سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
خبرها با ما چه میکنند ؟
ما در جهانی سرشار از اثرگذاری و اثرپذیری زندگی میکنیم. تاکنون بارها در بارهی غذا، مسکن و محیط، طبیعت، ابزارها، دوستان، نظام تربیتی و آموزشی، سیستم حکومتی، دین و مذهب و آثار آنها بر شخصیت انسان و فرهنگسازی در جوامع سخن رفته است اما کمتر پیش آمده که توقف و تأملی روی اثر خبر بر شکلگیری شخصیت داشته باشیم. این مقوله را میتوان در پرسشی کوتاه گنجانید. رسانهها با ما چه میکنند؟ در مقام پاسخگویی به این پرسش ابتدا باید تکلیف خود را با رسانه مشخص کنیم. آیا رسانه صرفاً یعنی رادیو، تلویزیون، ماهواره، روزنامه و مجله و کتاب؟ دقیقاً نه؛ اگر چه نقش این ابزارها در شکلگیری شخصیت ما قابل انکار نیست! بیگمان همسایه، همنشین، همکلاسی، همکار، همشهری و تمامی کسانی که همزیستی ناگزیری با آنها داریم نیز میتوانند در نقش رسانه ظاهر شوند! حال اگر ما در جامعهای زندگی میکنیم که در آن دروغ، تهمت، خرافه، باورهای بیاساس، بزرگنمایی، تساهل و بیخیالی و سایر آسیبهای اخلاقی و رفتاری رواج دارد، اخباری که از دل چنین جامعهای شکل میگیرد و بر زبان افراد همزیست با ما جاری میشود منجر به ارائهی تعریف خاصی از زندگی در ذهن ما میشود. همین شنیدههاست که ما را ترسو، عجول، سادهنگر، خوشبین یا بدبین، خوشپوش، شلخته، خجالتی، پررو، بیخیال، خرافاتی، همواره در انتظار معجزه، معتقد به شانس و اتفاق در زندگی و یا محکم و استوار و با اراده بار میآورد. کافی است به عادی بودن یک ناهنجاری در محلهای خاص توجه کنیم تا دریابیم وقتی در حصار اخباری ویژه قرار میگیریم چقدر راحت حقوق دیگران را پایمال میکنیم. خشونت در جامعهای نهادینه نمیشود مگر اینکه ساکنان آن دائما در تیررس اخبار جنگ و منازعه و برخورد فیزیکی قرار داشته باشند یا همواره خود را در معرض اصابت گلوله و توپ و تانک و بمب ببینند. بیگمان اروپای پس از جنگ جهانی دوم با اروپای پیش از آن متفاوت است. برای نمونه مردم عراق ۴۰ سال است که صبح خود را با پیگیری اخبار جنگ دنبال میکنند. مردمی عصبی، فاقد همگراییهای اجتماعی و وفاق ملی؛ زیرا همواره کسانی پیدا شدهاند که به آنها خیانت کردهاند و هرگز به خاطر خودشان نجنگیدهاند، هم اکنون نیز با پدیدهی فساد اقتصادی مواجهاند که مانع اصلی گسترش عدالت اجتماعی است لذا طبیعی است کسانی که از عراق میآیند از کثیفی و عدم وجود بهداشت سخن بگویند اما عراقیها خصوصاً ساکنان مناطق جنوبی آن خودشان چنین حسی ندارند چون سالها به این وضعیت خو گرفتهاند. شاید اگر آنها به برخی از شهرهای ایران بیایند و امکان مقایسه پیدا کنند به چنین درکی برسند کما اینکه وقتی یک ایرانی به اروپا میرود با نگاه متفاوتی باز میگردد زیرا با منها کردن شرایط آنجا با ایران موفق به ارزیابی فاصلهی موجود میشود. طبیعی است که عراقیها مردمی بدبین، تحریکپذیر، ماجراجو و مهیا برای آشوب و سرکشی باشند. مردمی که هم زمامدارانشان و هم به اصطلاح نیروهای خارجی و همسایگانشان به آنها نگاه ابزاری داشتهاند، با اینکه روزانه سه میلیون بشکه نفت صادر میکنند اما کماکان با گونهای زندگی حداقلی کنار آمدهاند و به موهومات دلخوشاند!
