یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
گر امر شود که مست گیرند
بلاتکلیفی برخی مطالبات، سر در آبشخور ادارهی فلهای امور دارد. چیزهایی مثل عدالت، حقوق شهروندی، شفافیت، صداقت، نظرسنجی و همهپرسی. این حرفها مال از ما بهتران است در حالی که برخی معتقدند ما را چه به این قرتی بازیها که بخواهیم با مردم گفت و گو کنیم! این سوسول بازیها و ناز و غمزه خریدنها مخصوص جوامع توسعهیافته است. مردم ما هنوز ظرفیت آن را پیدا نکردهاند که برخی اختیارات را به آنها تفویض کنیم یا حق اعتراض مسالمتآمیز برای آنها قائل شویم. مگر ندیدید که آزادیهای رنگارنگ دوران کوتاه خوشخیالی همه را به روز سیاه نشاند. آزادی عقیده دیگر چه صیغهای است؟ اگر چنین چیزی باب شود دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. مگر میشود که دولت کار اقتصادی را رها کند و تنها به دنبال برنامهریزی، حمایت، سیاستگذاری و نظارت بر بازار باشد و از راه دریافت مالیات کشور را اداره کند؟ مگر میشود بدون درآمد نفت کشور را اداره کرد؟ کسانی میتوانند کشور را بدون نفت اداره کنند که نیروهای تحت امرشان سواد درست و حسابی داشته باشند. فلان وزیر میگوید با این نیروهایی که با هزار رمل و اسطرلاب به وزارتخانه من قالب کردهاند من نمیتوانم مجری قانون باشم. در کجای دنیا این همه حقوقبگیر به دولت آویزان شدهاند که هر کدام را به بهانهای استخدام کردهاند؟ چرا با این حرفهای صد من یک غاز روز به روز بر حجم مطالبات عمومی میافزایید و کار را به جایی میکشید که اگر در بیمارستانی با مریض بدرفتاری شد یا داروی اشتباهی به مریض خورانیدند و به جای لوزه، وباسیرش را عمل کردند پایش را به سمت قبله کشانیدند آنگاه خویشاوندان بیمار حق داشته باشند خسارت بگیرند؟ هی میگویند چرا قانون پولشویی را اجرا نمیکنید. آنها نمیدانند که چه کسانی از این راه درآمد دارند. اگر قانون مبارزه با پولشویی اجرا شود بلانسبت مثل این است که ما در یک اتاق شیشهای دوش آب سرد بگیریم و تمامی کارهایمان شفاف باشد که به مثابهی مخالفت تمام قد با ستر عورت است! همین جرم سیاسی را در نظر بگیرید که اگر بخواهیم حدود و ثغور و مصادیق آن را دقیقاً مشخص کنیم دیگر نمیشود از افراد معلومالحال گزک گرفت! همان بهتر که تفسیر و تبیین و تحلیل رفتارها و تعیین مغایرت آن با قانون در اختیار خودمان باشد. یک عده آدم بیاطلاع همین که جنجالی به راه میافتد پیشنوک میشوند که بیایید مکانی را برای اعتراض آرام در نظر بگیرید. فرض کنید که ما این کار را هم کردیم و مثلاً در هر شهر پارکی را معرفی کردیم. آن وقت تصور میکنید مردم دست از سر ما برمیدارند؟ اصلاً و ابداً. مگر میشود هر روز شاهد تجمع آرام مردم بود. اگر قرار بر تجمع آرام به خاطر افزایش نرخ بنزین بود ۹۰ درصد مردم به صورت آرام در جایی جمع میشدند و متمدنانه با حمل پلاکارد ابراز مخالفت میکردند و در نتیجه تعداد مخالفان این اقدام مشخص میشد؟ آن وقت ما چه خاکی باید بر سر میکردیم؟
