• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۸ فروردین ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
جناب استاندار بخوانند
بهترین جواب به آمریکا
امام جمعه کازرون در خطبه نماز جمعه اخیر گفت بهترین جواب به آمریکا حل مشکلات کشور است. بی¬شک این مهمترین موضوعی است که نجات کشور به آن وابسته است و مردم هم جز این نمی خواهند که مشکلاتشان حل شود.
سوال؟
ما چه مشکلی داریم؟
به نظر می رسد عمده مشکل کشور ما از دیرباز تاکنون مدیریت هرمی است. مدیریتی که ضابطه مند نیست و بیشتر رابطه مند است. مدیریتی که در آن خلاقیت، هوشمندی، دانش¬آوری و مسئولیت پذیری کم است. بیشتر مدیران بر این باورند که کار جهادی می کنند به واقع راست هم می گویند. از وقت خانواده و تفریح و استراحت هم برای رتق و فتق امور مردم استفاده می کنند اما آنچه مهم است نتیجه است نتیجه¬ای که نه چندان مقبول است و نه چندان مطلوب و بعضا پر از اشتباه است. ببینیم کدام مدیران را بیشتر تشویق کرده ایم مدیرانی که چراغ اتاق کارشان تا نیمه های شب روشن بوده و گاه پشت میز کار خوابشان برده! آیا مدیریت یعنی این؟
مدیریت هم هنر است هم تجربه و هوشمندی و خلاقیت و هم مسئولیت پذیری بدین معنی که بتوانند توسط دیگران و زیرمجموعه های شان کارها را به انجام رسانند. متاسفانه هنوز بسیاری از ادارات ما در گرداب بوروکراسی اداری “کاغذ بازی” گرفتارند به عنوان مثال برای دریافت هزینه اشتراک یکسال روزنامه حداقل چند ماه باید رفت و آمد کنیم و از بیست نفر مسئول امضاء بگیریم و بعد از یکی دو ماه بگویند فاکتورها گم شده دوباره فاکتور بیاورید و یا فاکتورها را عوض کنید. وقتی با روزنامه اینگونه رفتار می‌شود وضع و حال بقیه مراجعین و مطالبه‌گران معلوم است.
مشکل دوم
مشکل مرکز گرایی است یعنی استانی مانند فارس که خود یک اقلیم جغرافیایی و ملیتی است در بسیاری از مواقع می باید چشم به عنایت مرکز و مرکز نشینان داشته باشد حتی به هنگام ضرورت و کار به آنجا برسد که به قول قدما ” تا تریاق از عراق برسد مارگزیده مرده باشد” مثالی می‌آورم: برای دریافت هزینه آگهی و اشتراک به سراغ مدیرکل ثبت رفتم حدود ۲۰ سال پیش.
بعد از خوش و بش و احوال گیری گویی می دانست که برای چه آمده ام یک راست رفت سراغ قندان و گفت آقای عسلی ببخشید پول قند و چای هم نداریم که به شما یک چای بدهم گفتم شما این همه در آمد دارید پس چه می‌شوند؟ گفت همه به حساب خزانه می‌روند باید دستمان به سوی تهران دراز شود و برای هر نیازی کلی آیه و حدیث بیاوریم تا اندکی مبلغ حواله کنند بعد از ۲۰ سال هنوزا هنوز ادارات استان فارس به این درد مبتلا هستند که اگر به سراغ فرمانداری و یا استانداری هم بروید و بگویید شندرغاز پول اشتراک روزنامه را بدهید می گویند پول نداریم صبر کنید از تهران برسد.
مشکل سوم
عدم تشخیص اولویت‌ها در اختصاص وقت و بودجه است.
اداره¬ای که برای راه اندازی کارهای ضروری مسائل اجرایی خود مدام مدعی بی پولی است، یک وقت می¬بینی در یک هتل مجلل گروهی مفت خور را به اسم و رسم موضوعاتی که اصالتا خیری به ملت نمی‌رسانند دعوت می‌کند و میلیون‌ها تومان هزینه می‌کند و عکس و گزارش آن را در رسانه‌ها و روزنامه‌ها به چاپ می‌رساند و یا به چاپ گزارشات انشایی و کم ارزش مبادرت می‌کند با کاغذ ها و چاپ های الوان که فقط ظاهری زیبا دارند اما همان اداره برای پرداخت هزینه اشتراک یکساله روزنامه اما و اگر می¬آورد.
مشکل چهارم
برنامه¬ریزی¬های اقتصادی با نگاه نیازهای منطقه ای و موقعیت‌های جغرافیایی کمرنگ است هر استان در رقابت با استان دیگری می‌خواهد هم صنعتی باشد هم کشاورز محور و هم خدمات¬پذیر. هر چند استان برای صنعتی شدن کشاورزی بودن شرایط مناسب نداشته باشد و متاسفانه نمایندگان مردم در مجلس هم برای رضایت خاطر موکلان خود بر دولت فشار می‌آورند در فلان نقطه می باید فلان کارخانه‌ تأسیس شود و یا فلان مسیر طولانی تا دریا خط آهن کشیده شود به نظر می رسد بسیاری از بودجه¬هایی که برای احداث بعضی کارخانجات و یا احداث راه های ریلی کشور هزینه شده است، مقرون به صرفه نباشد.
