یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
مذاکره با یک شرط!
دیروز چشم حیرتزده دنیا به جمال جمیل ترامپ روشن شد و بعد از چند سال چرت و پرتگویی بالاخره دو کلام حرف حساب که چه عرض کنم، به زعم آدمهای درست و حسابی، مشتی لاطائلات بلغور کرد که صد البته واضح و مبرهن بود آدم دست به قلمی برایش نوشته بود وگرنه خیلی بعید است یک معاملهگر پاچه پاره که نمیداند حقوق بشر برگ چه درختی است و انسانیت را چگونه باید هجی کرد، بخواهد راه پرپیچ و خم صلح و آشتی را به عقبافتادههای جهان سومی نشان بدهد. راستش را بخواهید ترامپ دیروز کمی دل مرا برد، نه اینکه عاشقش شده باشم، نه، بلکه نمیدانم چرا از این آقای ترامپ به صورت غیرمنتظرهای خوشم آمد. دیروز ترامپ با دست باز، بازی کرد و خودش را و نظام لیبرال دموکراسی را یکجا لو داد. بعید نیست که این خوشایندی من، ریشه در بلاهت او داشته باشد. بیهوده نیست که میگویند: “دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید”. جانم برایتان بگوید! آمریکا تاکنون رؤسای جمهور زیادی را از سر گذرانده که اغلب خود را پشت شعارهای هالو خرکن پنهان کردهاند، ولی نمیدانم چرا ترامپ این همه دسته گل به آب میدهد و خیلی صریح و بدون رودربایستی میگوید “در جهانی که دیگران به دنبال غلبه و پیروزی هستند، ملت ما باید در ثروت و روحیات و ارادهی خود قدرتمند باشد”؟ و در زمانهای که اندیشمندان و هنرمندان و برخی اقتصاددانان به دنبال جهانگرایی هستند ترامپ میگوید: “آینده متعلق به جهانگرایان نیست، بلکه متعلق به میهنپرستان است”؟ به زبان خودمانی دارد ادای هیتلر را درمیآورد. یعنی موضوعاتی نظیر محیط زیست و مشکل آب و تغییرات هوا و لایهی ازن و انفجار جمعیت و بهداشت جهانی که یونسکو روی آن میلیاردها دلار هزینه کرده و سالها وقت گذاشته را باید کشک و پشم به حساب آورد. یقین داشته باشید که اگر مردم دنیا به این آقای ترامپ بگویند ما حاضریم تاج پادشاهی کره خاکی را روی سرت بگذاریم تا عادلانه دنیا را اداره کنی قبول نمیکند چرا که در این صورت دیگر نه تنها از ناسیونالیسم افراطی خبری نیست بلکه باید روزی چند صد گرم از سهمیه گوشت هر آمریکایی کم کند تا آفریقاییها گرسنه نمانند. جالب اینجاست که اگر همهی رؤسای جمهور دنیا بخواهند به توصیهی آقای ترامپ عمل کنند و فقط به دنبال راحتی و آسایش مردم کشور خودشان باشند، دکان امثال ترامپ تخته میشود.
ترامپ به دروغ میگوید: “ما به دنبال شریک هستیم نه دشمن”!! در حالی که دشمن برای آمریکا نعمت است. مگر دشمنی با آلمانیها برای آمریکاییها بد بود که آنها را آقای دنیا کرد؟ آمریکاییها سالهاست زیر سایهی دشمنان خود بساط عیش و نوش پهن کردهاند و به ریش همهی آنها میخندند. آمریکا برای پیشرفت نیازمند دشمن است و کسی هم نیست که به این آقای ترامپ بگوید مردک چرا دروغ میگویی؟ شما که حتی کیفیت بالای کالاهای تولیدی خود را مدیون وجود بازار رقابتی و دشمنیهای تجاری هستید چرا میخواهید دشمنانتان را به شرکای خود تبدیل کنید؟ زمانی سرخپوستها را دشمن قلمداد کردید تا بهانهای برای کشتنشان داشته باشید و با صدای بلند میگفتید “بهترین سرخپوست، سرخپوست مرده است”. زمانی از کمونیسم دشمن ساختید و با تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب، تجارت اسلحه را رونق دادید و جنگهای منطقهای به راه انداختید! حالا هم که به سراغ غرب و شرق آسیا رفتهاید. من نمیدانم این آقای ترامپ از دشمنیها چه بدی دیده که میخواهد دشمنان خود را به شریک تبدیل کند. معلوم میشود دست دشمنان آمریکا نمک ندارد! حالا فرض کنیم همه دشمنان شما حاضر به شراکت شدند، آنوقت آیا ناگزیر نیستید چند صد کارخانه تولید تسلیحات خود را تعطیل کنید؟ ترامپ عزیز! چرا سر مردم دنیا شیره میمالی؟ داعش را که عمهی ما درست نکرده! خودتان در مناظرههای انتخاباتی اقرار کردید که داعش را ادارهکنندگان قبلی آمریکا یعنی دموکراتها سازماندهی کردهاند! بعداً همین داعش را به عنوان دشمن معرفی کردید و برای نابود کردنش وارد عراق و سوریه و افغانستان شدید! حالا چرا مثل غریبهها با داعش رفتار میکنید؟ آنها که از خودتان هستند و سلاحشان هم که آمریکایی است. شما چرا به دنبال صلح میان کشورهای اسلامی هستید؟ اگر کندن چاه جنگ برای کشورهای اسلامی آب ندارد، برای شما که نان دارد؟ چرا میخواهید نان خودتان را آجر کنید؟ حالا دیگر کارت به جایی رسیده که از شعار مرگ بر آمریکا میترسی و انتقاد میکنی؟ تو که مدعی هستی کشورت ظرف این چند سال از هر جهت در اوج قرار گرفته و اگر تو کشوری را تحریم کنی هیچ کشوری قادر به شکستن تحریمهای تو نیست و پر بیراه هم نمیگویی! پس این حرفها چه معنی دارد؟ آقای ترامپ! مشکلات ما را امثال تو ایجاد کردهاند! مگر شما نبودید که خار زیر دم صدام گذاشتید؟ مگر شما نبودید که هندوانه زیر بغل بنسلمان گذاشتید؟ مگر شما نبودید که برای دوشیدن عربها ایرانهراسی را کلید زدید؟ مگر شما نیازمند ایرانهراسی نیستید؛ پس چرا میخواهی قاعدهی بازی را به هم بزنی و دست دوستی بدهی؟ آن هم دقیقاً در زمانی که بازارت حسابی گرم شده و اروپاییها هم دور و برت طواف میکنند؟ قربون اون کراوات سرخ رنگت بروم! تو اگر صلحطلب هستی حداقل کراوات سفید بزن و یک شاخهی زیتون هم در جیب شلوارت بگذار! حالا دیگر کاسهی داغتر از آش و دایهی مهربانتر از مادر شدهای؟ ما قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را؟ یعنی واقعاً تو نمیتوانستی موشکهای یمنی را بر فرار منطقهی آرامکو بزنی؟ شیطون! نکنه دنبال دریافت هزینهی ساخت و ساز تأسیسات نفتی هستی که چشم امید بنسلمان برای اجرای اصلاحات اقتصادی به درآمد آن دوخته شده است؟ شما که یک سنگ آسمانی نیم تنی را بیرون از منظومه شمسی میبینید، چطور نتوانستید محل نشست و برخاست ده فروند پهپاد را شناسایی کنید؟ آیا عجیب نیست که پس از عملیات موشکباران دو پالایشگاه بلافاصله اعلام کردید که ذخایر نفتی آمریکا پاسخگوی بازار است؟ اینطور که معلوم است همه را سر کار گذاشتهاید! شما از یک سو مدعی هزینه کرد دو و نیم تریلیون دلار برای تجهیز ارتش آمریکا هستی و از سوی دیگر ادعا میکنی که به دنبال صلح میگردی! اگر به دنبال صلح هستی این دو و نیم تریلیون را خرج جادههای خراب و بیخانمانهای آمریکایی کن و کارتنخوابهای نیویورک را سر و سامان بده و چندصد هزار زندانی سیاهپوست را آزاد کن! اصلاً بیا با خود من مذاکره کن ببینم حرف حسابت چیست. من با تو مذاکره میکنم اما به یک شرط و آن شرط هم این است که به هر دو ما دروغسنج وصل کنند و در یک برنامه زندهی تلوزیونی روبهروی هم مینشینیم و قرار میگذاریم، اولین کسی که صدای بوق دروغسنجش بلند شد، دستهایش را به علامت تسلیم بالا ببرد. خداوکیلی بیا تا من عقدهگشایی کنم. اگر راست میگویی و نمیخواهی از عکس سوءاستفاده کنی بیا با من عکس بگیر، چرا هی پیغام پسغام به روحانی میدهی که هزار جور گرفتاری دارد؟ بیا روزنامهی عصر مردم سر چهارراه ملاصدرا بگو با طنزنویس روزنامه کار دارم. نه تنها با من بلکه از این به بعد با هر کسی که میخواهی مذاکره کنی، دروغسنج را فراموش نکن. عجب رویی داری که دنبال جایزه صلح نوبل هم هستی! مثل یک معلم رفتهای پشت تریبون سازمان ملل و برای افراد سادهلوحتر از خودت جزوه میگویی؟ به قول گنده لاتهای تهرون “برو کنار بذار باد بیاد”
- چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸
- سرمقاله

یادداشت طنز سردبی “اسماعیل عسلی” ۴ مهر ۱۳۹۸