سرمقاله
محمد عسلی
۲۲ بهمن مرکز اتکای وحدت ملی
هنوز هم دنیا در شوک انقلاب ایران است. هنوز هم بعضی از تحلیلگران مدعی به دنبال فرصت و زمانی برای پایان انقلاب در ایرانند.
هنوز هم برای کسانی که انقلاب منافعشان را به خطر انداخته آرزویی، رؤیایی، توهمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی در دل و ذهنشان هست.
اما نمیدانند چه قدرتی؟ چه کسانی؟ کدام کشور؟ کاری میکنند که نظام جمهوری اسلامی سرنگون شود و انقلاب اسلامی در ایران و جهان به اتمام برسد!
یادم هست وقتی ساختمان حزب جمهوری اسلامی منفجر شد و بیش از ۷۲ تن از سران و تأثیرگذاران در دم شهید شدند بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی عنوان کردند کار نظام اسلامی در ایران تمام است.
وقتی جنگ تحمیلی ۸ ساله شروع شد برای بسیاری از دشمنان و گروهکهای مخالف و معاند روزنه امیدی ایجاد شد که نظام جمهوری اسلامی ایران از پس این جنگ بر نمیآید و صدام تا تهران پیش میرود!
درست به خاطر دارم وقتی قضایای فنآوریهای هستهای ایران مورد اعتراض غربیها قرار گرفت و تحریمهای سنگین را به تصویب شورای امنیت رساندند تحلیلگران نوشتند و در رسانههای ماهوارهای عنوان کردند رژیم ایران با این تحریمهای کمرشکن از پای در میآید. ترور دانشمندان هستهای هم کاری از پیش نبرد و هم اینک نیز که تورم و گرانی ظرف چند سال اخیر به اوج خود رسیده و فشار بر مردم مضاعف شده است ترامپ و متحدانش در منطقه و بعضی کشورهای غربی در این رؤیا و توهم هستند که به زودی کار نظام تمام است چون سختترین تحریمهای اقتصادی بیسابقه بر علیه ایران اعمال شده است.
و اما بعد:
۴۰ سال گذشته است. چهل سال انواع چالشهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را پشت سر گذاشتهایم اما نه فقط نظام، انقلاب و کشور از پای در نیامده، بلکه قویتر و مصممتر از همیشه راه پیشرفتهای علمی، صنعتی و نظامی را طی کرده و در نیمه راه قله، امید به فتح دارند.
این دونده چهل ساله که الزام به دویدن او را قوی و آبدیده کرده است بالطبع در مسابقات جهانی آینده قویتر و کارآزمودهتر خواهد دوید علیرغم تمامی تحریمها و فشارهای سیاسی و نظامی و جنگهای رسانهای تمام وقت …
کسانی که با تاریخ و وقایع و رویدادهای عصر کنونی آشنایی دارند به خوبی دریافتهاند که تاکنون هیچ انقلاب و کشوری بعد از پیروزی اولیه با این همه فشار و مشکلات و چالش مواجه نبوده و اگر بوده از پای در آمده است. اگر هر یک از کشورهای اسلامی به ویژه کشورهای مدعی منطقه که هم پول فراوان دارند و هم از حمایتهای غرب برخوردارند با چنین فشارها و تحریمهایی مواجه شوند چه مدت دوام میآورند؟
اینها که از پس یک جنگ نیابتی در سوریه، یمن و عراق برنیامدند و در هر سه کشور بازنده شدند و در مدت ۴۰ سال آب به آسیاب دشمنان خود و اسلام ریختند اینک در چه شرایطی هستند؟
اگر در ایران، انقلابی صورت نمیگرفت و شاه هم از بیماری سرطان جان سالم به در میبرد و میماند، آیا وضعیتی بهتر از عربستان میداشت که ترامپ بارها گفته است گاو شیردهاند و باید شیرشان را دوشید.
مگر در دوران سلطنت محمدرضا شاه آمریکا ایران را کم دوشیدند؟
مگر وضع شهرها و روستاهای ایران به لحاظ معیشتی و امکانات زندگی و یا راه و برقرسانی و آب و گاز بهتر از بعد از انقلاب بود؟
مردم ما که انقلاب کردند و آن را به پیروزی رساندند به خوبی قدرشناس شهدا هستند و میدانند که آمریکا و کشورهای دیگری که با دولت و ملت ایران سر جنگ دارند به فکر منافع خود هستند و دایه دلسوزتر از مادر هم نیستند.
۲۲ بهمن هر سال نقطه اتکا و مرکز وحدت است برای یادآوری مجاهدتها، ایثارگریها، گذشت و فداکاریها و نگاهی به گذشتههایی که ما را توان داد تا چهل سال در شرایط سخت دوام آوریم و عشق به زندگی و دوستیها و مهربانیها را فراموش نکنیم.
آفتاب نورافشان آسمان ما غیرت، حمیت، جوانمردی و حماسهسازی را به ما آموخته است. راهپیمایی و شرکت عامه مردم در طول سالیان دراز در خیابانهای شهرها و روستاها و مراکز استانها چند پیام مهم و قابل توجه دارد.
یکم اینکه از انقلاب نبریدهایم زیرا آن را سرمایه عزت و اعتبار و استقلال و آزادی خود میدانیم و امنیتی که داریم حاصل همین انقلاب و خودباوری است که ضامن استقلال ماست.
