• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲ مهر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
جستجوی حقیقت در فضای مجازی
برقراری ارتباط فراگیر با همنوعان و گریز از زندان زمان و مکان، رؤیای چندین هزار ساله‌ی انسان‌ها بوده که رد پای آن را می‌توان در افسانه‌ها و سرگذشت شخصیت‌های اساطیری و مقدس دنبال کرد. داستان‌هایی که در پیوند با جام جهان‌بین، یا آئینه‌ی جهان‌نما و تعابیری از این دست به حضرت سلیمان، جمشید، اسکندر و رهایی‌بخش آخرالزمان نسبت می‌دهند جملگی سر در آبشخور این آرزوی دیرینه دارد که به نظر می‌رسد با به میدان آمدن فضای مجازی زمینه تحقق آن فراهم گردیده است. گذشتگان در غیاب وسایل ارتباطی که امروزه بهره‌گیری از آنها بسیار فراگیر و متداول شده، وقت، نیرو و هزینه‌ی زیادی صرف می‌کردند تا آنجا که برای رسانیدن پیامی کوتاه از شهری به شهری دیگر گاه ناگزیر به طی فرسنگ‌ها راه و به جان خریدن خطرات گوناگون بودند. ضمن اینکه خلأ ارتباطی به شکاف‌های فرهنگی ظرف هزاران سال دامن زده است.
چه بسا بارها در جریان مطالعه‌ی رویدادهای تأسف‌بار تاریخی به ذهن ما خطور کرده باشد که اگر پیشینیان به وسایل ارتباطی که امروزه رایج است دسترسی داشتند بسیاری از رویدادهای تلخ به وقوع نمی‌پیوست.
تمدن و اجتماع انسانی از گذشته‌های دور تاکنون بر خط و زبان استوار بوده و هم اینک نیز نه تنها از اعتبار زبان و خط کاسته نشده بلکه در ابعاد گوناگون آن گسترش یافته است. از این رو هر وسیله‌ای که آسان‌کننده‌ی ارتباط بین انسان‌ها باشد به سرعت مورد استقبال همگان قرار می‌گیرد زیرا همه می‌خواهند دیده شوند، شنیده شوند، دیگران را ببینند و از دیگران بشنوند. پرواضح است که شتاب به خرج دادن برای برقراری ارتباط با دیگران با آسیب‌هایی نیز همراه باشد. تردیدی نیست که ارزش یک خبر در زمان وقوع آن حائز اهمیت شایانی است چرا که امکان مقایسه را برای همگان فراهم می‌کند و اختلافات و چند دستگی‌ها و سوء تعبیرها را به حداقل می‌رساند. اینکه در عصر ارتباطات شاهد همگرایی انسان‌ها و حتی دولت‌ها در زمینه‌ی دغدغه‌هایی مشترک از قبیل محیط زیست، جمعیت، غذا و امنیت هستیم به دلیل آگاهی‌هایی است که در سایه‌ی تعاملات فرهنگی حاصل شده است. بسیاری از داوری‌های غیرمنصفانه پیرامون ادیان و مذاهب و فرقه‌های گوناگون و نژادها و زبان‌ها و فرهنگ‌ها به گسست‌های ارتباطی برمی‌گردد. گاهی ما تحت تأثیر القائات هدفمند کسانی که ماهی خود را در آب گل‌آلود و ایجاد تفرقه صید می‌کنند، چهره‌ای منفور از دیگران ترسیم می‌کنیم و بیهوده با آنها دشمنی می‌ورزیم و عمر و انرژی و دارایی خود را در راه مقابله‌ی با آنها به هدر می‌دهیم در حالی که اگر فاصله‌ها از میان برداشته شود و با آنها رو در رو سخن بگوییم یا همنشینی و زندگی کنیم به این نتیجه می‌رسیم که آنها نیز به دنبال همان اهداف کلی که