• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۷ اردیبهشت ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
بعد از ملخ
سیل، زلزله، آتشفشان، خشکسالی و ملخ همیشه بوده و به نوبت آسمان و زمین میراث‌های خود را نثار بشریت می‌کنند.
کافی است به گلستان و بوستان سعدی نظری بیفکنیم وقتی از خشکسالی می‌گوید:
«یکی قحط‌سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
بخشکید سرچشمه‌های قدیم
نماند آب جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه زنی
اگر بر شدی دودی از روزنی
نه در کوه سبزی نه در باغ شخ
ملخ بوستان خورد و مردم ملخ…»
و اما بعد:
قرن‌ها سیل و زلزله، خشکسالی و ملخ‌خوارگی را تجربه کرده‌ایم و در این شرایط خسارت‌ها دیده‌ایم. اما درس نگرفته‌ایم. در مسیر و کنار رودخانه‌ها خانه ساخته‌ایم، در منطقه زلزله‌خیز خانه‌های سست و غیرفنی ساخته‌ایم. برای روزهای سخت خشکسالی تدبیری نیاندیشیده‌ایم که بیش از این آب ذخیره کنیم و برای مبارزه با ملخ باغداران و کشاورزان، آموزش‌های لازم را ندیده‌اند و یا اینکه وسایل و ابزار و امکانات مناسب برای مبارزه و پیشگیری ندارند.
در یک کلام پیوسته در موضع دفاعی به سر برده‌ایم. منتظریم اتفاقی بیفتد آنگاه به خود آییم و به مقابله برخیزیم.
گویی در فرهنگ و آداب و رسوم ما پیشگیری جایگاه ویژه‌ای ندارد و دولت برای آن در بودجه ردیفی اختصاص نداده است.
سیل امسال ۲۱ استان کشور را درنوردید و خسارات مالی و روانی بسیار به بار آورد که سالیان سال جبران هر آنچه از دست رفته را نتوان کرد حتی اگر دولت تمامی خسارت‌ها را نقداً بپردازد نیروهای انسانی و زمان لازم است و انگیزه‌هایی که بتوان دوباره خانه‌های ویران را بازسازی و از نو بنا کرد.
گرچه از اراده ملت ما کارهای سخت بر می‌آید و دیری نمی‌پاید که شاهد شکوفایی کشتزارهای در کمند سیل باشیم و خانه‌ها هم اصلاح و بازسازی خواهند شد اما آنچه بر ما رفته است قابل پیشگیری بوده و یا لااقل می‌شد خسارت‌های کمتری را شاهد باشیم.
و اما بعدتر:
دیروز اخبار، خبر از سیل ویرانگر کشور کانادا داد و دیدیم درختان و اتومبیل‌هایی را که آب از سر و رویشان سرازیر بود. بلی! سیل، طوفان، آتشفشان، زلزله و حتی ملخ‌خوارگی ویژه و خاص کشور ما نیست، شاید اگر بعضی سونامی‌ها و سیل‌ها و طوفان‌های ویرانگری که در آمریکا، هند، فیلیپین، چین و امثالهم می‌آمد در استان‌های ما می‌آمد شاهد خسارت‌های بیشتری می‌بودیم. حواسمان را جمع کنیم باز هم شاهد باران‌های سیل‌آسا، زلزله و شاید آتشفشان خواهیم بود. باز هم ملخ‌ها خواهند آمد. پس از همین امروز در اندیشه مقابله و پیشگیری با بلایای طبیعی باشیم.
اجازه صدور پروانه و مجوز در مسیر رودخانه‌ها و آبراه‌ها ندهیم. خانه‌های شهری و روستایی را محکم‌تر و فنی‌تر بسازیم و به جای آنکه دولت در شرایط سخت و اتفاقات نامیمون خود را ملزم به پرداخت خسارت کند از همین سال برای پیشگیری هزینه کند.
در همین شیراز گل و بلبلی که به پایتخت فرهنگی هم معروف است کانال‌های آبراه خیابان‌ها کشش عبور سیلاب‌های خیابانی را ندارند.
بعضی ساختمان‌های بافت قدیم نه در برابر سیل مقاومند و نه در برابر زلزله.
رودخانه خشک شیراز نیاز به لایروبی و خاکبرداری از کف برای عمیق‌تر شدن دارد.
پل‌های روی رودخانه شیراز می‌باید تقویت شوند. سیم‌های برق عبور داده شده از لابه‌لای شاخه‌های درختان به هنگام برف و بارندگی آسیب‌پذیر و خطرناکند.
چاله‌های وسط خیابان عامل تصادفند به ویژه در شب و دید کم.
شرکت‌های آب و فاضلاب، برق، مخابرات و گاز که مدام در کناره و کف خیابان‌ها مشغول حفر کانال هستند به طرز بسیار زشت و غیرفنی با پوشش‌های برآمده از سطح خیابان و یا گودی‌هایی که ایجاد کرده‌اند ترکیب خیابان‌ها و همواری آنها را به هم زده‌اند.
پیاده‌روها در اشغال میوه‌فروش‌ها و دستفروش‌ها راه عبور عابران را بند آورده‌اند.
تابلوهای عریض و طویل سردر مغازه‌ها که هیچ تناسب و نظمی با یکدیگر ندارند چهره پیاده‌روها و خیابان‌ها را به صورت شتر، گاو، پلنگ در آورده‌اند.
تابلوهای تبلیغاتی چهارراه‌ها معضل دیگری‌اند که توجه رانندگان را به خود جلب می‌کنند و موجب تصادف می‌شوند.
شاخه‌های خشک درختان که هرس نشده‌اند احتمال سقوط و آسیب‌رسانی دارند.
سالیانی است سمپاشی درختان فراموش شده و حشره‌ها و آفت‌ها از ساقه به ریشه رسیده‌اند.
دیوار بعضی باغ‌ها به ویژه در خیابان‌های فرعی و اصلی که محل عبور اتومبیل‌ها هستند در حال ریزش‌اند و مالکان آنها برای اصلاح آنها کاری نمی‌کنند.
اگر از سیل و زلزله و خشکسالی فراغت حاصل کردیم بعد از ملخ در اندیشه اصلاح مکان‌های خطرساز باشیم.
والسلام

Comments are closed.