• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
کاخ‌های شیشه‌ای امیران عرب در معرض تندباد حوادث
انقلاب اسلامی ایران چنان توفنده، سریع و حماسه‌ساز بود که نه فقط امیران غاصب سرزمین‌های نفت‌خیر خلیج‌فارس را وحشت‌‌زده کرد و آنها را از عواقب پیروزی این انقلاب ترساند بلکه ارباب و تکیه‌گاه آنان آمریکا را نیز به وحشت انداخت تا آنجا که اگر قبلاً با ناز و نیاز به دامن آمریکا پناه می‌بردند پس از پیروزی انقلاب اسلامی با التماس و باج‌دهی برای حفظ کرسی پادشاهی‌شان که از حمایت‌های مردمی برخوردار نبودند به دست و پای آمریکا آویختند و چهل سال آمریکا شیر آنان را دوشید و ایران‌هراسی را در زبان و ذهن و دلشان نهادینه کرد. غافل از آنکه اگر یک موشک به سمت امارات و عربستان شلیک شود همانند کویت در زمان حمله صدام، هیچ یک از مهاجران و دست‌اندرکاران در آنجا نخواهند ماند و شهرها و شوارع همه بی‌دفاع رها می‌شوند و کاخ‌های شیشه‌ای امیران عرب با صدای شلیک گلوله‌ها فرو می‌ریزند و از دست سربازان اجاره‌ای هم کاری برنمی‌آید. و اگر آمریکا یا اعضای ناتو به جنگ با ایران برخیزند آن وقت دیگر هیچ کشوری در همسایگی خلیج فارس ایران از تیررس موشک‌های دوربرد ایران مصون نخواهد ماند و سرزمین‌های سوخته‌ای باقی می‌ماند که تا سالیانی تأسیساتی نفتی برای صدور نفت توانایی نخواهند داشت.
و اما بعد:
این سخنان به معنای تحریک و تشویق به جنگ با دشمنان ایران نیست بلکه هشداری است که شاهان امارات و عربستان بدانند که می‌دانند اگر آمریکایی‌ها همانند حمله به افغانستان و عراق با ایران مستقیماً وارد جنگ شوند چنان ضربه‌ای خواهند خورد که قیاس آن با هزینه و تلفات جنگ‌های افغانستان و عراق قابل مقایسه نیست و آتشی که روشن می‌شود به سادگی خاموش نخواهد شد. در چنین شرایطی هیچ یک از کشورهای منطقه روی امنیت نخواهند دید و اروپا نیز قادر نخواهد بود کارخانجات و نیازهای ضروری خود به نفت را با نفت بشکه‌ای ۵۰۰ دلار رفع کند و آمریکا نیز تا مدت‌ها منافع خود را در خلیج فارس از دست خواهد داد.
شاید بعضی‌ها به این سخنان بخندند و بگویند چگونه می‌توان با کشوری که بزرگترین زرادخانه‌های اتمی جهان را در اختیار دارد و نیز از تجهیزات نظامی فوق پیشرفته برخوردار است ورود به جنگی کرد که نتایج آن از همان آغاز معلوم است.
غرض و نظر نویسنده این نوشتار به عنوان یک روزنامه‌نگاری که چند دهه است قلم می‌زند نتیجه‌گیری به نفع ایران نیست زیرا جنگ حتی برای کشور پیروز هم حاصل خیر و خوبی ندارد بلکه میزان آسیب‌پذیری‌ها و نتیجه‌ای که از آن بیرون می‌آید فرض است در زمان جنگ ایران و عراق مگر ناوگان آمریکایی‌ها با مین برخورد نکرد؟
مگر در عراق و افغانستان هزاران سرباز و افسر و درجه‌دار آمریکایی کشته نشدند؟ حاصل هزینه ۴ تریلیون دلار در جنگ با عراق و همین میزان یا بیشتر در جنگ افغانستان تاکنون چه بوده است جز کشتار معصومانه صدها هزار انسان بی‌گناه.
آوارگی میلیون‌ها مردم عراق، افغانستان، سوریه، یمن و آفریقایی‌هایی که از جنگ، قحطی و دربدری به سوی آمریکا و کشورهای اروپایی روانه شدند.
قدرت گرفتن گروه‌ها و تشکیلات تروریستی طالبان، داعش، القاعده و پراکنده شدن آنها در اقصی نقاط گیتی برای انتقامجویی تا آنجا که نه آمریکا، نه فرانسه، نه انگلستان و نه هیچ یک از کشورهای اروپا، کانادا و استرالیا از گزند و حملات آنان در امان نماندند.
