سرمقاله
محمد عسلی
اتحادیه اروپا با ما یا آمریکا؟
از تاریخ ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ که ترامپ رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد از برنامه جامع اقدام مشترک ۱+۵ خارج میشود تا به امروز ۹ ماه میگذرد.
ظاهراً موضع رسمی اتحادیه اروپا و کشورهای روسیه و چین حفظ برجام و مخالفت با خروج آمریکا از برجام بوده است.
اتحادیه اروپا برای حفظ برجام طی جلسات و نشستهای مختلفی برای داد و ستد تجاری با ایران به دنبال راهکاری بوده که بتواند ایران را متقاعد کند که به برجام وفادار بماند. ایران هم بعد از خروج آمریکا از برجام چشم به قول و قرارهای اتحادیه اروپا دوخته و تاکنون راهکاری که بتواند ایران را متقاعد کند علیرغم تحریمهای همهجانبه آمریکا و کاهش شدید صدور نفت تا ایران بر عهد و پیمان خود بماند ارایه نداده است. راهکار جدیدی که در روزهای اخیر با شرط و شروط و اما و اگرهایی به دولت ایران ارایه شده مورد انتقاد و عدم پذیرش دولتمردان ایران است زیرا بعضی از شروط آن را مانند مذاکره برای کاهش و یا تعدیل فعالیتهای موشکی و یا الزام به قبول FATF و عدم حمایت از حزبا… در جنوب لبنان و یا دست برداشتن از حمایت سوریه و … را دخالت در امور داخلی ایران میدانند و نکته مهمتر آنکه به منظور رعایت تحریمهای آمریکا و راضی کردن ترامپ میزان داد و ستدها را در حد کالاهای ضروری مانند غذا و دارو در بسته پیشنهادی خود آوردهاند.
بدیهی است با این شرط و شروطها و اما و اگرها ایران نمیتواند از پیشنهاد اتحادیه اروپا نفعی ببرد زیرا متن برجام و توافق حاصله بین ایران و ۱+۵ رفع و حذف کلیه تحریمها بوده که متأسفانه آمریکا همانند بعضی از توافقهای دیگر با کشورهای مختلف از انجام آن شانه خالی کرده است.
و اما بعد:
یک مرور کوتاه از تاریخ مخالفتهای آمریکا با انقلاب اسلامی ایران و اثرات تحریمهای آن همه حکایت از یک هدف دارد که برای رسیدن به آن از روشهای مختلفی از جمله تهدید، تحریم، جنگهای نیابتی نظامی، جنگهای رسانهای و همراه کردن متحدان منطقهای بر علیه ایران از آن استفاده شده است و آن هدف حفظ منافع و نفوذ آمریکا در ایران است.
اینک از پس ۴۰ سال مقابله با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی آمریکا بیش از دو راه برای رسیدن به اهداف استعماری خود ندارد.
یکم فشار بیشتر از راه تحریمهای اقتصادی برای به زانو درآوردن ایران و گرفتن امتیازهایی که اهداف اولیه آمریکا را تأمین کند و دوم استفاده از گزینه نظامی که همان جنگ است.
اتحادیه اروپا هم دو راه بیشتر پیش رو ندارد. یکم ادامه مخالفت با عملکرد آمریکا در خروج از برجام که تا به امروز از حرف فراتر نرفته است و استخوان لای زخم گذاشتن تا ایران زیر فشار تحریمها به لحاظ اقتصادی آنچنان ضعیف شود که جز تسلیم راهی دیگر نیابد. دوم همسو شدن با آمریکا در خفا به منظور رد گم کردن تا ایران از برجام خارج نشود که آمریکا بتواند در شورای امنیت دوباره بر علیه ایران قطعنامه صادر کند و زمینه یک جنگ منطقهای فراهم گردد. زیرا جنگ در منطقه به نفع اروپا نیست.
