سرمقاله
محمد عسلی
از بهمن ۵۷ تا بهمن ۹۷
قیام کردیم، بلند شدیم، دویدیم و ایستادیم، مقاومت کردیم، فریاد زدیم، روز و شب و به هر بامداد و پسین مقابل گلولهها، تفنگها، تانکها، ترفندها و سخنرانیها ایستادیم سینه سپر کردیم و انتظار را به انتظار بردیم تا دیگر انتظار نکشیم. همه با هم بودیم جدایی و نفاق و چنددستگی نداشتیم همه به یک عهد و پیمان بودیم از رهبر گرفته تا آدمهای عادی و کارگر و معلم و دانشگاهی همه گفتیم شاه باید برود و گفتند اگر شاه رفت گفتیم هر کس بیاید بهتر است.
خونها ریخته شد، شهدای بسیاری دادیم، شاه تسلیم شد و ارتش هم به تبع آن راه دیگری جز تسلیم نداشت. امام آمد مقدمش گلباران شد و جهان بزرگترین و باشکوهترین استقبال مردمی تاریخ را به تماشا نشست. صدها خبرنگار و عکاس وقایع انقلاب را به سراسر جهان مخابره کردند. آمریکا هیچ راهی جز تسلیم نداشت. در کنفرانس گوادلپ رشته امید به ماندن و پذیرش شاه در دل کشورهای غربی گسست. آمریکا برای قدیمیترین دوست خود در خاورمیانه نتوانست کاری کند. شاه حتی اجازه ورود به کشور آمریکا را نیافت.
امام که آمد افراد نفوذی سازمان سیا هم با او بودند. قطبزاده، بنیصدر و امثالهم یکی ریاست رادیو تلویزیون را عهدهدار شد و دیگری رئیسجمهور شد اما کار بدینجا خاتمه نیافت. دست عوامل نفوذی رو شد. قطبزاده به علت ترتیب دادن کودتای عقیم نوژه اعدام شد. بنیصدر هم همراه با همپالکی خودش با عزل از ریاست جمهوری راهی فرانسه شد و هر دو با آرایش و لباس زنانه به دامان اروپا و بعد از آن صدام و آمریکا پناه بردند.
جاسوسخانه آمریکا در تهران توسط دانشجویان پیرو خط امام اشغال شد و ۴۴۴ روز کارکنان، دیپلماتهای آمریکایی به اسارت درآمدند تا شاید شاه بتواند به دامان آمریکا پناه ببرد و دوباره همانند کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد به ایران بازگردد.
مهندس مهدی بازرگان راهی جز استعفا نیافت. هر چند پیش از انقلاب زحمات زیادی را برای آزادسازی ایران متحمل شد. شهیدان رجایی و باهنر که پستهای ریاست جمهوری و نخست وزیری را تجربه کردند در آتش جهل منافقین سوخته و ترورها یکی پس از دیگری کینه و عناد گروهکها را برای مردم آشکار کرد. ۷۲ تن در حزب جمهوری اسلامی در یک بمبگذاری خیانتکارانه جان باختند و برای آنکه مجلس از اکثریت قانونی بیافتد دو تن از زخمیهای بازمانده از بمبگذاری حزب جمهوری را روی برانکار به مجلس آوردند. مردم برای صدمین بار به خیابانها آمدند تا فریاد استقلال آزادی جمهوری اسلامی و مرگ بر آمریکا مرگ بر منافق سر دهند. انقلاب چونان کودکی تازه متولد شده بعد از ضرب و شتمهای بسیار باز هم جانی تازه یافت اما آمریکا و متحدان آن راحت ننشسته، توطئه، فشار، تحریم و تهدیدات مدام با روشهای گوناگون بر علیه اسلام، انقلاب، دولت و مردم و نظام به کار گرفته شده کشتی نشستگان در دریای خروشان و مواج انقلاب مدام و خستگی ناپذیر به راه خود ادامه دادند.
