• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۸ دی ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تعریف آرمانی از کار
اگر به رفتارها، چشمداشت‌ها، هجوم جوانان به رشته‌های پرطرفدار دانشگاهی و معیارهایی که برای گزینش همسر در میان خانواده‌ها رایج است توجه کنیم درمی‌یابیم که ظرف نیم قرن اخیر به فرهنگ کار و تلاش در جامعه‌ی ما آسیب فراوانی وارد شده است. در اوایل دهه‌ی پنجاه و به موازات رونق مهاجرت از روستاها به شهر، تمایل به انجام کارهای اداری و پشت میزنشینی که نیاز به فعالیت فیزیکی چندانی ندارد فزونی می‌گیرد و این روند جسته گریخته تا بهمن ۵۷ تداوم می‌یابد. از آن پس بسیاری از جوانان جذب نهادهای نوبنیاد و فعالیت‌های نظامی می‌شوند که پیوند زیادی با تولید صنعتی، کشاورزی و دامپروری که نیاز اصلی جامعه بود ندارد. به تدریج که تحت تأثیر مشوق‌های قانونی جمعیت کشور افزایش می‌یابد و متوسط سن را کاهش می‌دهد شاهد حرکت جامعه به سوی جوانی هستیم و به موازات آن تراکم جمعیت دانش‌آموزی در دبستان‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها نیاز به مربی، معلم، مدرس و کادر اداری و خدماتی را برجسته می‌کند که این مشاغل نیز ارتباط معناداری با فعالیت فیزیکی و تولید ندارد. در این شرایط جامعه دچار نوعی بی‌حسی و کرختی و تنبلی است به طوری که استفاده از اتباع بیگانه در کارهای درگیرانه و فیزیکی به اندازه‌ای رواج می‌یابد که ایران را به بارانداز نیروهای کارگر افغانی تبدیل می‌کند، کارگرانی که بعضاً با توجه به درآمد مناسب به تدریج مبادرت به آوردن همسر و فرزندان خود می‌کنند و در مواردی حتی با دختران ایرانی ازدواج می‌کنند که جامعه‌ی ما هنوز هم دستخوش تبعات قانونی چنین پیوندهایی است. نتیجه‌ی این وضعیت پرشماری جوانان فارغ‌التحصیلی است که اغلب به دنبال استخدام در نهادهای دولتی و انجام کارهای پشت میزی و نظارتی و مدیریتی در بخش خصوصی هستند آن هم در شرایطی که شاهد رکود در بخش‌های صنعتی و حتی بازار آزاد هستیم. از دور دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد که موج سوم مهاجرت نخبگان و تحصیلرده‌ها کلید می‌خورد تاکنون صدها هزار نفر از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و در مواردی حتی متخصصین شاغل در شرکت‌های دولتی و خصوصی عطای کار در ایران را به دلیل نبود کار و کاهش ارزش پول ملی به لقایش بخشیده‌اند و رنج ناشی از زندگی در غربت را بر خود هموار نموده‌اند. این مسئله از جهاتی به منبع درآمدی برای دولت تبدیل شده زیرا فارغ‌التحصیلان از دانشگاه‌های دولتی که سهم قابل توجهی از جمعیت مهاجر را تشکیل می‌دهند ناگزیرند برای تسویه حساب با دانشگاه با هدف لغو تعهد خدمت چند میلیون تومان بپردازند یا برای خرید خدمت سربازی جریمه بدهند که به طور متوسط هر کدام بسته به این که در چه مقطعی فارغ‌التحصیل شده باشند بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان هزینه می‌کنند.
