• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۸ بهمن ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پیامدهای گفت‌وگو گریزی
هر کدام از مکاتب فکری بسته به این که از چه زاویه‌ای به جهان می‌نگرند برای انسان تعریفی ارائه کرده‌اند. رایج‌ترین تعریف از انسان در نزد فلاسفه حیوان ناطق است. نطق، هم سخن گفتن را در بر می‌گیرد و هم اندیشیدن را چرا که سخن گفتن نیازمند اندیشیدن است و بیان اندیشه نیز با سخن گفتن محقق می‌شود حال اگر بخواهیم تعریفی اجتماعی مشتق شده از همین ویژگی برای انسان ارائه دهیم باید بگوییم انسان موجودی است که با گفت و گو بر بخش زیادی از مشکلات خود فائق می‌آید. اگر حیوانات در زمان جفت‌یابی برای این که میدان را از رقبای خود بگیرند با یکدیگر می‌جنگند، انسان‌ها در مراسم خواستگاری و از طریق گفت‌وگو مدارج تفاهم و درک متقابل و حصول اطمینان از خوشایندی دوطرفه را طی می‌کنند. حیوانات هنگام گرسنگی طعمه را از دهان یکدیگر می‌ربایند و در پایان غذای بیشتر به حیوانی می‌رسد که قوی‌تر است اما انسان‌ها با هم تفاهم می‌کنند که هر کس متناسب با تلاش و ذائقه و سلیقه‌اش غذای خود را انتخاب کند. در موضوع احساس آرامش خاطر و امنیت نیز انسان با اندیشیدن و ابزارسازی برای خود در مقابل انواع تهدیدها ایجاد امنیت می‌کند. در واقع اصلی‌ترین ابزار انسان که در زندگی به او یاری می‌رساند اندیشه و گفت‌وگو است.
آدمی گفت و گو را ابتدا با خود آغاز می‌کند و تا پایان عمر نیز از خلوت و فرصت‌هایی که برایش پیش می‌آید به منظور دستیابی به آرامش برای سخن گفتن با خود و در متعالی‌ترین حالات با خدای خود بهره می‌گیرد. انسان گفت‌وگوی با دیگران را از سنین طفولیت و در خانواده آغاز می‌کند و به تدریج احساس نیازش به گفت‌وگو به اندازه‌ای زیاد می‌شود که اگر تنها شود حتی احتمال مرگش نیز وجود دارد.
تجربیات و آموخته‌های انسان نیز از طریق گفت‌وگوی شفاهی و مکتوب به آیندگان منتقل می‌شود. غرض از این مقدمه تأکید بر اهمیت گفت‌وگو در زندگی انسان است. اداره‌ی ساده‌ترین شکل اجتماع که خانواده باشد تا پیچیده‌ترین آن که جامعه‌ی جهانی است نیز با گفت‌وگو امکان‌پذیر است. انسان‌ها در جریان گفت‌وگو احساس و عاطفه و دانش و تجربه و علائق و مواضع و دیدگاه‌های خود پیرامون موضوعات گوناگون را بر زبان می‌آورند. نتیجه‌ی گفت‌وگو می‌تواند همزیستی مسالمت‌آمیز، تقسیم امتیازها، شناخت فرصت‌ها و تهدیدها و همچنین مبادله‌ی امکانات باشد. زیرا نه هیچ انسانی از سایر انسان‌ها بی‌نیاز است و نه هیچ جامعه‌ای می‌تواند مدعی دوام و بقای خود بدون ارتباط با سایر جوامع باشد. ناگفته نماند که گفت‌وگو در اشکال گوناگون صورت می‌گیرد. گاه یک نقاشی یا خط و اثر هنری زیبا با شما سخن می‌گوید و گاه صورت ظاهر یک فرد یا جامعه بیانگر مراتب درماندگی و استیصال اوست. اصولاً آنچه به گفت‌وگو اصالت می‌بخشد حق انتخاب است به همین دلیل کسانی که حق انتخاب دیگران را نادیده می‌گیرند از مذاکره و گفت‌وگو و ارتباط فرهنگی گریزانند و جزیره‌ای عمل می‌کنند. مانند پدری که بدون توجه به خوشایندی یا نفرت دخترش از یک خواستگار، صرفاً با استناد به حق ولایت و سرپرستی که برای خود نسبت به دخترش قائل است می‌خواهد او را وادار به ازدواج با او نماید که چنین ازدواج‌هایی در نهایت به طلاق و خیانت و قتل و زد و خورد می‌انجامد. وقتی در آموزه‌های دینی از مشورت سخن به میان می‌آید منظور یکی از بارزترین اشکال گفت‌وگوست که برای مشورت‌کننده الزامات عرفی و اخلاقی ایجاد می‌کند. وقتی افراد