صدام با چراغ سبز آمریکا و حمایت و پشتیانی مالی و نظامی کشورهای عربی منطقه که از صدور انقلاب بیم داشتند در شرایطی برای حمله به ایران فرصت را غنیمنت دانست که ارتش از هم پاشیده بود، نیروهای انقلابی درگیر پاکسازی متجاوزان و جداییخواهان ایالتهای شمال، جنوب و غرب کشور بودند، کردستان با تحریک حزب دموکرات و کومله و با حمایت صدام خود را برای جنگ داخلی آماده کرده بود و سران آنها با تحریک و تهدید مردم کرد دست به سازماندهی و تدارک نیرو و تهیه تجهیزات زده بودند. خوزستان، فارس، گنبد و مناطق عشایری همه آبستن حوادث ناگواری بودند و کوس استقلالطلبی میزدند.
حزب خلق مسلمان با هدایت غیرمستقیم آیتاله شریعتمداری در تبریز دم از استقلال و سهمخواهی میزد. خسرو خان و ناصرخان قشقایی از آمریکا وارد ایران شده بودند تا در صفوف مردم انقلابی عشایر قشقایی رخنه ایجاد کنند و آنها را بر علیه انقلاب و نظام بشورانند. جنگ تحمیلی که با قساوت و تجاوز بعثیها شروع شد مرزهای جنوبی کشور از جمله آبادان، خرمشهر، حمیدیه، سومار و دیگر شهرها و روستاهای مرزی جنوب کشور به اشغال بعثیهای عراق در آمدند و صدام در خرمشهر خیمه زد و در نطقی تاریخی گفت ناهار را در اهواز و شام را در تهران صرف خواهد کرد.
در آن شرایط بنا به اظهار بسیاری از فرماندهان ارتشی هیچ یک از تانکها برای مقابله با تانکهای دشمن کارایی نداشت و حتی بعضی از آنها چنان فرسوده بودند که قادر به شلیک حتی یک گلوله نبودند. تعدادی از پادگانها در تهاجمهای پیدرپی گروهکها از اسلحه خالی شده بودند و اسلحههای سبک مثل ژ۳، ام یک، کلاش و امثالهم به سرقت رفته بودند. در زمان حضور هایزر ژنرال چهار ستاره آمریکایی که در زمان حضور شاه برای سر و سامان دادن به کارشناسان آمریکایی مستقر در نیروی هوایی به میدان آمده بود در برنامههای کامپیوتری و در کد قطعات هواپیماهای جنگی چنان دست برده بودند که شناسایی و انتخاب یکی از آنها میسر نبود و در طول جنگ بسیاری از قطعاتی که برای هواپیماها با دور زدن تحریمها خریداری شد در انبارها موجود بود اما شناسایی آنها امکانپذیر نبود.
مردم بیگناه شهرها و روستای مرزی در تیررس گلولههای توپ، خمپارهاندازها و موشکهای برد بلند و کوتاه مظلومانه شهید میشدند و هر چه فریاد میزدند موشک جواب موشک، موشکی برای پرتاب در اختیار نبود تا آنکه تعدادی موشک کرم ابریشم با برد کوتاه از چین خریداری شد و اولین آن به بانک رافدین عراق و در بغداد اصابت کرد و در همان روزهای آغازین جنگ که هواپیماهای بعثی فرودگاه مهرآباد را بمباران کردند یکصد فروند هواپیمای جنگی اف۴ و اف۵ و سایر جنگندهها زمینگیر شدند و خسارات بسیاری به تأسیسات، تجهیزات، پادگانها، پلها و مراکز نظامی و استراتژیک عراق وارد آوردند اما کافی نبود. دشمن از طریق هوا و دریا و زمین زورآور شده بود.
و اما بعد:
هر چند جنگ تحمیلی ۸ سال به صورت فرسایشی ادامه یافت و بسیاری از جوانان و مردم برومند و قهرمان کشور به شرف شهادت نائل آمدند و عدهی بسیاری جانباز و اسیر شدند و خسارتهای هزار میلیارد دلاری به کشور وارد شد اما مردم با غیرت و با اتحاد توانستند به انقلاب، کشور، ملت و نظام مصونیتی ۴۰ ساله ببخشند و شهرها و روستاها را یکی پس از دیگری آزاد کنند و در مقابل یک جهان شر و شرارت بایستند تا آمریکا بداند که نمیتواند به این کشور جنگ دیگری را تحمیل کند که برنده آن باشد.
جنگ ایران و عراق بواقع برنده نداشت. هم مردم ستمدیده و مظلوم عراق و هم مردم انقلابی و قهرمان ایران متوجه شدند که دشمنان واقعی آنها چه کسانی هستند.
