سرمقاله
محمد عسلی
درسهای عاشورایی
انسان بودن فی نفسه یک قدرت است و امتیازاتی را به دنبال دارد. قدرت اراده و تصمیمگیری، قدرت بکارگیری اندیشه و استفاده از ابزارهای ساخته شده، قدرت به کار بردن اعضای بیرونی بدن و ممارست آنها برای هنرنمایی، قدرت ابزارسازی و پیشرفت در تنوعبخشی، قدرت خلاقیت و پاسخ به چراییها و چگونگیها.
این مجموعه قدرتها را در بسیاری از انسانهای بزرگ و کوچک اعم از زن یا مرد سراغ داریم. اما انسانهای نادری در روی زمین زندگی کردهاند که قدرتهای ویژه و استثنایی داشتهاند و کمتر کسی توانسته جا پای آنها بگذارد. حضرت امام حسین(ع) فرزند اول امام شیعیان یکی از اسوههای حسنه و باورمندان عظیم تاریخ است که حماسه جاودانه او و ۷۲ تن از یارانش درسهای مانا و سختی را به بشریت دادند و قدرت استثنایی خود را به منصه ظهور رساندند.
نخست قدرت پایمردی و استقامت در برابر ستمگران و ستمپیشگان با هر ادعا حتی اگر مدعی دینداری باشند و با حربه و وسیله دینی به میدان بیایند زیرا یزید خود را خلیفه مسلمین لقب داده بود و لشکریانش هم اهل نماز و روزه بودند و مدعی اسلامیت.
دوم قدرت آزادی و آزادیخواهی به معنای ظهور اراده مشروع هم از درون و هم از بیرون چنانکه خطاب به سپاه عمر سعد فرمودند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» حریت و آزادگی یکی از ویژگیهای هر مؤمن مسلمانی است که نشانه باور به خدا و قدرت لایزال اوست و هیچ قدرتی بالاتر از او نیست که انسان خود را بنده دیگری قرار دهد.
این سخن معروف امام علی(ع) کلید بازگشایی قفل زندان تسلیمپذیری است که فرمودند: «لا تکن عبد غیرک و لکن جعلک الله حرا» [بنده دیگری مباش که خدا تو را آزاد آفریده است]
سوم قدرت جهاد به معنای مقابله با جور، جهل، کفر، شرک و نفاق.
خداوند در قرآن فرموده: «کتب علکیم القتال و هو کره لکم و عسی ان تکرهوا شیئاً فهو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً فهو شر لکم» [جهاد بر شما واجب شد هر چند در انجام آن کراهت دارید. چه بسا چیزهایی که دوست نمیدارید، اما خیر شما در آن است و چه بسا چیزهایی را دوست میدارید لکن شر شما در آن است…]
کشتن و کشته شدن مطلوب طبع هیچ انسانی نیست زیرا انسان فطرتاً صیانت و حفظ جان خود را دوست دارد. اینکه در برابر تهاجم دشمن بتوان تا پای جان ایستادگی کرد و از میدان فرار نکرد و یا تسلیم خواستههای دشمن نشد یک باور قوی مسلمانی است که ساده به دست نمیآید و شجاعت و حریت و باور میطلبد که همه کس حتی اگر به ظاهر مسلمان باشند ندارند.
امام حسین(ع) و یاران باوفای ایشان به جهاد معنی و مفهوم واقعی دادند و قدرت خود را چنان نشان دادند که علیرغم شهادت تمامی آنها پیروزی خون بر شمشیر را رقم زدند.
چهارم گذشت از تمامی تعلقات دنیوی حتی زن و فرزند چنانچه تاریخ نهضت امام حسین(ع) گواه و شاهد این مدعاست که فرزند شیرخواره آن روح عظیم نیز به میدان آورده شد تا حجت بر همه دشمنان و دوستان تمام شده باشد.
پنجم قدرت کاریزمایی «تاثیرگذاری» این قدرت در معنویت و کلام امام حسین(ع) چنان بود که تمامی یاران صدیق علیرغم قدرت سپاه دشمن برای مبارزه و شهادت آگاهانه به میدان آمدند و حتی یک نفر تسلیم دشمن نشد و همه در رکاب آن امام همام جانفشانی کردند. انتقال این قدرت کاریزمایی در باور زنان و بازماندگان اسیر چنان بود که همه در برابر سختیها و ستمهای اسارت ایستادگی کردند و جز کلام حق نگفتند حتی در مقابل یزید که میخواست پیروزی خود را به رخ بکشد. حضرت زینب(س) چنان قدرتی در کلام کوبندهاش نشان داد که یزید را سرزنش و سرکوب کرد و او از آن همه خفت و سرزنش عقده کرد و در بدترین شرایط به درک واصل شد.
ششم حقطلبی و حقگویی که نشانه ایمان است در زورآزمایی با باطل و ناحق.
این جمله فرمایش جاودانه آن حضرت است به هنگام ورود به میدان جنگ با مشرکان:
ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی
اگر دین محمد جز با کشتن من پایدار نمیماند پس ای شمشیرها مرا دریابید.
هفتم و مهمتر از همه آثار و اثرات آن واقعه عظیم و انقلابی است که درسآموز تمامی انسانهای حقجو و حقگو شد تا با تأسی از آن نهضت عاشورایی در برابر ستمگران و استعمارگران و استثمارکنندگان بایستند که نمونهای از آن را میتوان انقلاب اسلامی ایران ذکر کرد.
زود باشد که ظالمان و ستمگران از قدرت بیفتند و همانند ستمگران گذشته ننگ تاریخ شوند.
والسلام
- جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ شهریور ۱۳۹۸