یک جامعه توسط اداره‌کنندگان آن جدی گرفته می‌شوند و مورد مشورت قرار می‌گیرند زمینه‌ی مشارکت آنها در امور افزایش می‌یابد و همین امر هزینه و مسئولیت نتیجه‌بخشی یا عدم توفیق راهکارها را کاهش می‌دهد و به تقسیم فشارها و سختی‌های کار منجر می‌گردد. سازمان‌دهی جامعه و توافق بر سر نوع نظام حاکم و متعاقب آن، شکل‌گیری ادارات و نهادها و قوای سه‌گانه هرگز به معنای پایان گفت‌وگوها، مشورت‌ها و نظرخواهی‌ها و همه‌پرسی نیست، زیرا چنین تشکیلاتی پایان‌بخش مشکلات نخواهد بود و تا زمانی که مشکل وجود دارد ما نیازمند گفت‌وگو در راستای هم‌افزایی و همفکری و تقسیم مسئولیت و پذیرش عواقب تصمیم‌گیری‌ها هستیم. کشورهای جهان نیز در جریان تعاملات ناگزیری که باید با یکدیگر داشته باشند صرف نظر از این که در لباس دوست و یا دشمن ظاهر شده باشند، نیازمند گفت‌وگو هستند. به همین دلیل گفت‌وگو هرگز نمی‌تواند تابو و به منزله‌ی میوه‌ی ممنوعه باشد زیرا تصور این که گفت‌وگو زیان‌بخش باشد مانند این است که بگوییم تنفس کردن با توجه به احتمال وجود آلودگی در هوا کار درستی نیست. همان گونه که سوزن ابزار کار خیاط است و آشپز با دیگ و قابلمه سر و کار دارد و بیل وسیله‌ی باغبانی است، مذاکره نیز مهمترین ابزار کار یک سیاستمدار است از این رو گریز از گفت‌وگو در دنیای سیاست به منزله‌ی خودکشی از ترس مرگ است. در آموزه‌های دینی همواره به گفت‌وگو توصیه شده است و انسان‌ها در اوج آلودگی و گناه به گفت‌وگوی با خدا روی می‌آورند و مخالفان انبیاء به اقامه‌ی دلیل برای اثبات حقانیت خود دعوت شده‌اند و در هیچ کجای تاریخ به موردی برنمی‌خوریم که تقاضای گفت‌وگو از سوی هر فرد و گروهی توسط پیامبران رد شده باشد. گفت‌و‌گو اگرچه فرصتی مستمر است اما تأخیر در استقبال از آن خاصیتش را کم می‌کند زیرا نتیجه‌ی گفت‌وگو به شرایطی که به گفت‌وگو روی می‌آوریم بستگی دارد. گاه به دلیل قرار گرفتن در موقعیتی مناسب می‌توانید امتیاز بگیرید اما وقتی برای مثال با تحریم شما را به گوشه‌ی رینگ کشانیدند و موقعیت‌ها را از شما گرفتند چه بسا ناگزیر به تحمل خسارات فراوان و یا گرفتن امتیازی اندک باشید. در دنیای سیاست اگر رقبای شما دست شما را بخوانند و مطمئن باشند که اهل گفت‌وگو و مبادله‌ی امتیاز نیستید و از گفت‌وگو تابو ساخته‌اید با لابیگری و اعطای امتیاز به همسایگان، پیرامون شما را خلوت می‌کنند و چه بسا بر امتیازاتی اصرار ورزند که خط قرمز شماست. اصولاً یکی از دلایل گفت وگو گریزی، میل به حفظ وضع موجود، ترس از تغییر مناسبات جا افتاده، نتایج غیرقابل پیش‌بینی و نهایتاً داوری‌های تاریخی است اما در صورتی که تداوم چنین ترس بازدارنده‌ای ما را در شرایطی خوفناک‌تر قرار دهد، نتایجی مغایر با منافع ملی و داوری‌های بیرحمانه تاریخی اجتناب‌ناپذیر خواهد بود با این فرض که تاریخ را آیندگان می‌نویسند لذا بهتر آن است که برای کاهش هزینه‌های ناشی از گفت‌و‌گو در شرایط ناگزیری، زودتر به استقبال آن برویم که البته در این مورد یک استثناء را نباید نادیده گرفت و آن این که ما از قدرت و موقعیتی مصونیت‌بخش برخوردار باشیم که دشمن از آن بی‌خبر باشد! در عین حال یک چیز را نباید از نظر دور داشت و آن این که نباید میدان گفت‌وگو را در هیچ شرایطی خالی کنیم و بپذیریم که فلسفه‌ی وجودی انتخابات و مجلس و نهادهای گوناگون و این همه حقوق و مزایا و احترام و تشریفات ویژه‌ی رجال سیاسی برای این است که کشور با گفت‌وگو به عنوان کم‌هزینه‌ترین وسیله و با دستاوردهای فراوان اداره شود.

Comments are closed.