اتفاق ناخوشایندی که ظرف چند سال اخیر افتاده این که با انتشار اخبار مربوط به چپاول بیت‌المال توسط افراد نفوذی در ادارات دولتی و بانک‌ها، شاهد گونه‌ای بی‌اعتنایی به ارزش‌های فرهنگی که هزاران سال در این سرزمین حاکم بوده هستیم و آن این که برخی از جوانان میل زیادی به ثروت‌اندوزی بدون کار و تلاش دارند و همین امر به قاچاق، دزدی، شکل‌گیری گروه‌های مافیایی، کلاهبرداری در فضای مجازی، راه‌اندازی شرکت‌های هرمی، کار چاق‌کنی و واسطه‌گری دامن زده است. اخیراً که با دنبال به صدا در آمدن زنگ تحریم‌ها و کاهش مضاعف ارزش پول ملی و رکود در بازار کار شاهد مهاجرت اتباع بیگانه از ایران به ترکیه و سایر کشورها هستیم، فرصتی برای آزموده شدن میزان آمادگی جوانان برای انجام کارهای درگیرانه و فیزیکی فراهم شده که در گرو رونق دوباره‌ی بازار کار است. هر چند شاید حتی اگر رونقی هم اتفاق بیافتد شاهد افزایش دستمزد کارگران ساختمانی و خدماتی باشیم. در برخی از کشورها که بخش قابل ملاحظه‌ای از بار توسعه و سود ناخالص ملی حاصل تلاش کارگران اعم از زن و مرد است ابتکارات جالبی برای نهادینه کردن فرهنگ کار به خرج می‌دهند. از انجام نظافت کلاس و مدرسه توسط دانش‌آموزان گرفته تا برگزاری مسابقات ایالتی و کشوری پیرامون کارهای گوناگون نظیر آجرچینی، ماهیگیری، بافندگی، خیاطی، نظم بخشیدن به لوازم پراکنده شده در یک انبار و تخلیه آب از قایق و خیلی موضوعات دیگر و اعطای جایزه به افراد موفق و حتی در مواردی ساخت تندیس کارگران نمونه در محیط کارخانه و تنظیم مناسبات و نوع روابط و تدوین قوانین در راستای حضور بموقع کارگران و کارمندان در کارخانجات و کارگاه‌ها و همچنین بررسی گزارش روزانه‌ی کارهای انجام شده و درج کد و شماره روی کالاهای تولیدی که مشخص می‌کند در چه سال و ماه و روز و ساعتی تولید شده و چه کسانی اعم از کارگر و ناظر کیفی و سرکارگر در تولید و بسته‌بندی آن دخالت داشته‌اند. اینجاست که شهرداری و پلیس و اتوبوسرانی و مترو و تمامی عوامل دست به دست هم می‌دهند تا یک کارگر بموقع در محل کار حاضر شود و وجود ناظر را بالای سر خود احساس کند و درصد کار مفیدش بالا باشد و از سویی دیگران کارگران هم احساس برخورداری از شخصیت می‌کنند و خود را در توفیقات ملی سهیم می‌دانند و گاه رؤسای جمهور و نخست‌وزیران در گزارش‌های سالیانه به سهم کارگران، زنان، دانشگاهیان، طراحان، کارمندان، معلمان و بخش خصوصی در رشد و توسعه به صورت جداگانه اشاره‌ می‌کنند. در چنین کشورهایی حتی اگر کمبودی هم باشد همه آن را حس می‌کنند. زمانی رهبر چین به امید این که هر چینی بتواند روزانه یک کاسه‌ی برنج بخورد زنگ گام نهادن در مسیر رشد و توسعه را به صدا درآورد و اکنون با وجود جمعیت فراوان، در زمینه‌های کشاورزی و صنعتی و ورزشی و نظامی و هوا فضا حرف‌های زیادی برای گفتن دارند و جالب اینجاست که یارانه سوخت در چین کمتر از ایران است به این معنا که چینی‌ها با وجود کار مفید بیشتر نسبت به ایرانی‌ها از امتیازات کمتری بهره می‌گیرند. حاصل کلام این که بچه‌های ما باید از کودکی طعم کار را بچشند و از کار لذت ببرند و به نقش کار در لذت بخش شدن زندگی پی ببرند تا جایی که پدران و مادران به دنبال کارهای راحت برای فرزندان خود نباشند و بپذیرند هر کسی باید کاری را انجام دهد که استعداد و توانایی آن را دارد. حتی فراتر از این انتظار ما از نتیجه‌ی کار باید رضایتمندی جامعه و بهره‌مندی دیگران باشد نه مزدی که می‌گیریم. هر گاه احساس ارزشمندی فرد در جامعه ریشه در رضایتمندی جمع از کار و تلاش او داشته باشد ما به تعریفی مناسب و آرمانی از کار رسیده‌ایم و گرنه با بی‌حوصلگی در محل کار حاضر شدن و در انتظار رسیدن پنجشنبه و جمعه و تعطیلات مناسبتی روزهای هفته را شمردن نه اکنون که هرگز ما را به جایی نمی‌رساند.

Comments are closed.