سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آینده کمیسیونهای مجلس
ترکیب و کیفیت کمیسیونهای مجلس جایگاه درخور اعتنایی در تبلیغات نامزدهای نمایندگی ندارد. ار این رو کمتر نامزد نمایندگی مجلس پیدا میشود که بتواند پیشبینی کند در صورت راهیابی به مجلس به کدام کمیسیون راه پیدا میکند زیرا به استثنای کمیسیون بهداشت و درمان، سایر کمیسیونها در و دروازهی درستی ندارند و مهمتر از آن اینکه احزاب و گروههای سیاسی نیز هیچ برنامهای برای مهرهچینی در پیوند با نیاز کمیسیونهای مجلس به افراد صاحب نظر ندارند. در حالی که بهترین معیار برای ارزیابی برنامهی احزاب و گروههای سیاسی در انتخابات مجلس، اطلاع از مهرهچینی آنها برای جانمایی نامزدها در کمیسیونهاست. بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از ایرادهای اساسی وارد بر مجلس پایین بودن سطح کیفی سواد نمایندگان است. منظور از سواد داشتن مدرک کارشناسی ارشد به بالا نیست زیرا با توجه به تعدد دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و تسهیل اخذ مدرک و لحاظ شدن برخی ویژگیها برای معادلسازی و تمهیدات دیگری که برای تسهیل راهیابی افراد به مجلس اندیشیده شده، گاه حتی یک دیپلمه نیز میتواند با مدرک دکترا وارد مجلس شود بدون اینکه توانایی سخن گفتن خارج از چارچوبهای کلیشهای و تکرار برخی شعارها و اصطلاحات رایج را داشته باشد. این در حالی است که وظایف کمیسیونها در مجلس بررسی کارشناسانهی طرحها و لوایح و ارائهی ایدههای کارساز برای عبور از بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و همچنین رصد اتفاقات بینالمللی از طریق مطالعهی نشریات خارجی است. ناگفته پیداست که اشراف کمیسیونها بر جزئیات لوایح و طرحها باید در حدی باشد که هم دولت و هم نهادهای نظارتی نگاه از بالا به پایین به مجلس نداشته باشند. از سویی دیگر، کمرنگی ارتباط احزاب و گروههای سیاسی با دانشگاهها موجب شده که آنها نتوانند از بین اعضای هیأت علمی برای تأمین نیروهای متخصص برای کمیسیونها و جانمایی نامزدهای خود در مجلس انتخابی هدفمند و قابل توجیه داشته باشند. وقتی معیار یک نماینده مجلس برای عضویت در یک کمیسیون میزان سفرهای خارجی و بالا بودن درصد چانهزنی و لابیگری و قدرت دخالت در بازار و زمینههای فراوان برای رانت باشد، تکلیف او از همان اول معلوم است! اینکه نگاه نماینده به استیضاح یک وزیر، ابزاری برای مطرح شدن و تحت فشار قرار دادن دولت و ناگزیر ساختن وزیر به اجرای فلان طرح در یک شهرستان باشد و شاهد معامله بر سر امضا برای به حد نصاب رسانیدن متقاضیان استیضاح و از آن سو چانهزنی برای پس گرفتن امضا باشیم نشان میدهد که مجلس تا چه اندازه در رأس امور است! در واقع عامل اصلی کاهش قدرت مجلس تنها موضع انفعالی نمایندگان در برابر مسکوت ماندن قوانین مصوب و حاشیهنشینی بسیاری از اصول قانون اساسی نیست که برخی برای توجیه آن مسئله ظرفیتسازی و بسترآفرینی را مطرح میکنند! بلکه از زمانی که ریسک میدانداری نمایندگان برای دفاع از اجرای بیچون و چرای تمامی اصول قانون اساسی و بهرهگیری از ظرفیتهای آن بالا رفت، مجلس به سراشیبی انفعال افتاد! تاکنون بسیاری از اصول به