• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۲ مرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پیام رفتارها
اصطلاح پدافند غیرعامل معمولاً در پیوند با حوادث غیر مترقبه کاربرد پیدا می‌کند و به مدیریت ویژه و برنامه‌ریزی‌هایی اطلاق می‌شود که برای عبور از بحران کارکرد دارد. مهمترین عنصر در بحث پدافند غیرعامل هماهنگی سیستماتیک بین مؤلفه‌های اصلی و زیرمجموعه‌های مردمی است. پدافند غیرعامل در جوامعی که از لحاظ اجتماعی و فرهنگی به درجه‌ی بالایی از بلوغ و کمال رسیده و احساس هم‌سرنوشتی بسیار بالایی دارند، حتی در افت و خیزهای سیاسی و اقتصادی نیز کارکرد بالایی دارد. برای نمونه وقتی همزمان با اوج‌گیری جنگ تجاری بین آمریکا و چین، شرکت چند ملیتی هواوی با درآمد سالانه نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار توسط آمریکا تحریم شد، مردم چین در اقدامی هماهنگ از خرید کالاهای آمریکایی که نمونه‌ی آنها توسط چین و سایر کشورها تولید می‌شد امتناع کردند.
آثار بر جای مانده از بکارگیری سبک خاصی از زندگی که به زعم ما ایرانی‌ها شاید ریاضتی و سخت‌گیرانه تلقی شود هنوز هم پس از گذشت سال‌های متمادی از جنگ جهانی دوم در زندگی ژاپنی‌ها، چینی‌ها و آلمانی‌ها نمود آشکاری دارد که مهمترین آنها رعایت نظم و هماهنگی در رفتار، بالا بردن راندمان کاری و تلاش فراوان و همچنین غیرتمندی نسبت به کالای ملی است. اگر چه از منظر فرهنگی نیز پایبندی به سنت‌های ملی، زبان، ادبیات و داشته‌های تاریخی نیز در این کشورها حائز اهمیت شایانی است اما عقب‌نشینی آنها از مواضع اقتصادی هرگز به اندازه ی انعطاف‌پذیری در برخی مقوله‌های فرهنگی نبوده است. درسی که مهاتما گاندی در نحوه‌ی مبارزه‌ی منفی با انگلیس به هندی‌ها داد هنوز هم در پیشانی برنامه‌های مسئولان و مردم هند برای به حرکت در آوردن چرخ‌های توسعه قرار دارد. ناگفته نماند که عدم اتکا به نفت به عنوان یک کالای استراتژیک که بخواهند سود حاصل از استخراج و صدور آن را در راه اداره‌ی کشور خرج کنند برای کشورهایی نظیر هند و چین و ژاپن و آلمان فرصت بوده نه تهدید و چه بسا اگر هندی‌ها نفت داشتند، نمی‌توانسنتد به سادگی از چنگال انگلیسی‌ها رها شوند یا از برخی توطئه‌ها در امان باشند. هر چند ممکن است از دید برخی، عدم برخورداری از منابع سرشار نفتی تهدید تلقی شود اما برای چنین کشورهایی فرصت‌آفرینی کرده، چرا که از همان ابتدای برنامه‌ریزی برای توسعه تنها روی اندیشه و کار و برنامه ریزی و از همه مهمتر وحدت ملی حساب باز کرده‌اند تا نفت و نکته‌ی مهم دیگر اینکه همواره از نیروی انسانی به عنوان یک امتیاز مهم غافل نبوده‌اند.
به هر تقدیر چون موضوع محوری این یادداشت تسری دادن کارکردهای پدافند غیرعامل به مباحث اقتصادی در شرایط بحرانی است، به همان بحث برمی گردیم.
قابل کتمان نیست که کشور ما هم اکنون در یک شرایط کاملا بحرانی قرار دارد چرا که آمریکا با اطلاع از تأثیر ویرانگر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران با هدف ایجاد انعطاف‌پذیری و چرخش در مواضع منطقه‌ای کشور ما، در حال تنگ کردن حلقه‌ی محاصره مالی، بانکی و اقتصادی است که قاعدتاً به تمامی زمینه‌ها رسوخ کرده و آثاری از خود بر جای خواهد گذاشت. به همین دلیل نگاه به تحریم‌های اقتصادی از سوی مردم و مسئولین باید به مثابه نگاه به یک بحران جدی باشد که نیازمند دفاع همه جانبه است. اصل هم‌سرنوشتی اقتضا می‌کند که مردم و مسئولین هر اقدام و رفتار و برنامه‌ای را به عنوان واکنشی به این تحریم دنبال کنند. از غذا و مسکن و تفریح و انتخاب شغل و رشته تحصیلی گرفته تا مصرف آب و برق و گاز و بنزین و غیره؛ چرا که بدون لحاظ کردن ارزش دفاعی هر رفتاری نمی‌توان به عبور موفقیت‌آمیز از این باریکه راه تاریخی امیدوار بود.
