سرمقاله
محمد عسلی
گر حکم شود که مست گیرند
وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد مردمی مسلمان، مخلص و باورمند به دین اسلام و مذهب شیعه با جان و دل از آن محافظت کردند و از جان و مال و آبرو مایه گذاشتند.
مدیرکلی را در آموزش و پرورش سراغ دارم که علیرغم سوابق سیاسی و مذهبی روشن و تقوایی که وجهه همت و کار داشت و میتوانست مانند بعضی مدیران دیگر برای خود و خانوادهاش ملک و املاک و ثروتهای آنچنانی جمع کند هنوز در خانهای زندگی میکند در جنوب شهر که تا چند سال قبل اقساط بانکیاش را پرداخت میکرد و حتی حاضر نشد سهمیه قانونی هزینه امتحانات نهایی را دریافت کند.
کم نیستند و نبودند دلسوزان انقلاب که پاکدستی و پاکچشمی را در محیط کار و بیرون از آن تا پایان دوره خدمت عملاً نشان دادند و امروز حیف و دریغ میخورند که چرا شاهد بدعهدی بعضی از مدیران و کارگزارانی هستند که با سوءاستفاده از پست و مقام با فرصتطلبی خسارتهای مالی و حیثیتی به بار آوردهاند…
اینک بد نیست نمونههایی از عملکردهای فرصتطلبانه را یادآور شویم.
در همین شیراز گل و بلبلی خودمان چند گروه فاصله طبقاتی را با کسب درآمدهای کلان ایجاد کردند که برای اموال و املاک تحصیلی زحمت نکشیدند.
یکم قاچاقچیان و محتکران که الی ماشاءا… کم هم نبوده و نیستند. کسانی که با تهیه و توزیع مواد مخدر میلیاردها تومان به جیب زدند. بعضیها در تله نیروهای انتظامی افتادند و بعضیها هم گیر نیفتادند. اگر اسناد خانههای آنچنانی شبیه کاخهای پرهزینه را بررسی کنند متوجه میشوند متعلق به چه کسانی است.
محتکران و قاچاقچیان کالاها و مواد ضروری مردم نیز دست کمی از قاچاقچیان مواد مخدر نداشته و ندارند.
دوم زمینخواران، کسانی که با زد و بندهای اداری و رانت توانستهاند زمینهای مزایدهای را با بهایی اندک از آن خود کنند و از این طریق به ثروتهای کلانی برسند.
سوم واسطههای میدانی و کارچاقکنهای خرید و فروشهای پنهانی که خون باغداران و کشاورزان را در شیشه کردهاند و هر کیلو میوه یا خواربار را از کشاورز به بهایی اندک به صورت عمده میخرند و پس از انبار کردن در فرصت مناسب با دو یا سه برابر قیمت خرید به فروش میرسانند.
چهارم رشوهگیران به علت موقعیتهای شغلی کسب درآمدهای حرام کردهاند که اگر به وضعیت زندگی و اموال و املاک آنها رسیدگی شود و قانونی وضع گردد که از کجا آوردهاند پاسخی برای مالکیت خود ندارند جز آنکه اسنادی به نامشان است و حقوقی نه چندان زیاد دریافت کردهاند.
پنجم رانتخوارانی که از طریق بعضی مدیران کلیدی با ورود به سرمایهگذاریهای متقلبانه توانستهاند به سودهای کلان دست یابند مانند بعضی بانکهای خصوصی و صندوقهای قرضالحسنه ورشکسته که پول مردم را بالا کشیدند و سر و کارشان به دادگاهها افتاد.
ششم واردکنندگانی که توانستند با حیله و ترفند و پرداخت رشوه سر بعضی گمرکات کلاه گذارند و از خط قرمزها بگذرند.
هفتم فرصتطلبانی که کارخانجات و اموال دولتی را به ثمن بخس خریدند و از پل آقازادهگی و فامیلگرایی عبور کردند تا ردی از آنها در بازرسیها نمایان نشود.
هشتم خریداران ارزها و سکههای عمده که ذکر جمال جمیلشان در این نوشتار نگنجد همان به که به آراء و احکام دادگاهها مراجعه شود. هر چند بسیاری از آنها هنوز آفتابی نشده و گویا در کشورهای دور و دورتر پناه گرفتهاند.
نتیجه آنکه اگر سیستم اداری ما آسیبپذیر و فساد سیستمی نداریم اما سیستم اداری ما آسیبپذیر است. این آسیبپذیری ناشی از عدم نظارت بموقع، ناکارآمدی بعضی مدیران و شرایط حاکم بر آنهاست.
میتوان مگس نجس و مزاحمی که در آتش اقتصاد افتاده است را تحریم و کاهش ارزش پول ملی دانست که برای جبران مافات راههای انحرافی بسیاری طی شده است گذر از این راههای انحرافی ملتزم عبور از گردنههای سخت است که بسیاری را به پرتگاههای مخوف میکشاند. اینکه افرادی مانند بابک زنجانی پول کلان نفت را خوردهاند و یا افراد دیگری که به انحنای مختلف و از طریق غیرقانونی و نامشروع کسب درآمد حرام کردهاند همه در برابر عدل الهی میباید پاسخگو باشند هر چند سر و کارشان به دادگاه کشیده نشود یا قوه قضائیه نتواند پولها را برگرداند.
نهم سرمایهداران و سرمایهاندوزانی که زیر بار پرداخت مالیات نرفته و با سندسازی توانستهاند سر ادارات مالیات کلاه گذارند کم نیستند. بنا به اظهار مسئولان دارایی کشور ادارات دارایی میلیاردها تومان در این خصوص مطالبه دارند که معلوم نیست بتوانند وصول کنند.
دهم حقوق بگیرانی که حقوقهای کلان چند ده میلیون تومانی و یا چند صد میلیون تومانی دریافت کردهاند هم در گروه سوءاستفادهچیها قرار میگیرند.
و اما بعد:
تمامی این نشانههای روشن و تاریک گویای یک واقعیت است و آن اینکه ادارات ما آسیبپذیرند و آسیبپذیری ابتدا از درون آنها به بیرون درز کرده و شرایط را برای فرصتطلبان ایجاد نموده است.
اگر بناست قوه قضائیه و سایر مراجع ذیصلاح جلوی فسادها را بگیرند به یک ضربالاجل زمانی و اقدامات عاجلی نیاز دارند
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند
والسلام
- یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ شهریور ۱۳۹۸