سرمقاله
محمد عسلی
چرا ملک سلمان از دستبوس میل به پابوس کرده است؟
جهان امروز با دو اسلام مواجه است. اسلام برآمده از انقلاب اسلامی ایران که اسلامی است مطالبهگر و اسلام تسلیم شده عربستان سعودی با پیروی از تعلیمات وهابی.
اسلام به واقع اگر بر مبنای قرآن باشد و الهام از آیات شریفه آن، اجازه نمیدهد که کافران بر مسلمانان مسلط شوند و به تعبیر دیگر مسلمانان زیر لوا و پرچم کافران بمانند و تن به تسلیم دهند. آیه شریفه ۱۴۱ سوره نساء میفرماید: «لن یجعل الله للکافرین علیالمؤمنین سبیلا» حکایت از این حقیقت دارد.
برگزاری نشست سران اتحادیه عرب و سران کشورهای اسلامی در ریاض که به خواست ملک سلمان برگزار شده با این هدف که ایران را در ارتباط با چالشهای منطقه محکوم کنند در شرایطی اهداف خود را پیش میبرد که خادمالحرمین شریفین در برابر باجخواهیهای آمریکا و توسعهطلبی صهیونیستها کاملاً تسلیم شده به دستبوسی همسر ترامپ اقدام نموده و از حمایت فلسطینیان مظلوم و ستم کشیده و آواره سر باز زده و در اندیشه ایجاد روابط حسنه با اسرائیل متجاوز است.
و اما بعد:
معنای آیه شریفه «لن یجعل الله للکافرین علیالمؤمنین سبیلا» این نیست که از آمریکا بخواهیم برای حمایت و حفظ امنیت ما به خلیج فارس لشکرکشی کند و درست مقابل یک کشور مسلمان به نام ایران بایستند که دقیقاً میخواهد زیر پرچم و حمایت آمریکا نباشد بلکه بالعکس استقلالطلب، مدافع حقوق فلسطینیان رانده شده از سرزمین آباء و اجدادی است و عزت و شرف مسلمانان را در برابر متجاوزان به حقوق ملتها در دستور کار خود دارد.
و اما بعد:
اینک ما با دو واقعیت در کشورهای اسلامی مواجهیم. یکی ایرانی که مرگ بر شیطان بزرگ را فریاد میکند و رهبری که مدام میگوید: آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند و با تمام قوای بالقوه و بالفعل در مقابل زور و زر و تزویر ایستاده و تن به سازش نمیدهد و ملک سلمانی که برای رضای خاطر ترامپ دست به هر کار غیراسلامی و ضد انسانی میزند مانند دستبوسی همسر ترامپ آن هم نه یک بار که سه بار و کفاف نمیکند تا آنکه ترامپ بگوید آقای سلمان سه بار کافی است.
از آن گذشته کشتار مردم بیدفاع یمن که هزاران زن و کودک را با بمبهای آمریکایی سه سال است بیرحمانه ادامه میدهد و فریاد مدافعان حقوق بشر و انسانهای حقطلب هم به جایی نرسیده زیرا این خواست آمریکا و اسرائیل است که توسط پادشاه عربستان عملی میشود بدان دلیل که مشروعیت ندارد.
دیگر تسلیم شدن در برابر جنایات صهیونیستها و کوتاه آمدن در مقابل آنها که به واقع جز ذلت و خواری و شاید حفظ تخت پادشاهی هیچ آثار منطقی و مفیدی بر آن مترتب نیست.
یکی دستبوسی میکند دیگری توی دهن آمریکا میزند این کجا بدان ماند.
یکی باج نمیدهد و در مقابل فشارهای سخت و تحریمهای کمرشکن میایستد و تن به ذلت نمیدهد. دیگری معاویهوار دست در دست شیطان بزرگ میگذارد و بدون توجه به دین و آیین و انسانیت کاملاً تسلیم سیاستهای تفرقه بیانداز و حکومتکن آمریکا میشود و ذخایر ارزی و دلارهای نفتی را به جیب گشاد آمریکاییها میریزد. یکی به نام اسلام و برای حفظ اسلام به حمایت از مظلوم برمیخیزد. دیگری در جهت حمایت از ظالم قدم برمیدارد و به اسلام ساختگی وهابیها افتخار میکند.
