• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۲۷ آذر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
جهان پرآشوب و تشویش و تنگی

امروز را روز جهان عاری از خشونت و افراطیگری نام نهادهاند. عنوانی که جزو آرزوهای محال است زیرا از بدو خلقت آدم تا به اینک که به هر روایتی میلیونها سال به درازا کشیده است آدمی در خسران، گناه و خشونت بوده و تمامی ادوار تاریخ حکایت از این خشونتها داشتهاند حتی به روزگار آدم¬صفی هم برادر، برادر را کشت تا نقطه آغازین این حیات شرافتمندانه به خون آلوده شود.
به قول سعدی:
«وجود تو شهری است پر نیک و بد
تو سلطان و دستور دانا خرد…»
این وجود پرشر و شور که آدمی نام گرفته اگر به قدرتی برسد که خود را مالکالرقاب دیگران بداند از هیچ اعمال قدرتی ابا نمیکند تا آنجا که مصلحان را در برابر خود به صف میکند تا با او بجنگند کما اینکه پیامبران هم با مخالفان و کفار و منافقان جنگیدهاند و جنگ بدون خشونت بیمعنی است زیرا خشمی که تیغ تیز را بر گلوی دشمن میگذارد از هیچ لطف و مهری در آن لحظات برخوردار نیست.
و اما اگر خشونتی مورد نظر است که ناشی از افراطیگرایی است و افرادی چون داعش را تربیت میکند که به راحتی یک آب خوردن سر میبرد، دار میزند، میکشد و منفجر میکند. میباید ریشههای خشونت را که مولود شرایط سیاسی و نظامی کشورهای امپریالیستی است مورد بحث قرار داد هر چند حضور و وجود چنین کشورهایی حاصل قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی و تبلیغاتی است که بدون اعمال خشونت و جنگ نمیتوان آن را حفظ کرد.
وقتی مغولها به ایران حملهور شدند، بسیاری از نویسندگان و شعرا و فلاسفه یا از کشور فرار کردند و یا در زیرزمینها خود را محبوس نمودند تا از تیغ تیز مغولان در امان بمانند… یکی از این شاعران بنام سعدی شیرازی است که پس از بازگشت از سفرهای طولانی طی قصیده معروفی چنین سروده است:
وجودم به تنگ آمد از جور تنگی
شدم در سفر روزگاری درنگی
… برون جستم از تنگ ترکان چو دیدم
جهان در هم افتاده چون موی زنگی
چو باز آمدم کشور آسوده دیدم
ز گرگان به در رفته آن تیز چنگی
….
به نام ایزد آباد و پرناز و نعمت
پلنگان رها کرده خوی پلنگی
چنان بود در عهد اول که دیدی
جهانی پرآشوب و تشویش و تنگی …»
و اما بعد:
روزگار امروز هم دست کمی از زمان سعدی ندارد. بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا جنگهایی به وقوع پیوسته است که نهایت خشونت و درندگی در آن پدیدار گشته است و میلیونها انسان بیگناه و غیرنظامی را یا آواره کوه و در و دشتهای ناامن کرده و یا راهی کشورهای دیگری نموده که در بدترین وضعیت پناهجویان را به خاک خود راه دادهاند.
این خشونتهای جنگی که متجاوزان افراطی داعشی با حمایت امپریالیسم آمریکا در حق مردم بیگناه کشورهایی چون عراق، افغانستان، سوریه، یمن، لیبی و … روا داشته و اعمال نمودهاند همه از یک هدف حکایت دارد و آن جنگ قدرت، جهل آشکار، مزدوری و واسطهگری و خشونتطلبی افراطی است، حال به هر اسم و رسم که باشد و با هر ایدئولوژی فرقی نمیکند. مهم نتایجی است که به بار آورده است…
آوارگی، پناهجویی، بیخانمانی، فقر، دریوزگی و اسارت داوطلبانه همه حاصل جنگهای تحمیلی است که زرادخانههای آمریکا، اروپا، اسرائیل و … را رونق داده است.
خشونت از نوع حکومتداری برای اعمال قدرت و خفه کردن صداهای اعتراض هم، خواسته و ناخواسته حتی در کشورهایی که خود را مهد آزادی مینامند ساری و جاری است که نمونه آن را میتوان اعتراضات جلیقه زردها و برخورد خشن پلیس فرانسه را با آنان مثال زد.
خشونت ناشی از تحریک و تهییج مردم توسط رسانههای هدفدار خارجی به قصد ایجاد بینظمی در کشورهای مستقل به منظور بهرهبرداری سیاسی و نظامی و تأمین منافع امپریالیسم نوع دیگری از نهادینه کردن خشونت و هیجان است که در دستمال ابریشمی نرم و به قول دقیقی به صورت پرنیانی مملکتی را تصاحب میکنند و بر آن چیره میشوند.
خشونتهای خانوادگی، جنسیتی، صنفی، تحصیلی و مراوداتی در تعاملات اجتماعی هم ریشه در فقر، جهل، زیادهخواهی، ناسازگاری و تحریکپذیری دارد که سالیانه هزاران نفر را راهی زندان میکند و یا سبب دعواهایی میشود که چه بسیار از آنها با کدخدامنشی موقتاً حل میشود.
ناگفته پیداست که آمار خشونت بر علیه زنان و کارفرمایان بر علیه کارگران و نظامیان بر علیه معترضان در تمامی کشورهای دنیا کم و بیش به صورت نسبی انجام می شود و رسانهها هر روز از قتل و جنایت و ضرب و جرح و زورگیری و آزار جنسی خبر میدهند که هر کدام دلایل و عوامل خاص خود را دارد.
و اگر کشورهایی مانند آلمان، ژاپن، سوئد و امثالهم توانستهاند با بهترین مجموعه آموزش و پرورش مردم خود را کمتر آسیبپذیر نشان دهند و در خصوص آموزش و تربیت الگویی برای کشورهای دیگر باشند، شرایط اقتصادی میزان درآمد سالانه مردم، تولید ناخالص ملی و پیشرفتهای صنفی و خدماتی و هم کشاورزی مکانیزه در آن تأثیر داشته و همت دولتها برای اختصاص بودجه کلان آموزشی نیز مؤثر واقع شده است.
نخستین راه برای پرهیز از خشونت داشتن اقتصاد سالم، ثبات ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی، پیشگیری از اعتیاد، طلاق، فساد اداری و اخلاقی و نهایتاً اشتغالزایی و کارآفرینی برای رفع بیکاری است که امید است محقق شود.
والسلام

Comments are closed.