سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا چه پیش آید
زمزمهی راهاندازی مدارس غیرانتفاعی در فضای آموزش و پرورش زمانی طنینانداز شد که افسارگسیختگی روند زاد و ولدها به انباشت جمعیت دانشآموزی فراتر از ظرفیت کلاسها منجر شده بود و بیم آن میرفت که افت تحصیلی رشتهها را پنبه کند و مدارس کلنگی و فرسوده حادثهساز شود. در چنین شرایطی بود که عدهای دنبال نامی بامسما برای مدارسی میگشتند که بنا بود جانشین مدارس ملی که پیش از انقلاب فعال بودند شوند. پس از ماهها چانهزنی نام اینگونه مدارس را غیرانتفاعی گذاشتند که دقیقاً یادآور بانکهای قرضالحسنه بود. منظور از غیرانتفاعی هم این بود که گردانندگان اینگونه مدارس به دنبال سود و نفع نیستند و حتماً به یاری آموزش و پرورش شتافتهاند تا باری از دوش این وزارتخانهی عیالوار بردارند. اما همانگونه که نام بیمسمای بانکهای قرضالحسنه نتوانست بر داد و ستدهای ربوی خط بطلان بکشد، مدارس غیرانتفاعی هم نتوانستند از سود و بهره چشمپوشی نمایند که البته بعدها این اسم بیمسما را اصلاح کردند و به مدارس غیردولتی تغییر دادند تا حداقل دروغ نگفته باشند. جای انکار ندارد که نقش مدارس غیرانتفاعی در سالهای اولیهی آغاز فعالیتشان از جهات مختلف چشمگیر بود چرا که اغلب گردانندگان اینگونه مدارس دستچین شده از میان پیشکسوتان آموزش و پرورش بودند و بیشتر مدارس غیرانتفاعی نیز اجارهای بودند چرا که اگر بنا بود منتظر جانمایی و خرید زمین و احداث مدرسه و صدور انواع مجوز و پروانه میماندند، چندین سال طول میکشید و جوابگوی سیل عظیم دانشآموزان نبود. هر چند همین مدارس اجارهای نیز به مرور با بهرهگیری از کمکهای دولتی و حمایت آموزش و پرورش، مبادرت به احداث مدرسه کردند تا آنجا که هم اکنون نزدیک به ۲۰ درصد دانشآموزان در دورههای مختلف در مدارس غیردولتی مشغول به تحصیل هستند.
مدارس غیردولتی شروع خوبی داشتند چرا که عدهای از صاحبان امتیاز اساساً خودشان ایدههایی پیرامون نحوهی آموزش و پرورش و سلوک با دانشآموزان و اولیاء آنها در سر میپروراندند که پیش از آن برای سخنانشان گوش شنوایی نبود اما زمانی که با اختیارات نسبی زمینهای برای تحقق ایدههای خود فراهم دیدند به نتایج خوبی رسیدند و همین امر به رغبت طیف متوسط به بالای جامعه برای ثبتنام فرزندانشان در مدارس غیردولتی افزود. اما کار به همین جا ختم نشد و چون محدودیتی برای راهاندازی مدرسه غیردولتی وجود نداشت هر کسی که توانست مجوز گرفت و با کمترین امکانات که گاه با استانداردهای حداقلی هم همخوانی نداشت مدرسهای به راه انداخت به امید آنکه بتواند به زمین و وام دولتی و تسهیلات مدرسهای راه بیندازد. ناگفته نماند که رشد روزافزون بهای مسکن، اجاره بهای مدارس غیردولتی را هم بالا برد و آنها نیز ناگزیر عدول از برخی چارچوبها و مصوبات وزارتی را در دستور کار قرار دادند و به تدریج در گزینش دانشآموزان تساهل و تسامح رایج شد و به اعطای برخی امتیازات مبادرت ورزیدند تا در کورس جذب دانشآموز و پر کردن کلاسها و اخذ شهریههای آنچنانی از رقبای خود عقب نیافتند.