آیا عملیات تروریستی اخیر به کنیسه‌ای در آمریکا و کلیساهای سریلانکا محصول همین زورگویی‌ها و جنگ‌های نیابتی که آمریکا در منطقه راه انداخته است نیست؟
بی‌شک هرگونه آتش‌افروزی، ناامنی، جنگ‌های رسانه‌ای و جنگ‌طلبی، حاصلی جز ناامن کردن دنیا به معنای عام آن ندارد و آمریکایی‌ها در طول این نیم قرن به خوبی درک کرده‌اند که ورود به هر جنگی بدون مکافات و خسارت نخواهد بود از این رو است که جنگ‌های نیابتی را طراحی، اجرا و دامن زده‌اند.
کدام انسان با شرف و مدعی و مدافع حقوق بشر راضی می‌شود فجایع جنگ یمن مانند بیماری‌های مسری، گرسنگی، قحطی، ناامنی و آوارگی میلیون‌ها نفر انسان بی‌گناه را ندیده بگیرد و حق به حامیان و متجاوزانی چون عربستان، امارات و نهایتاً مدافعان آنها بدهد؟
و اما بعدتر:
نتایج جنگ تحمیلی ۸ ساله نشان داد که ایران اسلامی و انقلابی که با روح و روان و خون مردم قهرمان ایران عجین شده است قائم به شخص و صرفاً رهبری آن نیست. خیلی‌ها تصور می‌کردند که با مرگ امام خمینی(ره) انقلاب در ایران پایان می‌یابد اما دیدیم سی سال بعد هم دوام آورد هر چند در آغاز جنگ تحمیلی ایران اقتدار نظامی و برتری نسبت به ارتش عراق نداشت و ارتش ایران به واقع از هم پاشیده بود اما درس‌هایی که از جنگ تحمیلی گرفته شد کفه سنگین ترازو را به سمت ایران کشاند و ایران توانست پاسخ موشک را با موشک بدهد و از آن هم فراتر رود. سرنوشت صدام در انتظار بن سلمان هم هست اگر جنگی رخ دهد.
به قول سعدی علیه‌الرحمه:
«آنچه دیدی برقرار خود نماند
آنچه هم بینی نماند برقرار…»
دلبستگی متجاوزان سعودی و اماراتی به تجهیزات نظامی پیشرفته‌ای که در اختیار دارند مرد میدان می‌خواهد که آنها ندارند، اگر با دلارهای نفتی می‌شد کشورگشایی کرد قطر و عمان و کویت و امثالهم هم دلارهای زیادی در خزانه دارند اما برای حفظ خود در موقعیت‌شان مجبورند دست به دامان دیگران شوند.
جنگ یمن نمونه‌ای و نشانه‌ای از ضعف و استیصال امیران عربستان و اماراتی است یمنی که با دست خالی و با گوشت و پوست و استخوان جوانان سلحشور و غیور و قانع خود سالیانی است در مقابل بمباران‌های بی‌امان و ناجوانمردانه هواپیماهای متحدان سعودی و اماراتی مقاومت کرده و می‌کند.
فلسطین و لبنان نمونه‌هایی دیگرند از مقاومت در برابر متجاوزان و غاصبان فلسطین. ای کاش ما می‌توانستیم همسایگان خود را انتخاب کنیم و جبر جغرافیایی و تاریخی این همسایگان نامرد را به ما تحمیل نمی‌کرد.
ای کاش این کاخ‌های شیشه‌ای با شلیک یک موشک فرو می‌ریخت تا مشخص شود:
وقتی که بر من و تو وزد باد مهرگان
آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست
ای کاش همسایگان ما سر عقل می‌آمدند و دست در دست یکدیگر با اتحاد مقابل زورگویی و باجخواهی‌های آمریکا و اروپا می‌ایستادند و تسلیم مکر و حیله و فشار نمی‌شدند.
ای کاش آنها مسلمان می‌بودند و مسلمانی خود را به نمایش می‌گذاشتند.
افسوس که تاریخ، جغرافیا و جنگ تحمیلگران جبری هستند و ما را در محاصره نامردان و نامردمان انداخته‌اند.
بی‌شک این حصار شکسته خواهد شد و بار دیگر آب‌های نیلگون خلیج فارس منزلگاه مردمان آزاده خواهد شد.
ان‌شاءا…

Comments are closed.