ما دنبال می‌کنیم هستند و دشمنی ما با آنها هیچ دلیلی ندارد. کسانی که با بهره‌گیری از غفلت و گسست‌های فرهنگی از این گروه و آن گروه دوست و دشمن می‌سازند به دنبال گرداندن سنگ آسیای خود با خون انسان‌ها هستند. بی‌گمان اگر ما بتوانیم دیگران را بدون محدودیت‌های زمانی و مکانی ببینیم و سخنان آنها را بشنویم خیلی بهتر می‌توانیم داوری کنیم و به قضاوت بنشینیم. بسیاری از باورهای غلط، دسته‌بندی‌های مذهبی و تعصبات کورکورانه ریشه در القائاتی دارد که ما به آنها تن داده‌ایم و چه بسا دلایلی غیرمذهبی داشته باشد. گاهی اتفاق می‌افتد که یک جوان چندین سال با جوانی دیگر در کشوری غریب هم‌اتاق می‌شود و مدتی بدون کمترین مشکلی با یکدیگر تعامل و زندگی می‌کنند اما همین که از نژاد و ملیت و باورهای درونی یکدیگر مطلع می‌شوند، حساسیت‌های فروخفته‌ی آنها بیدار می‌شود و به تدریج از هم فاصله می‌گیرند. اینگونه رو در رویی‌ها نتیجه‌ی همان القائاتی است که سینه به سینه به ما منتقل شده است. کینه‌ها و دشمنی‌هایی که از گذشته به ارث برده‌ایم سهمی بسزا در شکل‌گیری فرهنگ و شخصیت ما دارد.
هم اکنون بشریت شرایطی جدیدی را تجربه می‌کند که در آن امکان دیدن دیگران و دیده شدن توسط دیگران در سایه‌ی تجهیزات ارتباطی بیش از هر زمان دیگری فراهم است و مسلماً جوامعی که به استقبال ارتباطات فرهنگی می‌روند، دست بالا را خواهند داشت و محق‌تر جلوه می‌کنند. در چنین شرایطی دو راه پیش روی ماست یکی اینکه از این وسیله برای دامن زدن به اختلافات قومی و نژادی و دینی و مذهبی و فرقه‌ای سوءاستفاده کنیم یا اینکه با بهره‌گیری صحیح از وسایل ارتباطی دریچه‌ای نو به روی خود و دیگران بگشاییم و به دغدغه‌های مشترک بیندیشیم.
با نهایت تأسف باید گفت که جریان‌های ذینفع در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی و دینی عمدتاً به دنبال متمرکز کردن ذهن انسان‌ها بر وجوه اختلاف ملت‌ها، نژادها و ادیان و مذاهب هستند چرا که نام و نانشان در گرو آن است و اگر بساط چنین اختلافاتی برچیده شود چه بسیار دکان‌هایی که تخته می‌شوند و عده‌ی زیادی از نان مفت خوردن می‌افتند. جالب اینجاست که خود مردم هم به دلیل نقصان‌های شخصیتی و فرهنگی و کم‌سوادی استفاده‌ی مطلوبی در راستای جبران زمانی که از نعمت وسایل ارتباطی برخوردار نبودند از فضای مجازی به عمل نمی‌آورند لذا آنقدر که شاهد تبادل مطالب سخیف، دروغ، آغشته به تهمت و تفرقه‌افکنی و مضحک و طنزآمیز در فضای مجازی هستیم از طرح موضوعات جدی و بحث بر سر دغدغه‌های مشترک انسان‌ها برای نزدیکی هر چه بیشتر آنها به یکدیگر خبری نیست. در حالی که فضای مجازی بهترین فرصت برای همگرایی انسان‌ها و آشتی بین پیروان مذاهب و ادیان گوناگون و پرداختن به دغدغه‌های مشترک انسانی است. نعمتی که قدر آن را نمی‌دانیم. چرا در فضای مجازی حقیقت را جستجو نکنیم؟

Comments are closed.