حاشیه رانده شدهی قانون اساسی در بازههای زمانی گوناگون خصوصاً پیش از انتخابات مجلس لقلقهی زبان نامزدها بوده که پس از راهیابی آنها به مجلس به بوتهی فراموشی سپرده شده است. بدون تردید میتوان مدعی شد که اعتراضات عمومی اخیر ریشه در اطمینان مردم از موضع انفعالی مجلس داشت وگرنه اگر احتمال داده میشد که مجلس از حقوق مردم دفاع خواهد کرد، بستری برای توجیه اعتراضات فراهم نمیشد. مرور عملکرد مجلس نشان میدهد که نمایندگان در اکثریت موضوعات مبتلا به مردم با تأخیر واکنش نشان دادهاند و اگر ورودی هم داشتهاند صرفاً برای خالی نبودن عریضه بوده است. وقتی عملکرد تمامی فراکسیونها به یکدیگر شبیه است این فراکسیون بازیها چه دردی را دوا میکند که در هر دوره با تغییر نام فراکسیونها نیز مواجه میشویم. اگر از ۹۰ درصد مردم بپرسید شما عملکرد فراکسیونهای مجلس را چگونه ارزیابی میکنید با تعجب خواهند گفت: فراکسیون دیگر برگ چه درختی است. در حالی که درصدی از مردم میدانند چرا استراماچونی ایران را ترک کرده است زیرا او را از روی عملکردش میشناسند. وقتی یک نماینده مجلس عملکردی در عرصهی استانی و ملی نداشته باشد دیده نمیشود. کمتر ایرانی پیدا میشود که نام مجلس برایش تداعیکنندهی نام مصدق و مدرس نباشد. ما چندین نوع زنبور داریم اما این زنبور عسل است که به دلیل فایدهرسانیاش به انسانها شهرهی آفاق است یا تنها کرم ابریشم است که برایش فرش سبز پهن میکنند. کرم باشی یا زنبور فرقی ندارد مهم این است که مفید باشی! وقتی چیزی مفید باشد حتی اگر در اعماق اقیانوسها و زیر زمین و در دل معادن باشد مردم آن را بیرون میکشند. نیرویی که مفید و متخصص باشد حتی اگر در موطن خود حمایت نشود و قدر او را ندانند، دنیا برای او فرش قرمز پهن میکند. چند درصد از کسانی که در ادوار گوناگون مجلس نماینده بودهاند حاضر به دفاع از عملکرد خود هستند؟ هم اکنون چه میکنند و فرزندانشان در چه موقعیتی قرار دارند؟ بعضی نمایندگان از مجلس به عنوان محلی برای چانهزنی بر سر موقعیت خود استفاده کردند و نمایندگی مردم برای آنها ابزاری بیش نبوده است. مردمی بودن یک مجلس را از طرق گوناگون میتوان فهم کرد که یکی از آنها بررسی شرایط نمایندگان فاصله گرفته از مردم و دلمشغول به رانتها و امتیازات اخذ شده است. همین که مردم در محاورات روزمره از مجلس به عنوان یکی از مؤلفههای قدرت سخن نمیگویند و جایگاهی برای مجلس در تحولات آینده قائل نیستند، نشاندهندهی عملکرد نمایندگان است. عملکرد مجلس در گزارش عملکردهایی که نشان میدهد چند قانون به تصویب رسیده و نمایندگان زیر چند بیانیه را امضا کردهاند و آمار تحقیق و تفحصها و سخنرانیهای پیش از دستور مشخص نمیشود بلکه روبهروی چنین آمارهایی باید از نتایج عینی ایجاد شده و میزان رضایت مردم از وضعیت کشور سخن گفت. بهتر است لقمه را دور سر خود نچرخانیم خلاصهی کلام اینکه وضعیت کشور یعنی عملکرد مجلس. چرا برخی از مجلس اول به عنوان یک مجلس نسبتاً قابل دفاع یاد میکنند؟ ریشهی این همه تفاوت در کجاست؟ جایگاه مجلس باید در حدی باشد که هر کسی خود را درخور نمایندگی مردم نداند.
- دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۶ آذر ۱۳۹۸