از زمانی که راهیابی دانشآموزان به مدارس تیزهوشان و نمونهی دولتی به معیاری برای سنجش کیفیت آموزش مدارس غیرانتفاعی تبدیل شد، جذب معلمانی که توانایی انتقال فن تستزنی به دانشآموزان را داشته باشند نیز به موضوع رقابت مدارس غیردولتی افزوده شد. ناگفته نماند که تعدادی از مدارس خیرساز که از همان ابتدا با هدف تعلیم دانشآموزان مستعد اقشار آسیبپذیر جامعه با بوق و کرنا راهاندازی شده بودند نیز به کورس رقابت با مدارس غیردولتی وارد شدند و آش شلم شوربایی متشکل از انواع و اقسام مدارس از مدارس خیرساز و موقوفه گرفته تا مدارس دولتی، نمونه دولتی، تیزهوشان و غیردولتی را در دیگی ریختند و در ادارات آموزش و پرورش چندین و چند مسئول و معاون وظیفهی گردانندگی اینگونه مدارس را بر عهده داشتند که اگر بخواهیم سرجمع امکانات و نیروهای اداری تخصیص داده شده به اینگونه مدارس را روی هم بریزیم میتوانستیم چند صد مدرسه دولتی در کل کشور بسازیم و اداره کنیم. با فرونشست جمعیت و کم مشتری شدن مدارس غیردولتی به دلیل کاهش قدرت هزینه کرد مردم، قرعهی تعطیلی ابتدا به نام مدارس اجارهای افتاد و صاحبان امتیاز یکی یکی اظهار افلاس و استیصال کردند و از گردونهی رقابت خارج شدند و آن تعداد مدرسهی غیردولتی که ماندهاند ناگزیر به ادامهی رقابت هستند. هر چند نمیتوان چنین نگاهی را به تمامی مدارس غیردولتی تعمیم داد اما بیشتر مدارس غیردولتی هم اکنون از استانداردهایی که آموزش و پرورش برای آنها تعیین کرده خصوصاً استانداردهای کیفی فاصله گرفتهاند. اگر در ابتدا مدیران و صاحبان امتیاز مدارس غیردولتی به دنبال به کارگیری شیوههای نوین آموزشی بودند هم اینک دغدغهی اصلی مدیران مدارس غیردولتی بالا بردن آمار قبولی دانشآموزان حتی به قیمت ناگزیر ساختن معلمان به اعطای نمره است زیرا نمیخواهند دانشآموزان خود را از دست بدهند تا آنجا که برخی از مسئولین آموزش و پرورش مدعی بالاتر بودن کیفیت مدارس دولتی نسبت به مدارس غیرانتفاعی هستند که چندان هم دور از واقعیت نیست. البته پرواضح است آن دسته از مدارس غیردولتی که به دلیل برخورداری از امتیازاتی نظیر فضای مناسب، امکانات ورزشی، سلف سرویس، استخر، سرویس حمل و نقل منظم، فضای سبز و کادر آموزشی خوب هستند و به دلیل استقبال خانوادهها از چنین مدارسی، کماکان برای پذیرش دانشآموزان آزمون ورودی برگزار میکنند، هنوز هم در بحث کیفیت آموزشی حرفهایی برای گفتن دارند. ولی به طور کلی باید گفت: از آنجایی که زنگ راهاندازی چنین مدارسی در شرایطی به صدا در آمد که تراکم جمعیت دانشآموزی اجازهی نظارت تیزبینانه به آموزش و پرورش نمیداد و بعدها نیز شیب حمایتهای دولتی از چنین مدارسی تغییر کرد، نتیجهای که به دنبال آن بودند حاصل نشد. البته اینکه میشنویم کیفیت مدارس دولتی از غیردولتی بیشتر است هر چند بیان واقعیتی غیرقابل انکار باشد اما از واقعیتی دیگر نیز پرده برمیدارد و آن اینکه تنگناهای مالی که ترکش آن به آموزش و پرورش هم رسیده ایجاب میکند که زمینهی رقابت مدارس دولتی را نیز با مدارس غیردولتی فراهم کنیم تا چه پیش آید!
- چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۴ مرداد ۱۳۹۸