• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۳۰ شهریور ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
تاریخ بشر گواه و یادآور جنگ‌های کوتاه و بلندی است که گاه بی‌شمار می‌نمایند. صلح بی‌صداست، همانند آب روان و آرام که در عمق رودهای زلال‌اند و برای ماهی‌ها دامن می‌گسترند، اما جنگ‌ها مثل آبشارند پر سر و صدا، وحشی و شکننده. جنگ و صلح هر دو تراوش اندیشه و عمل هستند و گاه از یک جنس می‌نمایند مثل آب که اگر آبشار شود خروشان است و چون به رود رسد آرام و بی‌صداست.
جنگ گاه اجتناب‌ناپذیر می‌نماید و اما و اگرها کاری نمی‌کنند، اصالتاً هیچ انسانی جنگ را مطلوب و خوشایند نمی‌داند ولی شرایط و انگیزه و دشمنی‌ها همانند آتش زیر خاکستر که در تندباد حوادث شعله می‌کشد و راه گریزی نشان نمی‌دهند.
جنگ تحمیلی از آن دسته جنگ‌هایی بود که در شرایط انقلاب به هر دلیل رخ نمود و به دنبال اشتباه مردی که عقده‌های دیرینه‌اش را تحمل نداشت با شلیک یک گلوله توپ آغاز شد.
هر جنگ‌طلبی به دنبال پیروزی است و هیچ شروع‌کننده‌ای تصور شکست را به دل راه نمی‌دهد. کسی که خود را برای جنگ آماده می‌کند با کسی که در موضع دفاعی قرار می‌گیرد تفاوت دارد. هم در ابتکار عمل و هم در انگیزه جنگیدن.
دفاع از آن رو مقدس نامیده می‌شود که میهن، آشیانه، ناموس و دارایی‌های یک ملت به خطر می‌افتد و مورد تهاجم قرار می‌گیرد.
وقتی مغولان به ایران حمله کردند بزرگترین اشتباه پادشاهان خوارزمشاهی دست کم گرفتن قدرت مغولان و عدم اطلاع از میزان توانمندی و انگیزه سربازان خودی برای دفاع بود هر چند اشتباه غایرخان در دستگیری و کشتن بازرگانان مغول بهانه‌ای برای حمله مغولان به ایران شد.
فرض می‌کنیم اگر غایرخان دست به کشتار بازرگانان مغول نمی‌زد جنگی بین ایران و مغولان در نمی‌گرفت.
تاریخ گواه است که چنین نیست. هر کشوری در موضع ضعف قرار گیرد یا باید تن به باج‌دهی و تسلیم دهد و یا مورد حمله و تهاجم یک کشور قوی‌تر قرار گیرد.
اگر صدام حسین تصور می‌کرد جنگ با ایران در آن شرایط منجر به شکست ارتش عراق و یا دست‌کم صلحی می‌شود که چیزی عایدش نمی‌شود و جز خرابی و کشته‌های بسیار و بدهکاری‌های کلان چیزی بر جای نمی‌گذارد ترجیح می‌داد دندان بر جگر بگذارد و دست از پا خطا نکند. تدبیری که امروز سعودی‌ها در قبال قدرت نظامی ایران دارند هر چند دارای قدرت اقتصادی بالایی هستند و از حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی هم برخوردارند اما می‌دانند حریف ایران نیستند.
آنچه در جنگ تحمیلی ۸ ساله بین ایران و عراق اتفاق افتاد، جدای از نتایج آن که به لحاظ فتح مرزها پیروزی نداشت یک درس به یادماندنی در دفاع به جهانیان داد که به قول سعدی:
ای که شخص منت حقیر نمود
تا درشتی هنر نپنداری
اسب لاغر میان به کار آید
روز میدان نه گاو پرواری
آن روز انگیزه دفاع در ملت قهرمان ایران به گونه‌ای بود که اگر در شروع جنگ تحمیلی دستمان خالی و ارتش‌مان نابسامان و دشمنان داخلی و خارجی انقلاب بسیار و متحد بودند اما در آن شرایط در حالت دفاع مشروط توانستیم تجربه بیاندوزیم و دشمن را به عقب برانیم و حتی بخشی از سرزمین او را به تصرف در آوریم. اینک نه فقط با آن تجربه‌ها بلکه تجربه‌های بیشتر همراه با سپاهیان و ارتشیان جان بر کف چنان مقاوم و آماده ایستاده‌ایم که اربابان مدعی داشتن مجهزترین ارتش و تجهیزات نظامی به مصلحت نمی‌دانند جنگی را بر علیه ما شروع کنند هر چند تصور کنند در جنگ اقتصادی که بنیان آن را تحریم‌ها مستحکم می‌کنند خواهند توانست ما را به زانو در آورند.