و اما بعدتر:
دولت آمریکا رسماً در ۱۴ آبان ۹۷ مصادف با ۵ نوامبر ۲۰۱۸ دور جدیدی از تحریمها را بر علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد چنانچه پمپئو گفت: از زمان روی کار آمدن دولت ترامپ ما دست به ۱۹ دور تحریم زدهایم که ۱۶۸ نهاد ایران را مورد هدف قرار دادهاند.
استیون منوچین وزیر خزانهداری آمریکا عنوان کرد که ما تحریمهای کامل خود را علیه رژیم ایران آغاز میکنیم و این بخشی از ماکزیمم فشار اقتصادی بیسابقهای است که ایالات متحده علیه بزرگترین کشور حامی تروریسم در جهان به راه انداخته است.
تحریمهای آمریکا در آن روز بیش از ۷۰۰ نفر، چندین مؤسسه، هواپیما و صنایع موشکی را شامل میشود که در جای خود بخشی از بزرگترین اقداماتی است که وزارت خزانهداری در یک روز انجام داده است.
و نیز بیش از ۳۰۰ مورد تحریمها اهداف جدیدی را در بر میگیرند علاوه بر این ۱۰۰ مورد دیگر نیز آنهایی هستند که قبلاً در لیست تحریمها بودهاند و به خاطر برجام از لیست خارج شده بودند و اینک مجدداً در لیست قرار گرفتهاند.
این تحریمها و بسیار تحریمهای خرد و کلان دیگر تاکنون نتوانستهاند ایران را پای میز مذاکره با آمریکا بکشاند زیرا آمریکا از گذشته تاکنون ثابت کرده به قراردادهای بینالمللی و امضاهای دولتمردان خود پایبند نیست و هر زمان اراده کند به هر دلیل واهی زیر قول و قرارها و توافقات بینالمللی میزند.
اینک ایران با شرایط سخت اقتصادی ناشی از تحریمها و فسادهای ایجاد شده در شبکههای بانکی و پولی کشور که آنها هم به طریقی سر در آبشخور همین تحریمها و دور زدنها داشته است چند راه پیش رو ندارد.
یکم آنکه اتحادیه اروپا را متقاعد کند که با ساز وکار جدیدی به تعهدات خود پایبند باشد تا ایران بتواند در داد و ستدهای تجاری بدون رعایت تحریمهای آمریکا نسبت به فروش و یا خرید کالاهای مورد نیاز خود در ابعاد و موضوعات مختلف اقدام کند که به نظر میرسد اتحادیه اروپا تاکنون نتوانسته به این خواسته ایران پاسخ مثبت دهد. زیرا ترس از آن داشته که کشورهای اروپایی مشمول تحریمهای سخت آمریکا شوند و شرکتهای اصلی اروپایی هم زیر بار دولتهای خود نمیروند.
دوم ایران به علت عدم اجرایی شدن تعهدات ۱+۵ از برجام خارج شود در چنین شرایطی آمریکا اتحادیه اروپا را با خود همداستان میکند و در صورت بروز جنگ آنها را درگیر یک جنگ منطقهای بر علیه ایران خواهد کرد که البته این جنگ به نفع هیچ یک از کشورهای اروپایی و آمریکا و ایران نخواهد بود.
زیرا اول ایران راه چارهای جز آن ندارد که تنگه هرمز را ببندد و پایگاههای نظامی آمریکا و اروپا را در هر یک از کشورهای منطقه مورد حملات موشکی قرار دهد و به احتمال زیاد به ناوگان دریایی آمریکا هم حملهور شود. در چنین شرایطی تمام طرفهای جنگ خسارتهای بسیاری میبینند و زیرساختهای عمرانی و تأسیساتی آنها آسیب میبیند.