دعای شبانه روزی مردم دو کشور مستجاب شد. دعایی که مدام میخواندند «اللهم مشغل الظالمین بالظالمین» (خدایا ظالمان را به خود مشغول گردان).
و چنین شد که سگ هار آمریکاییها پای خودشان را گاز گرفت و آنها راهی جز کشتن آن نیافتند و چنین شد که عراق از شر صدام خلاص شد اما به شرارت و تجاوز و کشتار آمریکاییها گرفتار گردید.
و زمانه چرخید و چرخید تا طالبانی که در افغانستان دست به کشتار و حمله به سفیر و کاردار ایران زد امروز دست کمک به سوی ما دراز کرده تا بتواند با آمریکاییها بجنگد.
و عراق نیز هم به چنین وضعی دچار شد که اگر ایران حمایت نکرده بود بغداد هم در تصرف داعش (دولت خودخوانده اسلامی شام و عراق) درمیآمد.
ایرانی که در آغاز جنگ به سختی از پس صدام بر آمد اینک ناجی کشور سوریه، یمن، لبنان، فلسطین و عراق است و آمریکا که از متحدان منطقهای خود بریده و آنها را قدرتی مقابل ایران نمیداند سالیانی است خود به میدان آمده اما چون تهاجم جنگی را پرخطر و با خسارت بسیار و بینتیجه میبیند جنگ اقتصادی را با تمام توان بر علیه ما شروع کرده و تحریمهای کمرشکنی را به لحاظ اقتصادی به ما تحمیل نموده و با دولتهای اروپایی هم در افتاده تا به قول خودش بار دیگر شرایطی را در مذاکره با ما تحمیل نماید که حاصل آن ضعف قدرت نظامی و سیاسی در منطقه و جهان است.
و اما بعدتر:
از بهمن ۵۷ تا بهمن ۹۷ چهل سال طی شد. چهل سالی که طعم عزت، استقلال و سربلندی را مردم ما چشیدهاند.
چهل سالی که مردم غیرتمند، قهرمان و اسلامپناه ایران با سختیهای بسیار در برابر زورآزمایی آمریکا و اروپاییها مقاومت کرده و توانستهاند در مقابل قلدری، زورآوری، تهدید و تجاوز سر خم نکند.
در این میان افرادی هم هستند که حق شهدا و خدمتگزاران صدیق را پایمال نموده چونان فضله موشی در دیگ انقلاب افتادهاند و پاکی را ملوث کرده بعضی از مردم ما را نسبت به دستاوردهای انقلاب شکاک و مردد کردهاند.
دشمن گرچه بسیاری از جوانان باهوش و تحصیلکرده را از ما گرفته و از آن خود کرده است، گرچه توانسته ارزش پول ما را کاهش دهد و فساد اقتصادی را بر ما افزون سازد و فضاهای بازاری و تجاری را تنگ کند اما نتوانسته روح انقلابی و قلب پاک و پرتپش این ملت را از حرکت باز ایستاند.
اینک انقلاب به جوانی برومند، چهل ساله، جنگ آزموده و از بیماریهای سیاسی مصونیت یافته که تا جان دارد مقابل ناراستیها، کاستیها، ترفندها، توطئهها، فریبها و تطمیعها میایستد و خم به ابرو نمیآورد.
ایران ما در طول چند هزار سال تاریخ حملات اسکندرها، هلاگوها، ترکها، چنگیزها، روسها، اعراب و انگلیسیهای و آمریکاییها را تجربه کرده و با آنها جنگیده. گاه پیروز شده و گاه شکست خورده اما هرگز تسلیم نشده و از پای ننشسته چونان جوانههای مانا از ریشه روییده و به جنگلی انبوه تبدیل شده و چشم به افلاک دوخته و از آب و آفتاب و زمین و سبزه سود برده و میهن را پاس داشته است. چهل سال انقلاب با تمام فراز و نشیبها و فقر و کاستیهایش را ارج مینهیم و مقام شهدایمان را پاس میداریم که اگر آنها نبودند نه این قلم توان نوشتن داشت و نه خوانندهای برای آن میبود و نه کشوری به نام ایران میداشتیم.
روحشان شاد و راهشان پررهرو باد
والسلام
- یکشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱ بهمن ۱۳۹۷