اگر آمریکا حافظه تاریخی خود را فعال کند و به روزگاران گذشته و حال ایرانیان آشنا شود که قطعاً اطلاعاتی دارد حمله‌ای مستقیم بر علیه ایران را در مخیله طراحی نمی‌کند. بلکه تلاش می‌کند عربستان را تحریک به جنگ کند تا اسلحه‌های انبار شده مصرف شوند و بار دیگر بازار فروش اسلحه رونق بگیرد و بر سرزمین‌های سوخته فرمانروایی کند.
گاوها و هم گوسفندان وقتی چاق می‌شوند هم دوشیده می‌شوند و هم به سلاخ‌خانه می‌روند پول‌های باد آورده نفت اگر به مصرف آبادانی و رفاه و ایجاد اشتغال و کار نرسد و بیشتر سهم شاهزاده‌ها و درباریان شود و دلبستگی به دنیا و لذت و خوشگذرانی را رقم زند همان می‌شود که امروز در عربستان و بعضی کشورهای نفت‌خیز دیگر شاهدیم و آنها برای حفظ امنیت جان و مال و تأسیسات‌شان مجبورند یا سرباز از سودان و نیجریه اجیر کنند و یا دست به دامان آمریکا و کشورهای اروپایی شوند که به قول ترامپ با پول‌های بیشتر امنیت‌شان حفظ شود که نمی‌شود. زیرا سربازان اجیر شده خواه آمریکایی باشند یا سودانی و آفریقایی انگیزه جنگیدن و دفاع ندارند و بیشتر به فکر حفظ جان خودشان هستند.
مثال آن وقایع تلخی است که در یمن، سوریه، عراق و افغانستان شاهدیم هر چند جنگ‌افزارهای پیشرفته در ایجاد رعب و وحشت و خرابی و کشتارها مؤثرند اما در فتح مرزها و سرزمین‌ها ناتوانند.
یکی از نتایج جنگ تحمیلی ۸ ساله قدرت کنونی ایران در آماده‌سازی نیروهای نظامی و انتظامی و خودکفایی در جنگ‌افزارهای دفاعی است و حیرت و تعجب دشمنان هم امروز از این میزان توانایی است. این توانایی‌ها از دو نیروی متحد و متشکل بهره می‌گیرند. نخست ایمان و باور قلبی برای ایستادگی و مقاومت و دوم توانمندی رزمی و تجهیزاتی.
فراموش نکنیم که هر آنچه داریم حاصل خون شهدایی است که سر از پای نشناخته با گوشت و پوست و استخوان مقابل تمامی تجهیزات نظامی دشمن ایستادند و سدی شدند تا راه ورود خصم را ببندند با آن انگیزه‌های معنوی که امروز در کمتر ارتشی سراغ داریم.
آری صلح خوب است و جنگ مطلوب نیست. اما در مواقع بسیار، جنگ‌ها ضامن صلحند چنانکه گلبول‌های سفید مدافعان همیشه در حال دفاع در برابر تهاجم میکروب‌هایند. ما به صلحی پایبندیم که حاصل تسلیم و باج‌دهی و مناسبات ارباب و رعیتی نباشد.
تفکر خلاق، هوشمندی و توانایی‌های فنی و عملی، پشتوانه‌های ایمان و راهگشا و روشنای ظلمات و تاریکی‌هایند.
جوانان برومند و دانش‌پژوه و هوشمندان عرصه‌های پژوهش و تحقیق را حفظ کنیم و به آنها انگیزه ماندن و دفاع دهیم تا هر ایرانی در هر نقطه از دنیا و هم در این خاک خوب در دفاع از دستاوردهای ملت و هموطنان خود لحظه‌ای تردید نکند و هیچ ایرانی بلندگوی دشمن نشود، در چنین شرایطی است که آرامش، رفاه و زندگی شرافتمندانه حاصل می‌شود و هر کس در جای خود و به نسبت شأن و منزلت خود ایفای نقش کند تا عدالت اجتماعی نهادینه شود و دشمنان برای ترکتازی بهانه‌ای پیدا نکنند.
والسلام

Comments are closed.