راستی کدام اسلام؟ کدام دین؟ کدام روش؟ کدام هدف؟ و کدام عمل انسانی است؟
دشمن خدا و مسلمانان چه کسانی هستند؟
آیا اسلام به مسلمانان اجازه میدهد و یا به رهبران آنها که از هر راه و روشی برای رسیدن به مقصود استفاده کنند؟
آیا در اسلام هم همانند مکاتب الحادی و مادی، هدف وسیله را توجیه میکند؟
اسلامی که از مسیر واقعی خود دور شده، اسلامی که وسیله و ملعبه دنیاطلبی و دنیاخواری شده، اسلامی که از محتوا خالی شده و پوستهای بر روی آن باقی مانده نجاتبخش نیست. نه در عبادت نه در سیاست و نه در اقتصاد و امنیت.
ملاک داوری، نخستین و ریشهای اسلامشناسی قرآن است و سنت رسولالله که در مواقع ضروری اجماع و عقل هم به کار میآیند.
امام خمینی(ره) ملتهای مسلمان را به اتحاد و برابری و برادری فرا خواند و به آنها گفت: دست از حمایت سران و رهبران فاسد و وابسته و دلبسته به آمریکا بردارید و اگر اینک بعد از گذشت ۴۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فریاد آزادیخواهی و رهایی و استقلالطلبی ملتهای مسلمان بلند است نشانهای از بیداری فطرت آنان است و هوشیاری ناشی از افشاگریها و مقابله با آمریکا که ترس را از دل مسلمانان بیرون کشیده است.
و اما بعدتر:
میتوان با مروری بر تاریخ اسلام دو هدف و دو روش را برای ماندگاری در قدرت و یا رستگاری جاوید انتخاب کرد.
یکم روش و هدف معاویهای که با حیله و تزویر و خیانت به ملتهای مسلمان همراه است مانند اهداف و روشی که امروز امیران عربستان و امارات و بحرین و امثالهم دنبال میکنند و برای حفظ موقعیت و تاج و تخت خود، تن به سازش و ذلت و دوری از اصول و پایههای اساسی اسلام میدهند و مقابل مردم خود میایستند.
و دوم روش پیامبر(ص) و امام علی(ع) که تا پای جان ایستادگی کردند تا اسلام واقعی و محمدی را به مسلمانان بشناسانند.
ما ایرانیها مدعی این نیستیم که توانستهایم اسلام محمدی و امامت امام علی(ع) را پیاده کنیم و تسری دهیم اما حداقل برای رهایی از وابستگی و پرهیز از دست دادن با شیطان بزرگ بسیار کوشیدهایم.
ما میگوییم یکی از وظایف عمده مسلمانی یاری مظلوم و مقابله با ظالم است. ما میگوییم خداوند به ما اجازه نداده زیر لوا و پرچم حمایت کافران برویم زیرا شأن اسلام و عزت مسلمین چنین کاری را توجیه نمیکند.
ما میگوییم تمامی مسلمانان در سراسر جهان میباید با یکدیگر متحد باشند تا دشمنان آنان نتوانند بر آنان چیره شوند و جنگ و خونریزی و برادرکشی را به آنان تحمیل نمایند.
ما میگوییم تمامی مسلمانان میباید در صلح و دوستی با یکدیگر تعجیل کنند تا به آرامش برسند. اما شرایط و سیاستگزاران مکار غرب قدرت خود را در آن میبینند که بر شرق اعمال قدرت کنند و منافعشان را در جنگ و خونریزی و برادرکشی و جنگهای نیابتی ببینند.
ای کاش تمامی مسلمانان قرآن را به خوبی حتی یکبار در حد فهم مطالب میخواندند و به قضاوت مینشستند که در این گیر و دار و در این خیمهشب بازیهای سیاسی چه کسی راست میگوید و چه کسی دروغ؟
چه کسی در اندیشه عزت اسلام و مسلمین است و چه کسی
« از دستبوس میل به پابوس کرده است.
خاکش به سر ترقی معکوس کرده است…»
والسلام
- جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۱ خرداد ۱۳۹۸