان، طبس، منجیل، بوئین زهرا، قائنات و زلزله اخیر کرمانشاه به عنوان قویترین زلزلههای ایران ثبت شدهاند.
و اما بعد:
با این وصف از دیرباز تاکنون مردم ایران شاهد زلزلههای بیشماری بودهاند. چه بسیار شهرها و روستاهایی که در عهد عتیق و حتی گذشتههای نه چندان دور در زیر خاک مدفون شدهاند زیرا آثار بناهای قدیمی کشف شده از زیر خاک حکایت از زلزلههای قوی و حتی جنگهای خانمانسوز دارند.
معمولاً بافت قدیم شهرها که عمر آنها بیشتر از ۵۰ سال است اکثراً به علت عدم رعایت معیارهای مهندسی در برابر زلزله آسیبپذیرند و در ساخت و احداث آن بناها شناژ و ستونهای افقی، عمودی و بتنی به کار نرفتهاند.
حتی میتوان گفت آپارتمانهای مرتفع که در سالهای اخیر بنا شدهاند بعید است در برابر زلزلههای بالای ۸/۶ ریشتر مقاومت کنند. یکی از نمونههایی که در ۲۰ سال گذشته در کشور ترکیه میتوان مثال آورد فرو ریختن ساختمانهای رفیع در برابر زلزلههای بالای ۷ ریشتر بود که مهندسان آنها به دادگاه احضار شدند.
به هر تقدیر بیشتر روستاها، شهرستانها و کلانشهرهای ما در برابر زلزلههای قوی آسیبپذیرند و این آسیبپذیری در هر زلزله خسارات بسیاری از تلفات جانی گرفته تا تلفات مالی و ساختمانی همراه است.
چه باید کرد؟
آیا صرف آموزش نحوه گریز از زلزله از تلفات جانی و خسارات مالی پیشگیری میکند؟
آیا ساختمانها و دیوارهای فرسودهای که حتی با بارانهای زمستان هم فرو میریزند باید در جوار خانهها و خیابانها و کوچهها باقی بمانند؟
آیا نمیتوان برای حفظ جان مردم مالکان را ملزم کرد که نسبت به بازسازی خانهها و دیوارهای در حال ریزش اقدام کنند؟
آیا تراکم ساختمانهای نوساز که چندین سال است در شهرها موجب ترافیک شده به هنگام وقوع زلزله تلفات انسانی و خسارات مالی را افزون نمیکنند و کمکرسانی را با مشکل مواجه نخواهد کرد؟
آیا به هنگام زلزله مکانهای امن و فضاهای بدون خطری در شهرها شناسایی شده و آدرس آنها به مردم داده شده است؟
آیا شکستگی لولههای آب و فاضلاب که موجب ریزش زیرساختها و نشست ساختمانها میشوند به علت هزینههای سنگین میباید اصلاح و بازسازی آنها متوقف گردد؟
متأسفانه چون وقوع زلزلهها قابل پیشبینی نیست معمولاً مردم ما و حتی بسیاری از کشورهای جهان غافلگیر شده و در برابر زلزلههای موحش مصونیت ندارند.
و اما بعدتر:
حفر چاههای عمیق، حفر معادن نفت و گاز و ریزش پسماندهای آب و فاضلاب در دل زمین محلهای سکونت مردم ما را برای فرسایش، لرزش و ریزش و نشست به شدت آسیبپذیر کرده است و اگر خدای ناخواسته زلزلهی مهیبی در این شهر رخ دهد که بیسابقه هم نیست قطعاً با تلفات جانی و خسارات مالی بسیاری همراه خواهد بود.
ژاپن که روزانه مدام با زلزلههای بالا و پایینی همراه است با احداث ساختمانهای قوی و ضد زلزله توانسته است از بسیاری خسارتها پیشگیری کند.
بعضی کشورهای دیگر هم چنین اقداماتی انجام دادهاند. هر چند معمولاً سونامیها با تلفات و خسارات بالایی همراهند مانند سونامی اخیر اندونزی که به علت فوران کوه آتشفشانی در جزیره جاوه همراه بوده است و هنوز تعداد بیشماری مفقودی و زیر آوار اعلام دارد.
به هر تقدیر اگر نمیتوان زلزله را پیشبینی کرد میتوان خسارات آن را کاهش داد. جا دارد مسئولان بیش از پیش برای پیشگیری از خسارتهای جانی و مالی و ساختمانی سرمایهگذاری کنند. به ویژه در ساختمانهای پرجمعیت مانند مدارس، ادارات، سالنهای تئاتر و سینما، دانشگاهها و مراکز اسکان پزشکان و خیابانهای پررفت و آمد.
امید که چنین شود. انشاءالله
والسلام
- سه شنبه ۴ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۵ دی ۱۳۹۷