• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ آبان ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
سر چشمه باید گرفتن به بیل …
بازتاب اختلاس‌های کلان و در پی هم آمدن سوءاستفاده‌های مدیریتی و نفوذ فرصت‌طلبان در دستگاه‌ها و سیستم‌های اداری و تشکیلاتی این ظن را در افکار و اذهان عمومی تقویت می‌کند که: بلبشویی آسیب‌زا حاکم است.
قوانین مصوب که هم هشداردهنده‌اند و هم بازدارنده زمانی در فرهنگ و تعاملات اجتماعی نهادینه می‌شوند که ابتدا تصویب‌کنندگان و مجریان در عمل و نظارت بر اجرای صحیح آنها خود را موظف و مقید و باورمند بدانند و سپس با بازرسی‌ها و نظارت‌های مستمر از همگان بخواهند نسبت به حسن اجرای آن متعصب و سختگیر باشند.
این خواسته‌ها زمانی در عمل خود را نشان خواهد داد که شرایطی برای نظارت عمومی و مطالبه‌گری رسانه‌ای فراهم باشد.
رسانه‌های ملی که معمولاً بازتاب‌دهنده‌ی وقایع هستند و کمتر برای پیشگیری از وقایع تلخ و زیانبار خود را به آب و آتش می‌زنند، نمی‌توانند به خوبی در موضع نقد و تحلیل باشند زیرا خود را ملزم به رعایت چارچوب‌هایی خاص می‌دانند. پس رسانه‌های بخش خصوصی و بی‌طرفی باید تا چشم و چراغ حاکمیت و مردم باشند و گوشی شنوا برای حرف‌های مردم. رسانه‌های بخش خصوصی اعم از مطبوعات و رسانه‌های برخط به لحاظ مالی و تدارکاتی در شرایطی هستند که فرصت سرمایه‌گذاری برای پژوهش و تحقیق ندارند و همین که بتوانند با تلاش در جذب آگهی و فروش در حد صفر- صفر خود و ابواب جمعی‌شان را حفظ کنند و از تعطیل شدن آن پیشگیری نمایند شاهکار کرده‌اند.
یکی از موانعی که رسانه‌های خبری و تحلیلی را در به صدا در آوردن زنگ هشدار ناتوان کرده است نخست نیازهای مالی است و دوم موانع قانونی و سه دیگر آنکه بیشتر کسانی که دارای مجوز انتشار روزنامه هستند انگیزه‌های شفاف‌سازی و نقد دلسوزانه ندارند و اکثراً اهل قلم و هنر نویسندگی نیستند و به روزنامه‌نگاری نگاهی صنفی و تجاری دارند و به قصد امرار معاش و یا پرش از نردبانی که چندان هم ایمن نیست، فعالیت می‌کنند.
اگر چنین نبود روزنامه‌ها در اسارت مدیران و عملکرد آنها نبودند.
علل بسیاری از مشکلات و معضلات اجتماعی و اقتصادی که یکی از آنها اختلاس است و سرقت‌های کلان مدیریتی در واقع بسته بودن چشم روزنامه‌نگاران و عدم دروازه‌بانی آنان است در پیشگیری از جرائمی چون فساد اقتصادی به گونه‌ای که با فرهنگ‌سازی و آگاهی دادن به جامعه بتوانند همگان را ناظر بر اعمال یکدیگر تشویق و ترغیب نمایند نه آنکه هر کس با فساد اقتصادی مواجه شد احساس ترس یا غبن کند.
در ادبیات گذشته و کهن ما پیوسته شاعران و نویسندگان حاکمیت‌ها و مردم را به این اصل مهم توجه داده‌اند که به قول سعدی:
«سر چشمه باید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گذشتن به پیل…»
اگر هر مدیر و مسئول و کارفرمایی به دیدن جزیی‌ترین فسادها و سوءاستفاده‌های مالی با مجرمان برخورد قاطع کند، تخم‌مرغ دزد، شتردزد نمی‌شود.
دست‌اندرکارانی که اگر تمامی حقوق ۳۰ ساله‌شان را روی هم گذاشته باشند قادر به خرید بیش از یک مکان مسکونی متوسط نبوده‌اند چگونه است که صاحب میلیاردها تومان مال و اموال و املاکند؟
اگر یک کارمند دولتی با لوازم‌التحریر، اتومبیل و تلفن اداره بتواند کارهای شخصی انجام دهد به خود اجازه می‌دهد با تخلف از قانون ارباب رجوع را به رشوه دادن وادار کند و جمع این رشوه‌ها و واسطه‌گری‌ها و توصیه‌طلبی‌هاست که به فساد اقتصادی و اداری دامن می‌زند و کسانی تصور می‌کنند بدون واسطه و رشوه نمی‌توانند کارشان را پیش ببرند.
احسان نراقی یکی از شخصیت‌های علمی و آکادمیک نظام شاهنشاهی بود که در سمت مشاور و مسئول دفتر فرح پهلوی چند سالی در دربار رفت و آمد داشت.
با شروع انقلاب اسلامی ایران و نفوذ دامنه آن به خیابان‌ها شرایطی پیش آمد که محمدرضاشاه در حالت چه کنم قرار گرفت.
احسان نراقی در کتاب “از کاخ شاه تا زندان اوین” به این موضوع هم پرداخته است وی نوشته است فرح مرا تشویق کرد تا جلساتی به تنهایی با شاه داشته باشم و به سؤالات او پاسخ دهم و از بعضی مسایل و معضلات اجتماعی او را آگاه سازم. وقتی فساد دربار و به ویژه فساد اشرف پهلوی در اقتصاد کشور و رشوه‌های کلانی که از برندگان مناقصه ساختمان‌های اکباتان دریافت کرده بود را به شاه گفتم روی درهم کشید و به گونه‌ای با من برخورد کرد که گویی اطلاع ندارد… به واقع یکی از نارضایتی‌های مردم از نظام شاهنشاهی فساد دربار بود که متأسفانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز پرده از بسیاری مفاسد اقتصادی و اخلاقی آن روزگار برداشته نشده است.
عملکرد اخیر ریاست محترم قوه قضاییه در مبارزه با فساد گرچه کار بجا و واجبی است اما به تنهایی برای کشف و تعقیب و مجازات مفسدین کافی نیست. بلکه باید بیرحمانه تمامی دست‌اندرکاران نظام، به دور از اغماض و مصلحت‌طلبی دست بالا بزنند.
در چنین شرایطی است که می‌توان جامعه را از ناپاکی و ادارات و سازمان‌ها و نهادها را از دست ناپاکی به دور داشت. امید که چنین شود اگر همگان احساس مسئولیت کنند و از خدا و خلق بهراسند.
والسلام

Comments are closed.