شاید برای ساکنان سوئیس، نگهداری سلاح گرم در خانه گونهای ناهنجاری به حساب آید اما در جامعهی آمریکایی که از ابتدای شکلگیری تاکنون برای رشد و توسعه نیازمند دشمن و جنگ و رقابت بوده، وجود سلاح گرم آمادهی شلیک در هر خانه امری پیش پا افتاده تلقی میشود. کافی است شما برای مدت چند سال گونهای زندگی در تنهایی و سکوت را تجربه کنید تا آثار بیخبری از آنچه پیرامونتان میگذرد را بر زندگی و نگاه و احساس درونی خود شاهد باشید. اینجاست که آشکار میشود چرا فضای مجازی برخی از جوامع را دچار گونهای فروپاشی فرهنگی کرده است مثل اینکه در آنجا کودتا شده باشد! کاملاً آشکار است زیرا برخی از جوامع که تا پیش از رواج فضای مجازی، تنها امکان شنیدن اخباری خاص را داشتهاند، ناگهان در معرض هزاران خبر قرار گرفتهاند که با ظرفیت اجتماعی و شخصیتی آنها تناسبی ندارد. نتیجهی چنین تحولی این است که خیلی از رفتارهای تابو و ممنوعه در گذشته، اکنون حقی مسلم تلقی شود.
البته نباید از نظر دور داشت که تأثیر هر خبر به باورپذیر بودنش بستگی دارد. کم نیستند خبرهایی که شنیدن هر روزهی آن کوچکترین تأثیری بر تصمیم و موضعگیری مردم ندارد زیرا تصور میکنند که همه از پایه و اساس دروغ هستند.
امروزه روز ما در جهانی زندگی میکنیم که یکی از وظایف تعریف شدهی خبرگزاریها، گونهای خبرسازی برای خنثی کردن سایر خبرهاست. زمانی بیبیسی یکهتاز در پخش خبر و اثرگذاری و تحریک مردم و ایجاد باورهای بیاساس در آنها بود و هر گاه قرار بود در کشوری کودتا یا تغییری رخ دهد درآمد این آژانش خبری بالا میرفت اما همین خبرگزاری اکنون بخشی از نیروی خود را صرف خنثیسازی آثار برجای مانده از اخبار منتشر شده توسط رقبای خود میکند. به همین دلیل نمیتوان کم و کیف دیدبانی خبر در خبرگزاریها را با ۳۰ سال پیش مقایسه کرد. گاهی آمادگی مردم یک جامعه برای باور کردن هر خبری به اندازهای است که ظرف مدت کوتاهی میتوان با انتشار خبری راست یا دروغ آنها را از حالت تعادل خارج کرد. کاری که اخیراً با عراقیها کردند!
برخی از ایرانیها پس از مهاجرت و قرار گرفتن در معرض برخی اخبار، تدریجاً احساسی متفاوت نسبت به زندگی پیدا میکنند. برای مردم هرهری مذهب که هرگز به دنبال سند و مدرک و دلیل عقلی برای توجیه رویدادها نیستند، گاهی برخی از اخبار بیاساس هم برانگیزاننده یا منفعلکننده است. اگر همین فردا چند نفر با کلنگ شروع به کندن وسط چهارراه ملاصدرا کنند و شایع شود که در اینجا گنجی نهفته است. طولی نمیکشد که مردم خاک و آسفالت این منطقه را به طول و عرض صدها متر به توبره میکشند. چرا؟ زیرا در چنین جامعهای خیلیها الکی از هیچ به همه چیز رسیدهاند و مردم نیز شاهد بالا کشیده شدن آنها بودهاند به همین دلیل خیلی راحت باور میکنند که وسط یک چهارراه آسفالت شده، گنجی نهفته باشد.
برخی اخبار مردم را متوهم و خیالاتی بار میآورند. مردمی که میخواهند مثل بعضیها از هیچ به همه چیز برسند. از چنین مردمی نباید انتظار داشت که به دام کلاهبرداران نیفتند. به تعبیری دیگر میتوان گفت ما محصول خبرهایی هستیم که میشنویم. به راستی خبرها با ما چه میکنند؟
- شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۱ مهر ۱۳۹۸