• print
یادداشت “محمد عسلی” ۲۶ مرداد ۱۳۹۴

یادداشت
محمد عسلی
وقتی آزادگان آزاد شدند
زیباترین تعبیری که امام خمینی (رضوان‌الله) برای انقلاب اسلامی ایران به کار بردند، این جمله بود: «انقلاب پابرهنه‌ها» یعنی همان قشر مسلمان بیچاره‌ای که چندین قرن نسل اندر نسل بالاجبار در برابر ارباب خم می‌شدند. همان دست‌های سیمانی، پاهای برهنه، صورت‌های آفتاب زده، کمرهای خمیده، همان دانشجو و دانش‌آموزان و اساتید خون دل خورده…
آری همان پابرهنه‌ها که از ستم ستمگران و ظلم ظالمان جانشان به لب رسیده بود. همان بچه‌های دروازه غار، جوادیه و راه‌آهن تهران، همان بچه‌های گلکوب و دروازه قصابخانه شیراز، همان روستاییان و کشاورزانی که روستاها را رها کرده و به شهرها کوچ کرده بودند و به کارهای سخت یدی برای از ما بهتران تن و جان را در طبق اخلاص گذاشتند، بلی آنها بودند که در برابر گلوله‌ها و تانک‌ها سینه سپر کردند. آنها بودند که فوج فوج در جنگ تحمیلی داوطلبانه خط‌شکن شدند و آگاهانه شهادت را استقبال کردند. آنها بودند که تعیین‌ کننده و سرنوشت‌ساز شدند. هر چند قشر تحصیل‌کرده دانشگاهی و مبارزان و افشاگران نیروی محرکه‌ای برای قیامی شدند که به بزرگترین انقلاب دینی قرن معروف شد. هرچند در میان انقلابیون، انگیزه‌ها برای براندازی رژیم شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله متفاوت بود و گروهی با افکار مادی، گروهی با افکار التقاطی، گروهی با تأسی به فرهنگ سیاسی یا صنعتی غرب و گروهی هم با دیدگاه‌های آزادی‌طلبانه به شیوه انقلابیون انقلاب‌های کبیر فرانسه، انقلاب چین، انقلاب کوبا و یا انقلاب صنعتی انگلستان پا به میدان گذاشتند. اما آنچه مسلم است یکپارچگی ملت ایران با دیدگاه‌های مذهبی و تبعیت از نهضت عاشورا انگیزه قوی‌تری برای استقبال از شهادت داشتند و همین مردم بودند که انقلاب اسلامی ایران را استقبال کردند، تحمل کردند و با سختی‌های بسیارش و جنگ تحمیلی ۸ ساله‌اش و جنگ اقتصادی و تهدیدهای نظامی و سیاسی و فرهنگی‌اش از جانب دشمنان و مخالفانی چون آمریکا و کشورهای اقماری تابع سیاست خارجی آمریکا بر آنها تحمیل می‌شد به میدان مبارزه آمدند و ایستادگی کردند.
و اما بعد:
آزادگان که رزمندگان اصیل در بند حزب بعث بودند و بدترین و شدیدترین جنایات و شکنجه‌ها را تحمل کردند ولی با دشمن سر سازش و تسلیم پیدا نکردند از خانواده‌های سختکوش و زحمتکش و رنجدیده بودند چون از دانش‌آموز بسیجی گرفته تا دانشجو و کارگر و کاسب و اداری بسیجی و سپاهی و از سربازان و افسران شریف ارتش مردمی گرفته تا سرداران و فرماندهان، همه کسانی بودند که عشق به اسلام، عشق به انقلاب، عشق به رهبر، عشق به میهن، عشق به مردم و عشق به خدا در تار و پود وجودشان بود و عاشقانه پرواز را تجربه می‌کردند.
آزادگان نه فقط تحمل سختی‌های سنگر به سنگر در چهار فصل سخت جدایی‌ها و محرومیت‌ها را تحمل کردند، بلکه رنج‌های روحی و روانی و جسمی در بند و شماتت‌ها و تحقیرهای دشمن خونخوار بعثی را هم تحمل کردند تا در دو جبهه و در دو سنگر و میدان مدال قهرمانی بر سینه‌‌شان بدرخشد.