معنای آن این است که در برنامه‌ریزی‌ها و اختصاص بودجه¬ها نگاه کارشناسانه و تشخیص موقعیت¬ها و قابلیت¬ها به کار گرفته نشده و با توصیه این و آن و افراد ذی‌نفوذ اقداماتی صورت گرفته است البته این نظر کلیت ندارد و با موارد استثنایی هم روبرو هستیم.
مشکل پنجم
همه حرفهای خوب می‌زنند و بعضاً خوب هم حرف می‌زنند اما از گفته تا عمل فاصله هاست کسانی که دیگران را نصیحت می‌کنند بیشتر واعظان غیر¬¬متعظ هستند به معنای دیگر عالمان بی عمل! در قرن هفتم سعدی خدابیامرز هم با این مشکل مواجه بوده است که در شعری مانا چنین داد سخن داده است:
دعوی مکن که برتری از دیگران به علم
چون کبر کردی از همه دونان فروتری
بار درخت علم ندانم مگر عمل
با علم اگر عمل نکنی شاخ بی‌بری
از صد یکی به جای نیاورده شرط علم
وز حب جاه در طلب علم دیگری
مردان به سعی و رنج به جایی رسیده‌اند
تو بی‌هنر کجا رسی از نفس‌پروری
علم آدمیت است و جوانمردی و ادب
و رنه ددی به صورت انسان مصوری
متأسفانه امروز بیش از هر زمان دیگری ما با عالمانی بی عمل و ناصحان بدرفتاری مواجهیم که اعتماد عمومی را نسبت به گفتارها سست کرده¬اند به گونه¬ای که حرف حق به گوش کسی نمی رود.
و اما بعد
آمریکا هم با نقطه قوت‌های ما کار دارد هم با نقطه ضعف‌های ما
نقطه قوت¬هایمان را ضعیف نشان می‌دهد به علت نقطه ضعف‌هایمان، زیرا اگر ضعف در حد و اندازه¬ای نباشد که بتوان بر آن انگشت گذاشت نمی‌توان بر روی نقطه قوت ها سایه انداخت چرا باید هر کس در هر مقام به خود اجازه دهد بدون مطالعه مطلبی بگوید که با عقل و احساس نتوان آن را پذیرفت چرا در قرن الکترونیک و فضا و دستاوردهای مهم و رسانه‌های لحظه¬ای که خوشبختانه ما هم از آنها بهره مندیم بعضی ها خرافات و انحرافات دینی و مذهبی به خورد مردم می‌دهند تا گفته¬های آنان در رسانه‌های خارجی مغرض مضحکه و طنز شود و بدین وسیله به بدبینی افکار عمومی از عملکرد نظام منجر شود؟
چرا بعضی مسئولان دروغ های گنده می گویند که مثل روز روشن است و متاسفانه باورش هم ساده‌تر! این چراها و پاسخ آنها هرچه باشد بدین معنی است که ما نیازمند یک پالایش فرهنگی در رفتار، گفتار و پندار مدیران هستیم و همه کسانی که تریبون عمومی در اختیار دارند.
سیل به ما آموخت که با این ملت می‌توان بسیاری از سختی‌ها و مشکلات را مرتفع کرد مشروط بر آن که نظارت دقیق بر عملکردها باشد و مدام کار مدیران و دست اندرکاران ارزیابی شود سیل به ما آموخت که در ناامیدی بسی امید است و ما باید با درایت و هوشیاری امیدها را تثبیت و نهادینه کنیم.
سیل به ما آموخت که اگر حساب هلال احمر را آمریکا مسدود کرد حساب میلیون‌ها ایرانی باز شد تا هموطنان دست طلب شان را به سوی یکدیگر دراز کنند و نگاهشان به خارج نباشد.
و اما بعدتر:
از تغییر در رفتار نهراسیم از اذعان به اشتباه بیم نداشته باشیم از راه های یکطرفه بازگردیم و ارتباطات دو طرفه را با یاری مردم برقرار کنیم.
با مردم فاصله نگیریم شرایطی فراهم نکنیم که فاصله طبقاتی و شکاف آن روز به روز بین فقیر و غنی بیشتر شود بیاندیشیم به روز واقعه به سرزمینی که تمامی نعمت های خدادادی بیش از نیاز ما در آن است ما وارث بسیاری از خوبی¬ها، هنرها، فلسفه¬ها، دانش¬ها، اعتقادات و باورها هستیم که گنجینه‌های نمونه‌ی آن زینت‌بخش موزه‌های جهان است به خود ببالیم اما در آزمون و خطا نمانیم. اصحاب ادب و هنر و رسانه را قدر بدانیم و از توانایی‌های آنان برای بروز خلاقیت ها و اصلاح امور استفاده کنیم.
والسلام

Comments are closed.