هی میگویند بیایید برای کسب اطلاع از آرای عمومی نظرسنجی کنید! نظرسنجی دیگر برگ چه درختی است؟ ما خودمان میدانیم که مردم چه کسانی هستند و دقیقاً نظرشان در بارهی مسایل مختلف چگونه است. حالا آمدیم و نظرسنجی کردیم و مردم چیزی را خواستند که مطابق میل ما نبود. در چنین شرایطی که نمیتوان با مردم کشتی گرفت و با شیر و خط کردن به یک تصمیم درست و حسابی رسید! الف را که بگوییم باید تا آخرین حروف الفبا که ی باشد برویم. هی تخم لق توی دهن مردم نشکنید. آنچه در مشتمان است، برای هفتاد پشتمان است. اگر از همان روز اول زنان را خانهنشین کرده بودیم و اجازه شرکت در انتخابات و حق تحصیل به آنها نمیدادیم حالا کارشان به اینجا نمیکشید که بگویند باید به ازای کار برابر با مردان، حقوق برابر بگیریم یا دیهی ما هم اندازهی دیهی مردان باشد و در میادین ورزشی برای خودشان جولان بدهند و کاسهی صبر ما را لبریز کنند و برای مردان شرط ضمن عقد بگذارند و هر روز دایرهی اختیارات خود را گستردهتر کنند! هی میگویند عدالت، عدالت. ولی نمیدانند که اگر عدالت اجرا شود خیلی کارها روی زمین میماند! فرض کنید بیاییم امکانات تحصیل و زندگی را به تساوی برای همگان ایجاد کنیم و پول نفت و بیتالمال را بین مردم تقسیم کنیم آن وقت دیگر چون همه ثروتمند میشوند کسی حاضر به جمع کردن آشغال هم نمیشود و همه جا را بوی تعفن برمیدارد مگر اینکه برویم از کشورهای اروپایی کارگر و مستخدم بیاوریم! اتفاقاً عدالت واقعی را ما داریم که همه چیزمان به همه چیزمان شباهت دارد. از قدیمالایام هم گفتهاند ظلم بالسویه عدل است. شما به فوتبال ما نگاه کنید که یک روز ۱۴ گل میزنیم و یک روز ۲ گل میخوریم. حالا فوتبال به درک. برویم سراغ دانشگاههایمان که سالیانه هزاران فارغالتحصیل بیرون میدهند که هیچ تخصص عملی ندارند و بدون پارتی و سفارش و رانتبازی، آنها را به هیچ ادارهای راه نمیدهند! رسانههای ما را نگاه کنید که اگر دولت آگهیهای ثبتی و دادگستری را از آنها بگیرد باید اشهد خود را بخوانند! مصرف بنزین در کشور ۸۰ میلیونی ما با رشد اقتصادی منفی را مقایسه کنید با مصرف بنزین در کشور چین با رشد بیش از شش درصد و جمعیت یک میلیارد و چهارصد میلیونی، ورزشکار ما خودش مستقیماً با داور چانهزنی میکند در کجای دنیا این همه آزادی وجود دارد و خلاصه اینکه همه چیزمان یک جور دیگر است. آن وقت شما میخواهید در این خطهی گل سنبلی مجری عدالت باشید؟ مگر ما از بلاتکلیفی چه بدی دیدهایم که میخواهیم همه چیزمان شفاف باشد. فکر میکنید اگر این همه موازیکاری ادارات و نهادهای شبیه به هم با بودجههای نجومی نداشته باشیم پس تقصیر خرابکاری را به گردن چه کسی بیندازیم در شرایط کنونی خوشبختانه این نهاد به گردن آن اداره میاندازد و آن اداره به گردن آن نهاد. اگر از دارندگان مدارک دکترا امتحان عملی بگیرند چند نفر از آنها با چهرهای خندان از جلسهی آزمون بیرون میآیند. ول کنید. به خدا قسم که به قول سعدی علیهالرحمه: سر و سامان به از این بیسر و سامانی نیست. بگذارید همه چیز پا در هوا باشد و بلاتکلیف چرا که اگر یوم تبلی السرائری در کار باشد آنوقت معلوم میشود که خیلی از صومعهداران باید دنبال کار دیگری بروند. شما را به جان خودم قسم میدهم که کار را از این خرابتر نکنید و به دنبال عدالت نباشید. مگر نمیدانید که عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش به قول معروف:
گر امر شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند
آن وقت میرزانویسی مثل من هم باید برود دنبال بزچرانی
زیاده عرضی نیست.
- دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

یادداشت طنز سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ آذر ۱۳۹۸