• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳ مهر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
انحراف نقدهای آرمانگرایانه از واقعیت‌ها
عملکرد ۴۰ ساله انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی زیر تیغ دشمنانه و احساسی عده‌ای است که در فضاهای مجازی و رسانه‌های ماهواره‌ای بی‌رحمانه به نقد کشیده می‌شود دقیقاً نوعی نقد آرمانگرایانه که با واقعیت‌ها و شرایط زمانی فاصله‌های بسیار گرفته است به عنوان مثال وقتی عنوان می‌شود جمهوری اسلامی آمد تا رفاه، آسایش، امنیت، توسعه، عمران، آزادی و استقلال بیاورد اما تورم، گرانی و دشمنی آمریکا و اسرائیل را با خود آورد. هر شنونده و خواننده‌ای را مخاطب قرار می‌دهد با هر نوع بینش و میزان سواد سیاسی و اقتصادی و بعضاً باور هم می‌کنند که آری چنین بوده است.
غافل از آنکه انقلاب اسلامی ایران با تمامی قدرت با همین اهداف و بل اهداف مهمتری به پیروزی رسید و هدف رهبران آن و کسانی که مصدر امور شدند نیز همین بود.
اما آنچه آرمان و اهداف سیاسی و اقتصادی است الزاماً به معنای تحقق آن نیست زیرا وقتی شرایط تغییر می‌کند و دست و پای متولیان امور به هر دلیل بسته می‌شود که خود در آن نقش ندارند همانند بارانی است که آنقدر می‌بارد تا به سیل ویرانگری تبدیل شود. وقتی سیل آمد چه بسا خانه‌ها را از بیخ و بن در هم می‌شکند و آن وقت باید خانه‌ای از نو ساخته شود و تدبیری دیگر اندیشیده شود.
این مثال را از آن رو آوردم تا به این مهم اشاره کنم که اگر انقلاب اسلامی ایران بعد از پیروزی در شرایطی قرار می‌گرفت که مورد تهاجم همه جنبه نظامی و تحریم و تهدیدات مستمر نمی‌بود چه بسا آب و برق و گاز هم مجانی می‌شد و تمامی محرومان و مستضعفان و پا برهنه‌ها هم صاحب خانه و شغل می‌شدند اما هزار میلیارد دلار خسارت مالی جنگ هشت ساله از یک طرف و از طرف دیگر تحریم‌های کمرشکن و فرار سرمایه‌ها که خواست و اراده دشمنان انقلاب اسلامی ایران می‌بود انقلاب و انقلابیون را از بسیاری از اهداف آرمانی دور کرد و آنها را در شرایطی قرار داد که قبل از اندیشه برای درمان‌های اقتصادی به فکر قلب سرزمینی باشند که مورد تهاجم همه جانبه نظامی، تبلیغاتی و رسانه‌ای قرار گرفته است. نتیجه آن شد که نه فقط آب و برق به اصطلاح مخالفان و منتقدان مجانی نشد بلکه به حسب کاهش ارزش پول ملی به چندین برابر بهای قبل از پیروزی انقلاب هم رسید.
اینک این سؤال مطرح می‌شود که علت این دشمنی‌ها و جنگ و نزاع‌ها چه بود؟ پاسخ این سؤال ساده و پذیرفتنی است.
انقلاب اسلامی ایران در اهداف آرمانی خود به دنبال آزادی، استقلال و حذف نظام ستمشاهی بود. کشورهایی که با این انقلاب و اهداف آن منافعشان به خطر افتاد با تمام قدرت کوشش کردند مقابل آن بایستند و چنین کردند.
مردم انقلابی ایران و رهبر و مسئولان نیز تلاش کردند با تمام قدرت مقابل دشمنان و مخالفان انقلاب بایستند. این جنگ ۴۰ سال است که ادامه دارد و ممکن است تا مدت‌ها نیز ادامه پیدا کند.
