سرمقاله
محمد عسلی
علم بهتر است یا ثروت؟
بچهها! گوش کنید. موضوع انشاء شما برای هفته آینده «علم بهتر است یا ثروت» ۶۰ سال قبل بود که همه دانشآموزان کلاس چهارم دبستان بوعلی در انشای خود نوشتند علم از ثروت بهتر است. همه در اثبات علم و اینکه ما را به کجا میرساند، مطلب نوشتند با آن استدلالهای بچهگانه اما هیچ یک از آنها ننوشتند که ثروت هم خوب است و هیچکس ننوشت چرا ثروت خوب نیست.
اینک از آن زمان ۶۰ سال گذشته و من اولین روزهای بعد از هفتاد سالگی را تجربه میکنم و میبینم که چگونه ثروت، علم و دانش را در خود هضم میکند و تحصیلکردگان دانشگاهی و دبیرستانی دانش خود را در خدمت ثروت و ثروتمندان به کار میگیرند و چه اسارتگاههایی دانشمندان را و هم نویسندگان را به اسارت گرفتهاند و میبینم که بهترین معلم و دکتر و امثالهم با سرعت و دقت در کسب پول، سرمایه عمر گذاشته و بدون پول کاری انجام نمیدهند هر چند بارها خوانده و شنیدهام که: «دانشی که تو را از تو بستاند جهل از آن بهتر است» و خواندهام که: «علم سلاح جنگ با شیطان است. چون صاحب سلاح را به اسارت برند شرمساری پیش برد…»
اینک از پس گذشت آن همه سالها رابطهای جداییناپذیر بین علم و ثروت نمیبینم چنانکه هیچ عالم و دانشمندی بدون درآمد و ثروت نمیتواند نیازهای خود را تأمین کند اما تا چه میزان ثروت در برابر دانش و علم و تجربه و هنر جایگاه دارد مسأله این است.
سعدی بر این باور است که:
«علم آدمیت است و فضل و جوانمردی و ادب
ورنه ددی به صورت انسان مصوری…»
امام علی(ع) میفرماید: «العلم علمان، علم مسموع و علم مطبوع» دانش دو گونه است. علم شنیدنی یا به تعبیر دیگر علم تحصیل کردنی و علم به دل نشسته و مطبوع [دلنشین].
علم حضوری علمی عارفانه است و خواص از آن برخوردارند و از آن پول و ثروتی درنمیآید جان اگر مزیتی بر دانش باشد در برابر ثروت آن است که همیشه ثروت دانش تولید نمیکند. اما دانش ثروتآفرین است.
اینک زمانهای است که ثروت، بسیار افراد کوچک و حقیر را بزرگ و محبوب جلوه میدهد و چه بسا هنرمندان و اندیشمندان که به علت ناتوانی و فقر کوچک مینمایند و در برابر ثروتمندان کرنش میکنند و به خدمت آنان درمیآیند.
پس اگر دانشی به کار نیاید ثروت از آن بهتر است و اگر ثروت حاصل دانش باشد، دانش ترجیحاً باارزشتر است مثل هنر که به قول سعدی: «چشمه زاینده است و دولت پاینده»
مشکل عمدهای که تحصیلکردگان دانشگاهی و دبیرستانی ما با آن مواجهند دانش ناکارآمد یا دانش حافظهای است که به مرور به فراموشی میرود.
اگر ناصرخسرو روزگاری بر این باور بود که:
«درخت تو گر بار دانش برآرد
به زیر آوری چرخ نیلوفری را…»
به درستی سخن گفت زیرا اینک شاهد تحقق این باور هستیم. اما تحصیل همین دانش هم بدون امکانات مدرسهای و دانشگاهی میسر نیست پس ثروت و دانش دو بال پروازند که اگر به موازات هم عمل کنند حاصل آن فنآوریهای جدیدی است که هر چند زندگی را برای انسانها راحتتر و متنوعتر کرده است به همان نسبت هم دلمشغولیهای زیادی ایجاد نموده که گریز از آن امکانپذیر نیست.
حال اگر بخواهیم پاسخی منطقی و عقلایی برای آن موضوع انشاء داشته باشیم نه علم را بهتر از ثروت و نه ثروت را بهتر از علم میدانیم زیرا اینک هر دو در گرو هماند. امروز هیچکس بدون پول و امکانات قادر به تحصیل علم نیست و حداقلی لازم است تا به حداکثر آن برسیم و پولداری و ثروتمندی هم بدون دانش کاربرد ندارد.
ای کاش در مدارس و دانشگاهها به تعریف و تمجید از علم و تکذیب و رد ثروت نمیپرداختیم و هرکس را به استعدادی تشویق میکردیم که تشخیص داده شود در طلب علم است یا استعداد بازاریابی و کسب درآمد دارد.
شگفتانگیز است که یک کودک دبستانی را تشویق کنیم که بگوید میخواهد دکتر، مهندس یا معلم شود قبل از آنکه توانمندی و استعداد خود را بیازماید.
ای کاش دیگر این موضوع انشاء از دانشآموزان تقاضا نشود که: علم بهتر است یا دانش و یا اینکه از آنها بخواهیم بگویند میخواهند چه کاره شوند.
متأسفانه امروز کسی را این باور نیست که علم سلاح جنگ با شیطان است بلکه به قول سنایی: چو دزدی با چراغ آید گزیدهتر برد کالا!
بمبهای مخرب اتمی و هیدروژنی و سلاحهای مرگبار همه حاصل دانش است و فریبکاریهای محیرالعقول هم با عقل و دانش رقم میخورند برای کسب ثروت و درآمد بیشتر.
گاه سرمایه در خدمت دانش است و گاه دانش در خدمت سرمایه.
چشمها را باید شست
طور دیگر باید دید…
والسلام
- جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “محمد عسلی” ۱۱ آبان ۱۳۹۸