• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۶ آبان ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
اسوه حسنه اسلام
محمد (ص) فریاد ستمدیدگان تمامی اعصار بود و راهگشای آزادی انسان‌ها در عصری که بت‌ها فرمانروایی می‌کردند و زن‌ها و بردگان وسیله‌ای برای استثمار و ابزاری برای خوشگذرانی بودند.
محمد (ص) از آنچنان ایمانی برخوردار بود که محققان و پژوهشگران غیرمسلمان هم اعتماد به نفس او را مثال زدنی و کسی جز او را قهرمان و فرزند خصال خویشتن نمی‌شناسند.
پیامبر اسلام حتی سنگباران کودکان کفار را با لبخند تحمل کرد و تهمت دیوانگی را به جان خرید تا با مهر و عطوفت دل‌های سخت مخالفانش را نرم کند و دست نوازش بر سر آنان کشد چرا که او به فرموده خداوند «انک لعلی خلق عظیم» بود پیامبر پاکی‌ها و عاطفه‌ها در زمانی به دختران و زنان اعتبار داد که زنده به گور کردن دختران افتخار و نگهداری آنان ننگ به حساب می‌آمد.
او که اولین ندای وحدانیت را در غار حرا به گوش جان شنید و حتی یک نفر در آن لحظات ملکوتی یار و یاور نداشت از چنان قدرت معنوی برخوردار بود که یک تنه فریاد برآورد لااله‌الا‌الله
قدرت اندیشه، توان و تحمل سختی‌ها، خرد و هوش سرشار وی او را به متفکری تبدیل کرد که توانست جوانانی تربیت کند که پایه‌گذاران شجاعت و صبوری و محبت و رشادت شوند و ستون‌های وحدت را چنان محکم برپا دارند که پس از ۱۴۰۰ سال هنوز فریاد الله اکبر در دل مؤمنان اعتماد به نفس و در دل کافران رعب و وحشت ایجاد کند.
آری محمد(ص) این چنین پیامبری بود که حیات او مظهر کمال همیشگی اشرفیت انسان گردید. اینک امروز جهان از آن همه نعمتی که از اسلام به جای مانده و از قرآنی که اقیانوس فهم و درک و دانایی است چه بهره‌ها برده و از ناباوران و دشمنانی که از آغاز بعثت تاکنون در جور و جهل بوده تا آنجا که باور به خدا و روز قیامت را منکرند افسوس که از قرآن و عترت و سنت چه سوءاستفاده‌هایی شده و چه جفاهایی و چه راه‌های انحرافی که وحدت مسلمانان را خدشه‌دار نموده و آنها را به جان هم انداخته و چه فرصت‌های مغتنمی که از دست رفته است.
افسوس که تروریست‌ها و آدمکشان و آدمخواران خود را مسلمان واقعی می‌دانند و بقیه را کافر و مخالفانشان را همانند گوسفند سر می‌برند و پرچم‌های سیاه را با کلمه لااله‌الاالله، محمد رسول‌الله به نمایش می‌گذارند تا آنچه صلح و دوستی و مهر و محبت می‌بود را به خشونت و دشمنی و قساوت و بی‌رحمی تبدیل کنند و به نام اسلام نمایشی از وحشت و کینه‌توزی و به نام پیامبر اسلام نفرت‌افکنی برپا دارند.
افسوس که دشمنان غدّار و منفعت‌طلبان بی‌مقدار که بر جایگاه زر و زور و تزویر تکیه زده‌اند و سوداگران اسلحه‌های آنچنانی در شراکتی سودآور با نیرنگ و تهدید نظامی متحدان خود را به کشتار وحشتناک برادران و خواهران دینی تشویق و ترغیب می‌کنند و از قتل و غارت مردم مسلمان جوی‌های خون راه می‌اندازند و هر طرف خود را از دیگری مسلمان‌تر معرفی می‌کند و به نام اسلام صدها بل هزاران اسلام دروغین را در تاریخ ثبت می‌کنند و هنوز بسیاری از مدعیان اسلام‌خواهی نه قرآن را فهم کرده و نه آن را خوانده و نه در اعمال و رفتارشان حتی یک روش و سنت از پیامبر و ائمه معصومین(ص) دیده می‌شود.
و تعجب‌آور است که در این عصر و زمانه مادی‌گرایان مدعی اصالت انسان، فوج فوج انسان‌های ستمدیده به اسلام روی می‌آورند و از خدا و قیامت خبر می‌دهند و بر مناره‌های مساجدشان فریاد الله اکبر سر می‌دهند که این هم نشانه‌ای از نفوذ معنوی و قدرت روح‌نوازی اسلام است.
آری پیامبری که توانست در مکتب خود انسان والایی چون امام علی(ع) را بپروراند که فرزندانش تا ۱۱ نسل مقتدا و مراد حق‌طلبان باشند خود معجزه‌ای دیگر است که اگر امروز ندایی از گوشه گوشه جهان بر علیه ظلم و بیداد سر داده می‌شود و پرچمی بر فراز بلند قله عدالتخواهی به اهتزاز در می‌‌آید با نام امام علی(ع)، امام رضا(ع) و دیگر ائمه معصومین(ع) مزین است تا آنجا که مدعیان دروغین اسلام‌طلبی در برابر آنها چونان کف روی آب محو می‌شوند و غرورشان حباب‌وار می‌ترکد.
ای کاش آنچه را پیامبر اسلام(ص) با زحمت و شکنجه‌های بسیار در ذهن و زبان و قلوب مسلمانان آن زمان نهادینه کرد از پس قرن‌ها به فراموشی نمی‌رفت و از اسلام جز نام و نشانی نمی‌ماند تا جهان شاهد پاکی و صداقت و راستی و درستی باشد و کسی را جرأت انحراف و قدرت انکار نباشد.
ای کاش ما مسلمانان به خود آییم. برچسب‌های ناچسب به اسلام را از پیکره درخت تناور آن بزداییم و اجازه دهیم تا نور معرفت تمامی زوایای پنهانی اسلام را نمایان سازد و به کافران بگوید:
«ای کافران نمی‌پرستم آنچه را می‌پرستید و نمی‌پرستید آنچه را من می‌پرستم. من به دین خودم و شما هم به دین خودتان. خداوند ولی دین من است.»
و بگوید: «ای کافران هیچ اکراهی در پذیرش دین نیست زیرا روشنی از تاریکی و رشد و کمال از نقص و عیب مشخص شده است…»
و در پایان ذکر این نکته لازم است که هیچ پیامبری جز پیامبر اسلام(ص) آن همه آزادی که برای انسان‌ها ضرورت داشت را فریاد نکرد.
آزادی ابراز عقیده، آزادی بیان، آزادی پذیرش دین، آزادی زنان که ذکر تمامی آیات و نشانه‌های قرآنی آن در این کوتاه نوشتار نمی‌گنجد.
امید که ما مسلمانان پیامبرمان را از طریق قرآن و فهم آن بشناسیم و سنت پیامبر و ائمه(ع) و در رفتار و کردارمان تجدیدنظر نماییم تا رستگار شویم.
منابع: قرآن کریم، عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن اثر جان دیون پورت، محمد پیامبری که از نو باید شناخت و نهج‌البلاغه امام علی(ع)
والسلام

Comments are closed.