سرمقاله
محمد عسلی
دره فناوری شیراز و اما اگرها
دیروز بعدازظهر مدیران رسانههای مکتوب و برخط در دانشکده راهبردی آدینه به دعوت مدیریت این دانشگاه جهت نقد و بررسی زیستبوم دانشبنیان استان با حضور دکتر منصور کنعانی عضو هیأت علمی بخش مهندسی و علم مواد دانشگاه شیراز تشکیل جلسه دادند و دومین جلسه خود را در موضوع دانشبنیانها به نقد و بررسی زیستبوم فناوری استان اختصاص دادند. آنچه در این جلسه مورد توجه بود، بیشتر پیرامون دستاورد پارک علم و فنآوری فارس، بررسی میزان پیشرفت مراکز رشد دانشگاهی، عملکرد دفتر استعدادهای درخشان، حال و هوای مرکز نوآوری و کارآفرینی و نیز وضعیت دفتر ایدههای برتر، دفتر ارتباط با صنعت و بازده عملکرد معاونت پرورشی دانشگاه بود.
چالشهای پیش رو با این سؤال آغاز شد که آیا همه ظرفیت دانشگاه برای پیشرفت استان به کار گرفته میشود؟
آیا دانشگاه باید نیاز صنعت را برآورده کند یا صنعت باید نیازش را با دانشگاه هماهنگ نماید؟
در پی این دو سؤال سؤالاتی دیگر مطرح گردید:
چه کنیم تا بستری به صورت فعال، پیشرفتهای اخیر را به هم وصل کند و به جای یک ایده جدید یک تکامل رخ دهد؟
در یک آسیبشناسی کلی به این موانع و چالشها میرسیم که زیستبوم دانشبنیان استان «دره فنآوری شیراز» هم اکنون با آن درگیر است.
نخست عدم تمرکز فعالیتهای انجام شده بر محور یک زیستبوم
دوم: بازارزدگی فضای گروههای مستقر در پارک و دوری از فضای تحقیقات میانمدت دانشگاهی
سوم: عدم موفقیت مناسب در حوزههای صنعتی
چهارم: عدم ایجاد تأثیر چشمگیر در ایجاد انگیزه و شغل
پنجم: بعد مسافت پارک علم و فنآوری
ششم: تغییر رویکردهای اساسی مراکز مرتبط با کسب و کارهای نوپا به سمت درآمدزایی به جای دانشبنیانگرایی
هفتم: غلبه شوآف و استفاده از جو ایجاد شده که سبب غفلت از طرح کلان و بلندمدت میشود.
هر چند ایجاد ناحیه نوآوری و کارآفرینی (دره فناوری) در فضای دانشگاه با تلفیق ایدههای مراکز رشد و پارک علم و فناوری و ایجاد یک فضای شبکهای از نیازمندیهای اساسی اکوسیستم و پیشرفت دانشبینان فارس در منطقه و ایجاد یک بستر عملیاتی برای کاهش فاصله ایده، دانش، تجاریسازی و بازار برای تحقیقات دانشگاهی، کلیات طرح دره فنآوری شیراز را توجیه و تدوین کرده است. اما متولیان و دستاندرکاران این طرح مصرند که هر نوع حمایت مالی و سرمایهگذاریهای دولتی به هر عنوان موجب میشود شرکتها و مؤسساتی که با این ایده و هدف وارد میدان میشوند در صورت ناکامی در به ثمر رساندن طرحهای ارایه شده علاوه بر ضرر و زیانهای مالی و از دست رفتن سرمایه، دولت ملزم میشود به هر صورت در حفظ این شرکتهای نوپای ضررده اقدام کند و نتیجهای از اهداف تعیین شده حاصل نشود.
منتقد متخصص این طرح و مجری به ثمر نشاندن آن معتقد است در سخنرانی و اظهارنظر مسئولان به این مهم توجه شود که تا نتیجه ملموس و مثبتی حاصل نشده مردم را نسبت به دستاوردهایی که چه بسا معنی و مفهوم اصطلاحات آن را بعضی از مبلغان و سخنوران نمیدادند امیدوار نکنند. زیرا پیوسته این سؤال در اذهان عمومی مطرح میشود که پس کو نتایج این شرکتهای دانشبنیان؟
پس چرا هنوز چشم ما به دستاوردهای علمی و صنعتی خارج است؟
و ضربالمثل یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است در خصوص تعداد شرکتهای دانشبنیان که به ۴۰۰ شرکت در فارس رسیدهاند صدق کند زیرا در جلسه عنوان شد که در یکی از کشورهای موفق در زمینه علم و فنآوری فقط ۴۰ شرکت فعالند که یکی از آنها توانسته است بیش از ۹ میلیارد دلار سودآوری داشته باشد.
نظر منتقدان متخصص در این حوزه پیرامون موفقیت زیستبوم دانشبنیان استان، جذب نخبههایی است که بتوانند کارآمدی خود را در طول مدت محدودی در خصوص درآمدزایی به اثبات برسانند لذا نیازمندیهای اساسی گروههای مستقر در مدل اجرایی نخست مدیریت کارآمد، باثبات، مستقر در محل و نظاممند است.
دوم. فضا و امکانات مناسب در سطوح مختلف که شامل فضای اداری، تولید نمونه اولیه و تولید صنعتی باشد از ضروریات است.
سوم. حمایت مالی و سرمایهگذاری به منظور تأمین سرمایه اولیه جهت توسعه کسب و کار لازم است.
چهارم. شتابدهندهای که بتواند همراه با یک برنامه زمانمندی شده موجبات شکلگیری ایدههای بدیع و تبدیل آن به کسب و کار کوچک و نوپا را فراهم کند.
پنجم. مشاوره، آموزش و خدمترسانی که بتواند خدماتی همچون مالکیت فکری، ثبت اختراع، طراحی فنی و مهندسی و ساخت و تولید، بازاریابی و فروش و تأمین نیروی متخصص را به سرانجام رساند.
علی ایحال، هر چند صنایع زاییده شده دانشگاه باید به صنعت معرفی و اثبات و تجاریسازی شوند اما دانشگاه میباید محوریت و مسئولیت بنیادین صنایع را عهدهدار شود.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که: آموزش و پرورش و آموزشهای عالی ما نخبهپرور نیستند بلکه نخبهیابند زیرا تکیه بر تئوریها و حافظه دانشآموز و دانشجو بدون کاربردی کردن علوم در مدارس و دانشگاهها باعث میشود اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان و دانشآموزان ما تجربه کاری برای جذب شدن به بازار کار را نداشته باشند و تا زمانی که بیناد آموزش و پرورش و آموزش عالی ما دچار یک تحول کیفی بر مبنای تجارب آموزشی و علمی کشورهای پیشرفته نگردد نظام آموزشی شتر، گاو، پلنگی که ۸۰ سال است ادامه دارد راه به جایی نمیبرد.
والسلام
- یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۵ آذر ۱۳۹۸