سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تعریف جدیدی از مردم
در جوامعی که رعایت اصول بهداشتی برای حراست از تندرستی نهادینه نشده، معمولاً مراجعه به پزشک زمانی صورت میگیرد که ویروسها و میکروبها کار خود را تمام و کمال انجام داده و کارآیی بخشهایی از بدن را مختل کرده و علایم بالینی را آشکار نمودهاند. در چنین شرایطی پزشک بیشتر همت خود را صرف درمان میکند تا پیشگیری، آن هم درمانی که بدون عوارض نیست چرا که پیشرفت بیماری مقاومت ویروسها و عوامل بیماریزا را به دنبال دارد.
نفرت از بیماری و ضعف و ناتوانی که با شخصیت اغلب افراد گره خورده آنها را در شرایط مواجهه با نارساییهای بدنی به سمت انکار بیماری سوق میدهد به طوری که شخص حاضر نیست با مراجعه به پزشک بر بیمار بودن خود صحه بگذارد مگر اینکه زمینگیر شود. پرواضح است که در چنین شرایطی کار پزشک برای معالجه بسیار دشوارتر خواهد بود و برخی از پزشکان که دغدغهی چگونی مطرح کردن رشد بیماری و آثار و پیامدهای آن را دارند در مواردی ترجیح میدهند همه چیز را خوب توصیف کنند و همین مسئله، بیمار را که نیازمند آگاهی از وخامت حال خود و پرهیز کردن از برخی خوردنیها و آشامیدنیهاست، از رفتارهای توأم با احتیاط دور میکند. در جریان غربالگری دیابت و فشار خون مشخص شد که تقریباً بیش از نیمی از مبتلایان به بیماری قند و فشارخون از بیماری خود خبر نداشتند. گاهی شرم و حیا و نگاه تخطئهآمیزی که عوامالناس به برخی بیماریها دارند موجب کتمان آن میشود. زمانی بود که حتی مسئولین بهداشت و درمان کشور منکر وجود بیماری ایدز در کشور بودند چرا که تأیید وجود آن را به منزله صحه گذاشتن بر رواج ارتباطات مخاطرهآمیز جنسی در جامعهای مدعی اسلامی بودن میدانستند که با شأن تقدسآمیز آن همخوانی ندارد. نتیجه چنین رویکرد متملقانه و خائنانهای این شد که ظرف مدت کوتاهی ایدز گسترش پیدا کرد تا جایی که مسئولین بهداشت و درمان ناگزیر به توزیع سرنگ رایگان شدند و مسئولین هم چوب را خوردند و هم پیاز را زیرا هم متهم به پنهانکاری و انکار یک واقعیت تلخ شدند و هم ناگزیر به اقرار به اشتباه و پرداخت هزینههای چند صد برابر ی برای جبران چنین اشتباه بزرگی شدند. همین مسئله در مورد زنان خیابانی هم اتفاق افتاد که تا مدتها منکر آن بودند و خیلی چیزهای دیگر از جمله مفاسد اقتصادی که برخی میگفتند چرا به این آدمهای خوب تهمت دزدی میزنید! صفت نظام مقدس برای جمهوری اسلامی یک صفت آرمانی است که ما امیدوار به تحقق آن هستیم و هرگز به این معنا نیست که همه چیز خوب است و نمیتوان از آن و مسئولین آن ایراد گرفت. طبیعی است که وقتی چیزی مقدس جلوه داده میشود، هم ایجاد شائبه نسبت به آن کار بسیار دشواری است و هم اینکه انتظارات مردم از آن خیلی بالا میرود. در حالی که مفهوم تقدس را نمیتوان از عملکرد انسانها که در هر مقام و جایگاهی ممکن است دچار اشتباه شوند استخراج کرد. نظام ما اسلامی نیست بلکه سمت وسوی قوانین آن نشاندهندهی تمایل تدوینکنندگان آن به اسلامی شدن است. مگر میشود جامعهای که در آن انواع فسادها رایج است اسلامی باشد. به همین دلیل مسئولین آن نیز مصون از خطا نیستند زیرا انسانند و فاقد دانایی مطلق هستند که ویژهی خداوند است! انسانها به رایزنی و مشورت با یکدیگر فرا خوانده شدهاند تا برطرفکنندهی خطای یکدیگر باشند و احتمال انحراف را به صفر برسانند به همین دلیل عملکرد همه افراد باید نقد و تحلیل شود و در این میان دانشگاهیان و متخصصین و کارشناسان و صاحبنظران باید پیشگام باشند. چه کسانی خطوط رنگی را ترسیم میکنند؟ این خطوط چه معنایی دارند؟ اینکه من دلم میخواهد همه چیز ایدهآل و آرمانی باشد یک چیز است و واقعیتهای تلخ و گریزناپذیر بیرونی که عینیت دارند چیزهای دیگری هستند که باید اصلاح شوند. حرف بر سر این است که کتمان واقعیت به بهبود آن کمکی نمیکند. تنها نتیجهی کتمان اختلاسها و دزدیها و مفاسد این بود که متخلفین فرصت فرار و انتقال داراییهای به غارت رفته را پیدا کردند. کتمان مفاسد اخلاقی و اقتصادی و انحرافات سیاسی بر اساس تحلیلهای متوهمانه، این است که وقتی جامعه زمینگیر شد و از پا افتاد تازه میخواهیم به کارشناس مراجعه کنیم. نباید از نظر دور داشت که به همان اندازه که کتمان یک نارسایی و بیماری خطرناک است، فرافکنی و معرفی رقبای سیاسی به عنوان علت عقبافتادگیهای کشور از آن خطرناکتر است. این روزها خصوصاً هر چه به انتخابات نزدیکتر میشویم، عزم جناحهای بیریشهی سیاسی را در نسبت دادن اشتباهات زیربنایی به رقبایشان جزمتر میبینیم. در حالی که همه میدانند چپ و راست هر دو بر سر یک سفره نشسته و در بسیاری از ناکارآمدیها شریک جرم یکدیگرند و هر دو جناح امتحان خود را پس دادهاند اگر چه هنوز هم در بین این دو جناح افراد انگشتشماری هستند که میتوانند با پذیرش سهم خود در خطاهای صورت گرفته، گونهای همگرایی را رقم بزنند و از توسل به شیوههای نخنما شدهای که در انتخابات آتی کارآیی ندارد دست بردارند. وقتی این همه کارشناس میگویند کشور مشکل ساختاری دارد چرا انکار میکنید؟ اقتصاددانان میگویند برخی قوانین فسادآور است. چرا انکار میکنید؟ اهل اطلاع میگویند که نهادها و ادارات موازی جز اینکه عدهای حقوقبگیر را به جان بودجههای دولتی بیندازند کار دیگری از پیش نمیبرند. چرا انکار میکنید؟ حتی کسانی که پس از سالها تعلل، مبارزه با فساد را آغاز کردهاند به این نتیجه رسیدهاند که برخورد قضایی برای پایان بخشیدن به فساد حتی اگر با دقت تمام هم انجام شود کافی نیست زیرا بالاخره آنها در جریان بازجوییها متوجه گریزگاههای قانونی، رانتها و توصیهها و بیسر و سامانیهای اداری شدهاند. بیان نارساییها، تزریق ناامیدی به پیکرهی جامعه نیست. جامعهای باید ناامید باشد که ادارهکنندگانش بر تداوم شیوههای ناکارآمد اصرار داشته باشند وگرنه اگر مردم و مسئولین به این باور رسیده باشند که باید به اصلاحات ساختاری دست بزنند حتی اگر ۵۰ سال دیگر هم موفق به جبران خسارتهای ناشی از بیکفایتیها شوند باز هم نباید ناامید باشند زیرا پذیرش کاستیها مهمترین گامی است که در جهت برطرف کردن مشکلات برداشته میشود. لذا مسئولین شجاع با پذیرش اشتباهات خود با مردم سخن بگویند و تسلیم کارشناسان خبره شوند و کار را به کاردان بسپارند و اجازه دهند که کشور بیش از این دستخوش ندانمکاریها نشود. جلو ضرر را از هر کجا بگیرید به نفع مردم است دنبال منفعت مردم باشید. البته منظور از مسئولین، تنها مسئولین فعلی نیست منظور تمامی کسانی است که تاکنون مسئولیت داشته و متوجه اشتباه خود شدهاند. خلاصهی حرف مردم به مسئولین این است که شما هیچ وظیفهای به جز پیگیری منافع مردم ندارید. شاید در این رابطه نیازمند تعریف جدیدی از مردم باشیم.
- سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۶ آذر ۱۳۹۸