افسوس که زمانه فراموشکار است و نسل امروز فراموشکارتر؛ چرا که صداهای مهیب موشک‌های کور در شب‌های تاریک که چندین خانه و کاشانه مردم را در هم حلوا می‌کرد به گوششان نرسیده و رنج فرزند از دست داده و پدر مرده را در زیر این آوارها ندیده‌اند و گرما و سرمای جانسوز کانال‌های عمیق که در آنها تله‌های انفجاری و مین‌های پنهان بی‌حد و حدود می‌بود را برای عبور و خط‌شکنی تجربه نکرده‌اند، اما آزادگان از این تله‌ها و میادین‌های مین عبور کردند و بارها و بارها به هر قدم شهادت را با تمام وجود حس کردند، اما پای به عقب نگذاشتند و چنان توکل و اعتماد به نفسی داشتند که بعدها تاریخ‌نویسان بسیار بیش و بیشتر از شهامت سرداران هخامنشی در جنگ با استکبار خواهند نوشت.
افسوس که آزادگان و شهدای ما امروز هم بعد از گذشت ۲۶ سال که از پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله می‌گذرد مظلوم و ناشناخته‌اند و بسیاری از جوانان امروزی ما با نام آنها و شجاعت‌ها و ایثارگری‌هایشان ناآشنایند و نمی‌دانند امنیت و آسودگی امروزشان بعد از این همه فشارهای ناشی از جنگ نظامی و روانی و رسانه‌ای و تهدیدها و تحریم‌ها مدیون رزمندگان، جانبازان، آزادگان و شهدای باایمانی هستند که ترس در برابرشان زانو زد و دشمن در تمام لحظات از وجودشان در ترس و خوف بود. ای کاش زندگینامه و شرایط خانوادگی این قهرمانان بزرگ تاریخ سرنوشت‌ساز ایران اسلامی را مطالعه می‌کردیم و در مقام قضاوت همانند یک معلم درسی را که آموختند نمره می‌دادیم.
آیا می‌توان حتی نیم نمره از کارنامه با معدل ۲۰ یک رزمنده داوطلب، یک شهید داوطلب، یک آزاده داوطلب و یا یک جانباز داوطلب را به هر دلیل کم کرد؟
وضع  کنونی همسایگان را ورانداز کنیم، جهان امروز پرخشونت، حریص، متجاوز و بی‌رحم را در ذهنمان مرور کنیم، عملکرد داعش و طالبان مدعی اسلامیت را در جنگ با رزمندگانمان و عملکرد آنها در جنگ و مقایسه با اسرا مقایسه کنیم، کدامیک از روش‌ها و منش‌ها، شیوه پیغمبری و سنت پیامبر است؟
اخلاص، عبودیت، ترس از خدا، تقوی و پرهیزگاری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را در کدام یک از مدعیان اسلامیت می‌بینیم.
به خود آییم. از تربیت نسل برتر اسلامی خودمان غافل نشویم و جای شهدا و رزمندگان و آزادگان و جانبازان را خالی نگذاریم.
چون هنوزا هنوز آمریکا و ایادی‌اش و حتی داعش بیرحم و متجاوزانش از نام شهدا و رزمندگان ما هراس به دل دارند.
دشمن از بمب‌های هسته‌ای نمی‌هراسد؛ دشمن امروز از باور ما می‌ترسد، از ایمان ما، از مسئولیت‌پذیری و اتحاد مردم ما هراس دارد.
اگر این هراس نباشد، تجاوز آسان می‌شود. ایمانمان را حفظ کنیم تا در امان بمانیم. قدرشناس ذخایر جنگ تحمیلی باشیم تا پشتوانه عظیم دفاع را حفظ کنیم. در برابر دشمنان متحد و یکدل باشیم تا مرزهای ما در امان باشند. با معضلات و ناراستی‌های اجتماعی مقابله کنیم تا رشته‌های باورمان به خدا گسسته نشوند. امید که چنین شویم.
والسلام

Comments are closed.