ورود به اما و اگر های مربوط به نحوه‌ی عملکرد مسئولین تراز اول کشور و همچنین دستگاه سیاست خارجی نباید به شکل‌گیری خطوط دفاعی که توسط مردم شکل می‌گیرد گره بخورد کما اینکه مردم چین نیز در رفتار هماهنگ خود برای اجتناب از خرید کالاهای ساخت آمریکا منتظر عقب‌نشینی دولت متبوع خود نماندند. اصولاً ارزش یک نظام و سیستم سیاسی و همچنین جامعه‌ای که عنوان ملت را یدک می‌کشد به میزان آمادگی دفاعی آن نظام و جامعه برای واکنش هماهنگ در مواقع بحرانی بستگی دارد. سوئیس کشوری است که سال‌هاست با سیاست بی‌طرفی به کانون رایزنی‌های سیاسی و همچنین تفریحگاه جهانی تبدیل شده و بانک‌هایش حکم خزانه‌ای بین‌المللی را دارد اما با این وجود در بسیاری از شهرهای همین کشور حتی برای احتمال وقوع جنگ اتمی نیز پناهگاه مناسب در نظر گرفته‌اند.
شما حتی اگر به کندوی زنبورها و لانه‌ی مورچگان هم حمله کنید متوجه می‌شوید که ساکنان کندوها و لانه‌های مورد تهدید قرار گرفته، بلافاصله پس از مورد هجوم قرار گرفتن حالت دفاعی به خود می‌گیرند و رفتاری هماهنگ و معنادار را به نمایش می گذارند چرا که آنها به صورت غریزی احساس هم‌سرنوشتی می‌کنند. در واقع یکی از نشانه‌های وجود احساس هم‌سرنوشتی در یک جامعه، هماهنگی و همسویی آنها در واکنش‌های دفاعی است. صریح و پوست‌کنده باید گفت مفهوم ملت در چنین مواقعی مصداق پیدا می‌کند! با نهایت تأسف باید گفت چنین نشانه‌هایی را در همه‌ی طیف‌های اجتماعی کشورمان نمی‌بینیم به طوری که گاه در برابر برخی از سیاست‌های اتخاذ شده از سوی دولت، شاهد دور زدن قانون توسط طیف‌هایی خاص هستیم و فراتر از این حتی برخی تصمیم‌گیری‌های مسئولین نیز همراستا نیست. اینکه در برخی برهه‌ها و بزنگاه‌ها نمایندگان مجلس بیانیه صادر می‌کنند یا مسئولین طراز اول کشور برای نمایش وحدت جلسه‌ی مشترک می‌گذارند، مشکلی را حل نمی‌کند. آنچه مهم است، همراستایی تصمیمات، هماهنگی مردم با مسئولین و همچنین همخوانی قوانین و بخشنامه ها با راهکارهای دفاعی است. برخی بهانه‌جویی‌ها هیچ توجیهی ندارد.
برخی می‌گویند برای ایجاد احساس هم‌سرنوشتی و یا عمق بخشیدن به آن نیازمند گفت و گوی ملی و تجدید نظر در برخی سیاست‌های داخلی هستیم. اگر چنین است چرا مجلس به این موضوع ورود پیدا نمی‌کند. چه دلیلی دارد در شرایطی که گفته می‌شود قاچاق برای اقتصاد مقاومتی حکم زهر قاتل را دارد باز هم شاهد تداوم این رفتار ضد ملی هستیم؟ چرا از زمانی که ترامپ زنگ اعلام تحریم‌ها را به صدا در آورده هیچ نشانه‌ای از کاهش مصرف سوخت، بالا رفتن ساعات کار مفید، صرفه‌جویی‌های هدفمند و همچنین راه‌اندازی کارگاه‌های کوچک و بزرگ برای تولید کالاهای مورد نیاز مردم دیده نمی شود؟ شاید اگر در همان سه ماهه‌ی اول اعمال تحریم‌ها، مردم به غیر از شعار و راهپیمایی و حواله دادن مرگ به دشمن، تغییری در سبک زندگی خود ایجاد می‌کردند، دشمن به ناکارآمدی تحریم‌ها پی می برد! هجوم به بازارها برای خرید، دشمن را برای تنگ تر کردن حلقه‌ی محاصره مصمم‌تر می‌کند چون نشانه‌ی عقب‌نشینی است. در دنیای اقتصاد هر رفتاری معنایی و پیامی دارد که رقبای ما بر اساس همان پیام‌ها مواضع خود را تنظیم می‌کنند.

Comments are closed.