سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سرهم بندی چرندیات
سیاست از جنس قدرت است و به همین دلیل خاصیت جذب و به خدمتگیری همه چیز را دارد مثل آب که در همه جا نفوذ میکند و بالا و پایین میرود اما تأثیر آن بر همه چیز یکسان نیست. گاه به درون خاک میرود و دانهای را میرویاند و گاه با آهن درمیآمیزد و آن را میپوساند به طور کلی برخی چیزها پس از درآمیختن با سیاست و گره خوردن با آن به فنا میروند و برخی چیزها اوج میگیرند اما معمولاً اینگونه است که در تعاملاتی از این دست، چیزی که نیازمند سیاست باشد اوج میگیرد و چیزی که سیاست نیازمند آن باشد به فنا میرود. آنقدر که یک طرح ملی یا بزرگراه و کارخانه و پروژه انبوهسازی مسکن نیازمند نظر مساعد سیاستمداران است، فرهنگ محتاج نیست بلکه این سیاست است که نیازمند فرهنگ است زیرا به هنرمندانی احتیاج دارد که با خلق آثار تأثیرگذار و برانگیزاننده و یا بازدارنده به کمک بیایند و پیامها و بخشنامههای خشک و خشن سیاسی را پس از تلطیف و تعدیل و تبدیل آن به سرود و ترانه و خط و نقاشی و نمایش و مجسمه و فیلم و شعر در ذهن و روح مردم جا بیندازند؛ البته هنرمند تا آنجایی که مطیع چشم و گوش بستهای نباشد و به هنرفروشی روی نیاورد، تهدید نمیشود اما همین که ناگزیر شد در چارچوبی معین و با اهدافی خاص راهی را بپیماید تا نانش آجر نشود، به فنا میرود چون راه سیاست صاف و اتوبان نیست و پر از پیچ و خم و فراز و نشیب و گذرگاههای تنگ و باریک است و گاه چرخشهایی ۱۸۰ درجهای دارد که هنر آن را برنمیتابد. هنر ماندگار هموار جهتدهنده و بر قدرت بوده است نه با قدرت! گاهی یک سیاستمدار ناگزیر میشود از راهی تک نفره و مالرو حرکت کند تا بتواند خود را نجات دهد که لازمهی چنین شرایطی سبک کردن بار و رها کردن خیلی چیزهاست از جمله هنر و دانش و اخلاق و … اینجاست که هنرمندان فاقد استقلال که خود را به این و آن بستهاند قربانی میشوند و مورد بیاعتنایی قرار میگیرند. پیامدهایی از این دست نتیجهی درآمیختن هنر و معنویت با سیاست است! تصور کنید وقتی سیاست با ورزش در میآمیزد در شرایطی که دو تیم از دو کشور رقیب روبهروی یکدیگر قرار میگیرند چه استرس و فشار روحی بالایی به ورزشکاران وارد میشود. علت تحمیل چنین فشاری، گره زدن رقابتهای ورزشی به رقابتهای سیاسی برای بهره برداری های داخلی است. همسایهای داشتیم که قبلاً اهل مسجد بود. مدتی پیش که او را دیدم و از احوالاتش جویا شدم میگفت: از وقتی که فلانی که منسوب به فلان جناح و حزب است در این مسجد پیشنماز شده دیگر به این مسجد نمیروم و مساجد دیگر هم دور است. این هم نتیجهی درآمیختن مسجد با سیاست. گاهی عواطف و احساسات اشخاص نیز فدای زد و بندهای سیاسی میشود که البته از گذشتههای دور مرسوم بوده مثلاً شخصی دختر جوان خود را به عقد فلان مسئول درمیآورد تا از دستاوردهای خویشاوندی خود با او بهره برداری کند. حالا حساب کنید اگر آن مسئول متهم به اختلاس شود چه رسوایی بزرگی به بار میآید و سرنوشت چنین پیوندی به کجا میانجامد؟ بسیاری از پیوندهای زناشویی که بر اساس مناسبتهای حزبی و تعاملات سیاسی که اتفاقاً نمونههای فراوان آن را سراغ داریم صورت میگیرد فرجام خوشایندی ندارد! مثلاً در کشاکش درگیریهای جناحی فردی توهینی به فردی دیگر حواله میدهد و نمیداند که فلانی چه کارهی بهمانی است و میشود آنچه نباید بشود! گاهی چنین ازدواجهایی مانع اجرای عدالت و پیاده کردن قانون است. زیرا چه بسا کسی برای به زندان انداختن داماد مجرمش با دخترش درگیر شود و برادرزن جنایتکار یک شخص ذینفوذ علیرغم خطاهای بیشمار از چنگ قانون بگریزد. این هم نتیجهی درآمیختن مسائل عاطفی و خانوادگی با سیاست!
زندگی کولیوار سیاست ایجاب میکند که هرگز بر یک مدار نچرخد و هر روز پیرامون خورشیدی در منظومهای دیگر سیر کند به همین دلیل تقدیس سیاست به منزلهی ترسیم چهرهای کاریکاتوری از آن است زیرا سیاست، میدان آزمون و خطاست و ویژگی بارزش این است که الزاماً به همه چیز نگاه ابزاری داشته باشد.
چند روز پیش یکی از بانوان مسئول در مصاحبهای گفته بود پیوند زدن حجاب با سیاست از همان اول کار اشتباهی بود. هر چند چنین کشف محیرالعقولی پس از ۴ دهه چندان تحسینبرانگیز نیست اما جای امیدواری دارد که در آیندهای نه چندان دور شاهد رفع شر سیاست از سر باورها و سنتها و خردهفرهنگها باشیم چرا که از در آمیختن این آش شله قلمکار با هستی و نیستی مردم، خیری که ندیدیم هیچ، تاوان زیادی هم پرداختیم. زیرا رعایت اخلاق در سیاست بسیار دشوار است و بیشتر آرمانی است تا واقعگرایانه.
برخی میگویند سیاست چیز بدی نیست بلکه آنچه بد است سیاستزدگی است که درد بیدرمانی است. منظور از سیاستزدگی این است که مردم عادت کنند برای هر مشکلی به دنبال تحلیلی سیاسی باشند. مثل اینکه ما بگوییم همه مشکلات ما زیر سر انگلیسیهاست! که نتیجهی نوعی سیاستزدگی است. اینجاست که باید بگوییم همان کسانی که همه چیز حتی مسائل خصوصی و اعتقادی و خانوادگی مردم را به سیاست پیوند میزنند و به طرفهالعینی حکم صادر میکنند و آسمان را به زمین میدوزند، باید مراقب تبعات چنین رویکردی که سیاستزدگی است باشند. سیاسی شدن همه چیز ویروسی است که موجب بروز بیماری خاصی میشود و آن بیماری این است که بخواهیم تمام مشکلات را با یک فرمول حل کنیم. شخصی که فکر میکرد ما خیلی سادهلوح هستیم میگفت: اگر از من بپرسند سرچشمه تمامی معضلات این کشور چیست میگویم دولت در سایه. البته من جواب دندانشکنی برای او داشتم که ملاحظهی سن و سالش را کردم. خداحافظی کردیم و رفتیم وقتی به خانه رسیدم فراموش کردم چه جوابی برای او داشتهام. آنجا بود که دریافتم مشکل من شناسنامهی من است و پیری کار خودش را کرده و حافظهام را از کار انداخته طوری که من به جای جواب دادن به چنین سئوالی باید عرق بریزم و این چرندیات را سرهمبندی کنم.
- چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر ” اسماعیل عسلی” ۲۷ تیر ۱۳۹۸