سرمقاله
محمد عسلی
شکوه چهل سالگی یعنی چه؟
چهل سال سن عقلانیت است. سن بعثت است. سن گذر از بیماریها، سکتهها، استرسها، تصادفات، قضا و قدرها، سن گذر از ناتوانیها و سن عبور از منیتهاست. چهل سال سن مبارزه با دشمنیها، مخالفتها، نفاقها، کفر و الحاد و زندقه و بدفرمانیهاست. چهل سال سن مقابله با آمریکاست. آمریکایی که جهان را در تیول و گرو خود میداند. آمریکایی که بزرگترین اقتصاد جهان، بزرگترین ارتش مجهز به سلاحهای اتمی و بزرگترین رسانههای تأثیرگذار جهان را در اختیار دارد. آمریکایی که ظرف ۵۰ سال گذشته بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ و افکار عمومی جهان تسلط داشته است. چهل سال مقابله با آمریکایی که ایران دوران پهلوی را یکی از ایالتهای خود همانند اسرائیل به حساب میآورد و بر شاه و وزارت و دولت شاهنشاهی ایران حکمفرما بود.
آری مبارزه با آمریکا با شعار نه که با عمل. عمل به ایدئولوژی که توانسته از پس ۸ سال جنگ تحمیلی بر آید و حتی یک وجب از خاک کشور را به دشمن ندهد. عملی که توانسته علیرغم ۴۰ سال تحریم و تهدید سرافراز و سربلند، یکی از مدعیان اقتدار نظامی در منطقه خاورمیانه باشد.
عملی که توانسته در عراق، سوریه، یمن، لبنان و فلسطین و بسیاری از کشورهای محروم و فقیر آفریقایی پرچم حمایتگر ایران را با اهتزاز در آورد.
آری مقابله با آمریکا به نحوی که امروز آمریکا و آمریکادوستان روزی نیست که خشمی بر چهره خود نبینند که ایران چه میکند و چه نمیکند. این ۴۰ سالگی ماست.
مردمانی با اعتماد به نفس، دلیر و شجاع و مبارز و با صلابت که اگر اقتصادشان در گرو تحریم ها و در دست موریانههای آسیب زننده است و تورم و گرانی را هر سال بیشتر از سال قبل تجربه میکنند در عوض عزت و اقتدار خود را حفظ میکنند و در کشور خود احساس امنیت دارند و به فردای بهتر امیدوارند.
۴۰ سالی که ملت ایران استقلال را تجربه کردهاند عشق به اسلام، انقلاب و میهن را آموخته و از جان و دل در حفظ و نگهداری این عشق پروانهوار گرد شمع وجود شهدا میچرخند.
و اما بعد:
انقلاب اسلامی ایران را دو گونه میتوان تعبیر کرد و به تحلیل روند و عملکرد آن پرداخت.
اینکه همانند مخالفان و معاندان انقلاب مدام نقاط منفی و نواقص را بزرگنمایی کنیم و مثلاً بگوییم قبل از انقلاب پاسپورت ما را تمامی کشورها قبول داشتند و ما بدون ویزا به بسیاری از کشورها سفر میکردیم. اینکه بگوییم آزادیهای مدنی از نوع آزادی حجاب بود و فرهنگ برهنگی روز به روز ترویج میشد و ایران میعادگاه عشاق بود تا هر کس که از خارج میآمد و میخواست حالی کند همه چیز برایش فراهم بود.
اینکه بگوییم تعداد مشروبفروشیها، کابارهها، دیسکوتکها، شوهای تلویزیونی و چه و چه بوده است و حالا نیست و تعدادشان از کتابفروشیها بیشتر بوده و یا بگوییم پول ما که پشتوانه دلار آمریکا داشته و تقریباً دارای ارزش ثابتی بوده حالا بسیار کاهش پیدا کرده و چنین و چنان است و یا اینکه بگوییم ما در سیاستهای خارجی از پشتوانه آمریکا و غرب برخوردار بودهایم و حالا همه با ما مخالفت میکنند. و یا بگوییم آخوندهایی بر مقدرات ما حاکمیت دارند که از سیاست و اقتصاد چیزی نمیدانند.
و یا بگوییم فرصتطلبان و اختلاسگران و دزدان یقهسفید اموال بیتالمال و پول مردم را به غارت میبرند و جوانان بیکارند و راهی خارجاند و مغزها در حال فرار.
همین حرفها و صحبتهایی که به کرات در فضاهای مجازی مدام چشم به چشم میشوند و به این طرف و آن طرف ارسال میشوند.
آری خیلی از نقطه ضعفها هست که میتوان علت و دلایل منطقی آنها را بر اساس محاسبات و مستندات دقیق بررسی کرد و مقصر آن را هم پیدا کرد اما بسیاری از همین مطالبی که بعضیها را ترسانده در واقع نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی است.
و اما تعبیر دوم: تعبیر دوم این است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکاییها بیکار ننشستند و تمامی تلاشهای خود را به کار گرفتند تا انقلاب از مسیر اصلی خود منحرف شود و منافع و نفوذشان را در ایران حفظ کنند.
تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام هر چند خسارات و تبعات سیاسی بسیاری را به انقلاب اسلامی ایران تحمیل کرد اما ماسک را از چهره واقعی آمریکا برداشت و به جهانیان فهماند که در واقع سفارت آمریکا یک جاسوسخانه است و صرفاً به دنبال نفوذ، دخالت، توسعهطلبی و جاسوسی در کشورهای دنیاست.
دو دیگر اینکه پیوسته قصد دارد مدیریت افکار عمومی ملتهای مظلوم و ستمدیده را داشته باشد تا بتواند استعمار را به شیوه نو و روزآمدی به ثمر بنشاند.
آمریکاییها، انگلیسیها و بعضی از کشورهای دیگر توسط شرکتهای نفتی خود چه بسیار نفت ما را به غارت میبردند و همانند عربستان امروز گاو شیرده آنها میبودیم که بموقع و به طرق مختلف میدوشیدندمان.
اینک که چنین اقتدار و نفوذی ندارند با ما سر مخالفت دارند.
از دیدگاه دیگر میتوانیم ۴۰ سالگی انقلاب را واقعبینانه تحلیل کنیم که مهمترین آن همین ملت مصونیت یافته با توکل، مبارز، شجاع و باورمند است.
ملتی تأثیرگذار در جهان سیاست و فرهنگ و اقتصاد، ملتی با هیمنه و با ابهت که توانسته ۴۰ سال مقاومت کند و روی پای خود بایستد به بهای گزاف و خسارتهای بسیار و تسلیم نشود.
این مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی است. ملتی الگو برای جنبشهای آزادیخواه و ملتهایی که تلاش میکنند از ستم ظالمان و دیکتاتورها خلاص شوند و زیر بار فشار آمریکا نروند.
متأسفانه امروز جهان به سمت نوعی فردگرایی و توسل به سبک مادیات و درآمدهای بیشتر به پیش میرود. به همین دلیل جنبش ضد سرمایهداری حتی در آمریکا، فرانسه و آلمان هم سر بلند کرده است.
طرح خاورمیانه جدید بسیاری از کشورهای اسلامی را به خاک سیاه نشانده و سیل مهاجرت فراریان و بیخانمانها از اقصی نقاط گیتی به سوی اروپا و آمریکا روانه شده است.
امپریالیستها چه پاسخی برای این گندکاریهای خود دارند که حتی کشورهای خودشان را هم به مخاطره و ناامنی کشاندهاند؟
ایران امروز هر چند شاهد مهاجرت بعضی از جوانان جویای کار به کشورهای دیگر است اما هند و چین و ترکیه هم با آن اقتصاد مثال زدنی بیشترین سیل مهاجرت جوانان جویای کار به اروپا، آمریکا و کانادا دارند و تعدادشان با ایرانیها قابل مقایسه نیست.
اگر امروز در ایران با بعضی از فسادهای اخلاقی مواجهیم که در شأن جمهوری اسلامی نیست، این فسادها همانند زمان قبل از انقلاب رسمیت و مشروعیت ندارند و کم و بیش با آنها مقابله میشود.
فساد در همه جا هست و مولود فقر، جهل، ریاکاری، اعتیاد و بیکاری است و کسی منکر آن نیست. اما از دیدگاه مردم مؤمن و مسلمان ما هیچ فسادی اعم از فساد اخلاقی یا مالی مقبول و پسندیده نیست. مثل بعضی کشورها نیست که دولت و حاکمیت آنها در ترویج فسادها پیشتاز باشند.
متأسفانه ۸ سال جنگ و تحریمهای کمرشکن به فرصتطلبها، سوءاستفادهچیها، ریاکاران و کلاهبرداران امکان و فرصت داد که به آن دامن بزنند و یا در ایجاد آن مؤثر واقع شوند. مردم و نظام ما همانگونه که با اخلالگران، تروریستها و دشمنان داخلی و خارجی فرصت عرض اندام ندادند به مفسدان هم فرصت نخواهند داد. مردم ناظر و مسئولیتپذیر بهترین رکن و تشکیلات برای مقابله با فسادند.
به هر تقدیر شکوه ۴۰ سالگی را میتوان در دستاوردهای علمی، دستاوردهای امنیتی، دستاوردهای نظامی، دستاوردهای صدور انقلاب اسلامی و دستاوردهای فنآوریهای نوین عنوان کرد که تحلیل و تفسیر هر یک از آنها خود به مقالات و نوشتههای بسیاری نیاز دارد.
اینکه توانستهایم ۴۰ سال بمانیم، مبارزه کنیم و تسلیم نشویم یعنی قدرتی هستیم این قدرت چند جنبه و مؤلفه دارد. جنبه ایدئولوژیک، جنبه حمایت و اتحاد ملی، جنبه علمی و عقلی و جنبه هوشمندی و شجاعت.
آیا جز این است که همه را از انقلاب داریم؟ پس پساندازهای خود را حفظ کنیم و به خود و ارزشهایمان و انقلابمان ارج و احترام گزاریم.
والسلام
- یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۵ بهمن ۱۳۹۷