سرمقاله
محمد عسلی
جهاد کشاورزی، بایدها و نبایدها
۲۷ خردادماه ۱۳۵۸ مصادف است با تشکیل جهاد سازندگی به فرمان امام خمینی(ره) از آن تاریخ تاکنون ۴۰ سال میگذرد. چهل سالی که جهاد سازندگی فرصت داشته تا به وظایفی که قانون برای آن تعیین کرده عمل کند.
در این نوشتار یک سؤال مهم و کلیدی مطرح است: آیا جهاد کشاورزی توانسته است به وظایف تعیین شده عمل کند؟
برای پاسخ به این سؤال نخست باید به طور مختصر با این وظایف آشنا شویم.
هیأت وزیران در نشست سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور وظایف تفضیلی وزارت جهاد کشاورزی را به شرح زیر تصویب و ابلاغ کرد.
در بخش الف: سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت آمده که سیاستها و راهبردهای مربوط به بخش کشاورزی، توسعه و عمران روستاها و مناطق عشایری و همچنین تنظیم و اجرای برنامههای توسعه کشاورزی در چارچوب سیاستهای توسعه پایدار را دربر میگیرد.
در ابتدا به این مسأله میپردازم که اگر جهاد کشاورزی توانسته است در بخش کشاورزی موفق عمل کند و سیاستهای اعمال شده به نتیجه مطلوب رسیده است در کدام یک از تولیدات در حد نیاز و یا بیشتر به این مهم دست یافته است.
استان فارس به علت شرایط خاص بیشتر در تولید گندم آبی و دیم با زیر پوشش بردن زمینهایی با کاربری منابع طبیعی توانسته در طول سالیانی چند مقام اول میزان تولید را به خود اختصاص دهد که با اما و اگرهایی چند نیز مواجه بوده است. از جمله فرسایش خاک و سیلابی شدن بارانهایی که به علت عدم جذب باران به سوی رودخانه سرازیر میشوند و بسیاری از مراتع و چراگاههای دام را زیر پوشش بردهاند به گونهای ییلاق و قشلاق عشایر را در مسیرهای مختلف تغییر داده و یا به طول راههای مالرو اضافه کردهاند.
کشت چغندر قند، پنبه، جو و بعضی از دیگر محصولات کشاورزی به دلایلی چند یا کاهش داشته و یا به نسبت نیاز کشور برنامهریزی نشده است.
علیرغم فعالیت ۳۳ کارخانه و شرکت تولید قند و شکر در کشور به دلیل عدم تأمین چغندر مورد نیاز سالیانه حجم و تعداد قابل توجهی قند و شکر از خارج وارد میشود در شرایطی که موقعیت زمینهای کشاورزی در صورت ذخیره آب کافی برای تولید محصولاتی مانند چغندر قند، پنبه و سایر اقلام مورد نیاز کشور مطلوب است.
به نظر میرسد به دلیل راهبردی بودن گندم که خوراک عمده مردم از آن تهیه میشود در طول ۴۰ سال گذشته سعی شده است بیشترین زمینهای کشاورزی به کاشت گندم اختصاص یابد که این امر موجب تعطیلی بعضی کارخانجات قند نیز شده است.
از این رو میتوان چنین نتیجهگیری کرد که جهاد کشاورزی برنامهریزی و نظارت بر تولید بعضی محصولات مانند چغندر قند و یا پنبه چندان توفیقی نداشته است.
بر اساس آماری که گمرک جمهوری اسلامی ارایه داده است از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۷ توسط بخش دولتی و خصوصی بیش از ۱۸ میلیون تن شکر از خارج وارد شده است. قند، شکر و نیشکر تولیدی داخل از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۶ حدود ۸۰ میلیون تن بوده است که به نسبت تولید سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ و به نسبت رشد جمعیت و نیازهای داخلی تولید قند و شکر در بعضی سالها کاهش چشمگیری داشته است به ویژه در ۸ سال دفاع مقدس مجری طرح چغندر قند وزارت کشاورزی از رکورد تاریخی و بیسابقه تولید هشت میلیون تن چغندر قند در سال ۱۳۹۶ خبر داده است که این میزان تولید را تولید پاییزه تلقی کرده است. با این وصف هنوز میزان قابل توجهی شکر از خارج وارد میشود که پاسخگوی نیازهای داخلی نیست.
بدیهی است با توجه به رشد جمیت سه برابری نسبت به قبل از انقلاب مصرف شکر و قند در کشور افزایش قابل توجهی داشته است و میطلبد وزارت کشاورزی برنامهریزی جامعتری را برای تولید بیشتر چغندر قند داشته باشد.
و اما بعد:
آنچه بیشتر از همه به ویژه در استان فارس محسوس است عدم توجه به گسترش و احداث باغهای میوه است و متأسفانه به دلایل خاصی از جمله ساخت و سازهای بیرویه باغهای بسیاری تخریب شده و جای درختان کهن تیرآهنهای آسمانسای از زمین و از دل باغات در آمدهاند و جهاد کشاورزی نتوانسته به جای باغات تخریب شده و به حسب نیاز باغداران را تشویق و ترغیب به غرس درختان میوه کند. مشکل کمآبی، خشکسالیهای پیاپی، افزایش چند برابری بهای کود، بذر، ابزارآلات کشاورزی و بالا رفتن نرخ دستمزدهای کارگری به شدت به محصولات کشاورزی و باغداری لطمه زده است که میباید برای این مهم کاری اصولی کرد. از آنجا که تجزیه و تحلیل و بررسی آماری عملکرد جهاد کشاورزی در این کوتاه نوشتار نمیگنجد و کتابها در نقد و تفسیر میباید به رشته تحریر در آید به همین مختصر بسنده میشود.
والسلام
- یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ خرداد ۱۳۹۸