پیام دیگر اینکه تسلیم زور و قلدری نمیشویم و قدر آزادگیها و حریتها را میدانیم و بعد به دنیا تفهیم کرده و میکنیم که علیرغم خیانت بعضی ناکسان، قانونشکنان، عهد گسستگان، فرصتطلبان، اختلاسگران و جنایتکارانی که دست در دست دشمنان ملت و کشور گذاشتهاند، با قوت و قدرت ضمن راندن تمامی آنها از ساختار نظام در حفظ و حراست از ارزشها کوشاییم و آفات شوم را از تنه و شاخه درخت انقلاب پاک کرده و میدانیم شرکت در راهپیماییها جدای از شعارهای دشمنشکنانه بواقع یک همهپرسی و رفراندوم هم به حساب میآید که نسبت به گذشتهها ظرف این چهل سال ما در کجای تاریخ انقلاب ایستادهایم.
اگر تمامی دستاوردهای مهمی که به لحاظ اهمیت علمی و نظامی و بعضاً اقتصادی عنوان میشوند برای غرب بیاهمیت جلوه کند که چنین نیست حداقل به آنها تفهیم میکند که این اقتدارها و توانمندیها همه در دورهای حاصل شده که هم درگیر جنگ بوده، هم تحریم و هم با جمعیتی سه برابر جمعیت قبل از انقلاب اسلامی به ثمر نشسته است.
و اما بعدتر:
ما بازیگرانی هستیم که از ابتدای بازی با ابرقدرتها به بازی فرا خوانده شدیم نه در شرایط مساوی بلکه زمانی برنده بازی بودیم که کفش نداشتیم با پای بدون کفش جنگیدیم، دویدیم و به دشمنان گل زدیم.
در زمین پر از سنگلاخ و گودال تمرین کردیم. حتی در بسیاری مواقع غذای خوب و مفیدی نخوردیم و به آسایش و آرامش خو نکردیم، روزه گرفتیم، قناعت کردیم اما از پای ننشستیم.
ما انقلابی بودیم، انقلابی تمام وقت که دمی نیاسودیم، مدام زیر فشار بودیم و هستیم. ما آن دونده به دو نایست هستیم. به قول زندهیاد اقبال لاهوری شاعر مسلمان و متعهد پاکستانی:
ساحل افتاده گفت: گر چه بسی زیستم
هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم
موج ز خود رفتهای تیز خرامید و گفت
هستم اگر میروم گر نروم نیستم
ما ساحل افتاده نیستیم، موجیم، نمیایستیم، میرویم، میتازیم، صخرهشکن میشویم و شکوه دریادلی را به تماشا میگذاریم.
اگر شعب ابیطالب نبود، سره از ناسره مشخص نمیشد و پرده از چهره نفاق و دورویی برداشته نمیشد.
شعب ابیطالب گر چه بسیار سختیها به همراه داشت اما حاصل آن فتح مکه بود.
انقلاب اسلامی دلهای مظلومان را در فلسطین، سوریه، عراق، یمن، لبنان و بسیار کشورهای دیگر اسلامی و غیراسلامی روشن و امیدوار ساخت.
مگر از یک انقلاب مردمی با پشتوانه دینی در این عصر الکترونیک و فضا چه توقعی است جز آنکه بتواند خود را به امپراطوریهای سنگیندل و امپریالیستهای جهانخوار تحمیل کند؟
آنچه مهم است باور است. باوری که حاصلی به بار آورد و انسانساز، هویتبخش و استقلالآور باشد.
آنان که هنوز هم بر این باورند که بدون حمایتهای استعماری آمریکا کاری از پیش نمیرود و کشور به عقب برمیگردد. شرایط کشورهایی که تسلیم آمریکا شدهاند را ببینند. آیا مصر وضعیت بهتری نسبت به ایران دارد؟
نگارنده این مطالب بر این باور نیست که همه چیز عالی است و دولتمردان ما در ایفای وظایف خود به دور از اشتباه و بدون گناه هستند. برعکس بارها از عملکردها با تندی هم به نقد و انتقاد پرداختهام. لیکن بنیان و ستونهای انقلاب ما متکی بر تلاش مردم ما بوده و هست. رویکرد اصلاحی مغایر با کلیت و مشروعیت نظام نیست.
ما نیاز به اصلاحات عمیق و ریشهداری در سطوح مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاستگذاریهای داخلی داریم. لیکن بیماری اقتصادی و فرهنگی ما یک شبه بهبود نمییابد. آنتیبیوتیکهای تجویزی اگر درست نسخهنویسی شده باشند و برای درمان به خوبی تشخیص داده شده باشند یک شبه در حلق اقتصاد بیمار ریخته نمیشوند بلکه به دفعات و طی برنامهریزیهای زمانمند کوتاه و بلندمدت جواب میدهند. آن هم در شرایطی که مدام تن این بیمار را نلرزانیم و داروی یأس و ناامیدی به وی نخورانیم و در حال اضطرار دودلی و تخریب قرارش ندهیم.
و در پایان ناگفته پیداست که ۲۲ بهمن ماه نقطه عطفی در تحولات و تغییرات سیاستهای داخلی و خارجی ما و بسیاری کشورهای دیگر بوده است خواه بعضیها باور کنند خواه باور نکنند. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
والسلام
- شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۲۱ بهمن ۱۳۹۷