یک منتقد آرمانگرای احساسی بدون در نظر گرفتن شرایط و تحولات و تغییرات زمانی به خود اجازه می‌دهد که بگوید: علت عدم تحقق اهداف انقلاب در جهات مختلف از جمله جهت اقتصادی بی‌تدبیری، ناکارآمدی و عدم توان کارشناسی مدیران و مسئولان آن است. غافل از آنکه اگر هر کس دیگری به جای رهبر و مسئولان نظام می‌بود چه بسا نمی‌توانست در آن شرایط مملکت را حفظ کند و از پس بسیاری از خرابی‌های به بار آمده برآید. زیرا استقلال و آزادی دو روی یک سکه‌اند که تحقق آنها نیاز به مقاومت، ایثار، جهاد و ازخودگذشتگی دارد. به عنوان مثال وقتی تصادفی رخ می‌دهد و سرنشین خودرویی آسیب‌های جدی می‌بیند نخست تمام تلاش پزشکان متوجه سلامت قلب و مغز بیمار است تا شکستگی‌های دست و پا و احیاناً دردهای عضلانی.
در شرایط جنگی وضعیت مردم و مسئولان چنان بوده است. این سخنان به معنای توجیح و تأیید ندانم‌کاری‌های بعضی مدیران و یا احیاناً خیانت‌ها و فرصت‌طلبی‌های بعضی ریاکاران که در مصدر امور بوده‌اند نیست بلکه باید گفت آنها خواسته و ناخواسته ستون پنجم دشمنان بوده‌اند و راهی را رفته‌اند که خواست و اراده دشمنان انقلاب بوده است.
اینک درخت تنومند و بلند قامت انقلاب اسلامی علی‌رغم تمامی بی‌مهری‌ها، کم‌آبی‌ها و سموم فصلی و تهاجم آفات، ریشه در اعماق دارد و به بادهای بدی می‌خندد هر چند کرم‌ها و حشراتی هم در شاخه و برگ‌های آن لانه کردند.
یک سمپاشی بموقع لازم است تا این حشرات و کرم‌های مزاحم از بدنه آن فرو ریزند و مراقبت‌ها و بازرسی‌های ویژه و بموقع راه ورود آفت‌ها و حشرات را که اجتناب‌ناپذیر است سد نمایند.
آری نقدهایی می‌باید واقع‌بینانه و غیراحساسی. به قول شاعر:
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو.
کشور کنونی ایران به همت مردان و زنان سلحشور و قهرمان که اراده و اندیشه‌شان ریشه در باورها و اعتقادات دینی، فرهنگی و ملی‌شان دارد از پس توطئه‌ها و ترفندهای نو به نو دشمنان از جمله آمریکا و اسرائیل برآمده است و من‌بعد نیز برخواهد آمد. این سخنان شعار و گزافه‌گویی نیست. ۴۰ سال مقاومت شاهد و گواه است که چنین است.
آنچه همه ما را رنج می‌دهد صرفاً دشمنان تا بن دندان مسلح نیست زیرا دشمنی‌هایشان هویدا و آشکار است. رنج ما از فرصت‌طلبانی است که خواسته و ناخواسته آب به آسیاب دشمنان می‌ریزند و بهانه به دست آنها می‌دهند تا برای نقدهای مغرضانه کم نیاورند.
انحراف از معیارهای علمی و منطقی در تحلیل‌ها و تفسیرها و یک طرفه به قاضی رفتن غذای مسمومی است که امروز خوراک مخاطبان فضاهای مجازی است که مدیریت آن در اختیار آگاهان و ناآگاهان است. آنها بیشتر شرایط را برای کرم‌های چسبیده به بدنه درخت انقلاب فراهم می‌کنند تا آزاردهنده شوند غافل از آنکه ریشه‌ها در اعماق‌اند و از آفت‌ها و آسیب‌ها به دور.
ریشه‌ها همان خواست و باورهای مردم‌اند همان‌ها که تاکنون این درخت تنومند راست‌قامت را به خوبی تغذیه کرده‌اند. مردم هم توان و صبری دارند که نباید مدیران و مسئولان از آن غافل شوند. نباید ریشه‌ها در معرض آفت‌های در اعماق قرار گیرند. یکی از آفت‌های در اعماق گرفتن انگیزه مقاومت در آنهاست. دیگر سست کردن باورها و امید آنها به انقلابشان و نهایتاً ترور شخصیت‌ها و دست‌اندرکارانی که با اخلاص و ایثار جلوی مهاجمان و زیاده‌خواهان ایستاده‌‌اند.
امید که چشم و گوش و قلب منتقدان به روی واقعیت‌ها گشوده شود تا نقدهای آمارگرایانه آنها به دور از واقعیت‌ها و شرایط خاص نباشد.
والسلام

Comments are closed.