پس هم آمریکا و هم اروپا و هم ایران و دیگر کشورهای منطقه به دنبال جنگ نیستند و نباید هم باشند بلکه موضع ایران همیشه دفاعی بوده است. اگر جنگی در منطقه خاورمیانه بین ایران و کشورهای تحتالحمایه آمریکا رخ دهد آثار مخرب و تبعات اقتصادی بسیار بدی اولاً نصیب کشورهای اروپایی میشود زیرا بهای هر بشکه نفت تا سقف ۴۰۰ دلار افزایش خواهد یافت که بیشتر روسیه از فروش آن سود خواهد برد.
دو دیگر آنکه کشورهایی مانند چین و ژاپن هم از عدم وصول بموقع نفت وارداتی و افزایش شدید نرخ آن ضرر خواهند کرد و صنایع آنها دچار وقفه خواهد شد.
آنچه در این میان مهم است و ایرانیان باید به آن توجه داشته باشند این است که نه تحریم نه جنگ نه فشارهای سیاسی آمریکا نظام جمهوری اسلامی و مردم ما را از پای در نمیآورد. آنچه موجب شکست ما خواهد شد در مرحله نخست خودمان هستیم اگر از همبستگی و اتحاد محکم بگسلیم و خودمان بر علیه خودمان با چند دستگی وارد اختلاف و نهایتاً جنگ شویم آن روز است که شکست میخوریم. تنها گزینه دشمنان برای ما دامن زدن به همین اختلافات است. به ترور شخصیتها به تبلیغ در عدم کارایی آنها به ایرانهراسی و ترساندن مردم از انقلاب و انقلابیون.
برای اینکه این اتحاد حفظ شود باید هوای فقرا را داشته باشیم و به یکدیگر کمک کنیم و مهر بورزیم دست درماندگان را بگیریم قانع باشیم و قناعت را گنج بدانیم جامعه را به سمت و سوی سلامت جسمی و روحی ببریم. در حین آنکه نسبت به عملکرد دولت منتقد باشیم و جلوی اسراف و تبذیر و خاصهخواهیها را بگیریم و اجازه فرصتطلبی و سوءاستفاده به جنایتکاران ندهیم. از حمایت خدمتگزاران صدیق و زحمتکشان و جاننثاران و مجاهدان راه حق دریغ نورزیم.
شرایط بسیار سخت است و این سختی میتواند ما را آبدیده کند و مصونیت بخشد اگر بر یک رأی و عقیده باشیم و مدام به اختلافات دامن نزنیم زیرا امنیت امروز ما حاصل خون صدها هزاران شهید است.
تغییر هر شرایطی که خواست آمریکا باشد نه تنها وعده بهشت نیست که ما را به جهنمی شبیه لیبی، افغانستان، یمن و سوریه میکشاند که هزاران بار یاد امروز کنیم و حیف و دریغ بخوریم که چرا مقاومت نکردیم.
نیروهای نظامی و انتظامی کارآزمودهاند و آماده دفاع اما به یک پشتوانه مردمی نیاز دارند که بحمدا… ملت شریف و قهرمان ما ثابت کردهاند توانایی پشتیبانی را دارند. ما مطمئن هستیم هیچ یک از کشورهای عربی منطقه خاورمیانه به قول ترامپ حتی یک هفته هم بدون حمایت آمریکا قادر نخواهند بود از خود و مردمشان دفاع کنند آنها در آزمون جنگ سوریه، یمن و عراق امتحان خود را پس دادهاند.
ما باید هوشیار باشیم، دشمن قدرقدرت ما آمریکا میداند که چه قدرتی هستیم که با ما سر مخالفت و دشمنی برداشته است وگرنه این همه از خود خوف و ترس نشان نمیداد و خط و نشان نمیکشید. امید که همه ما به این مهم پی برده باشیم و دولتمردان ما هم برای مقابله با هر نوع تجاوزی اعم از نظامی و اقتصادی و سیاسی در کمال هوشمندی به حساسبودن شرایط منطقه واقف باشند و قبل از بر زبان آوردن هر سخنی که بنزین بر آتش خشم دشمنان بریزد تأمل و تدبیر کنند.
والسلام
- سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی اتحادیه” ۱۷ بهمن ۱۳۹۷