• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ آذر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
یلدا را هم می‌توان تقسیم کرد
هر مناسبتی که به مردم روی خوش نشان دهد و موجب شادی شود را می‌توان تقسیم کرد و به آن عمومیت داد.
نوروز، چهارشنبه سوری و شب یلدا از جمله مناسبت‌هایی هستند که در فرهنگ و سنت ما ایرانیان سابقه‌ای کهن دارند.
در شرایط اقتصادی فعلی که مردم ما با گرانی و فقر ناشی از تحریم دست و پنجه نرم می‌کنند، اخلاق انسانی و سنت اسلامی حکم می‌کند که یار و یاور یکدیگر باشیم و شادی‌هایمان را با هم تقسیم کنیم این تقسیم شادی‌ها به معنای تسری روح همنوایی صرفاً با حرف و شعر و حدیث نیست. بلکه باخبر شدن از حال و وضع دارایی و نداری هموطنان، همسایگان، همکاران و خدمتگزاران در تمامی سمت‌ها و مسئولیت‌ها هم هست.
اگر هر کسی در اندیشه خود و همسر و فرزندانش باشد و به صورت جزیره‌ای عمل کند و به اصطلاح دستش روی کلاه خودش باشد، باید منتظر این ناخرسندی‌ها هم باشد که ممکن است کسی از دیوار خانه‌اش بالا رود و یا از دارایی‌های او به هر روش مبلغی یا کالایی بردارد زیرا فقر در بسیاری از کسانی که ایمان ضعیف دارند موجب دست درازی به مال دیگران می‌شود چنانکه به تعبیر گذشتگان صاحب‌نظر، شکم گرسنه ایمان ندارد.
پس لازمه امنیت و استمرار شادی‌ها هر چند زودگذر باشند تعاون، همدلی و همنوا بودن با بیچارگان است به نحوی که این احساس در آنها قوت گیرد که حضور ثروتمندان و سرمایه‌داران در جامعه موجب کمک و دستگیری از آنها هم می‌شود. پس اگر این تصور در همگان قوت گیرد که برای کاهش جرایم و حفظ امنیت و عدالت الزاماً یا برای رضای خدا یا برای رضای خلق و یا برای آرامش وجدان باید هوای یکدیگر را داشته باشیم، جامعه‌ای شاد، امن و رو به پیشرفت و سلامت خواهیم داشت.
یلدا یک شب بیشتر نیست و گذر از آن به چند دقیقه بسنده است و به هر میزان شیرینی، میوه، آجیل و متعلقات دیگر فراهم کنیم که از آنها بیچاره‌ای سهمی نداشته باشد به همان نسبت در نارضایتی‌های فقرا و خدشه‌دار کردن امنیت اجتماعی و بی‌عدالتی سهیم هستیم و فاصله‌های طبقاتی را بیشتر دامن می‌زنیم. به قول ناصر خسرو:
گر نیابد خوی ایشان، در نیابد خلق را
روز روشن در بر دانا شب یلدا شود
و اما بعد:
مرحوم دهخدا در لغت‌نامه آورده است:
«یلدا، لغت سریانی است به معنی میلاد عربی و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده‌اند از این رو بدین نام نامیده‌اند…»
وی می‌افزاید که: «باید توجه داشت که جشن میلاد [نوئل] که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق محققان در اصل، جشن ظهور میترا «مهر» بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار داده‌اند…»
در ادبیات فارسی شعرای ما زلف یار و روز هجران را به علت سیاهی به آن تشبیه کرده‌اند.
در بعضی از اشعار شعرایی چون سنایی و معزی رابطه بین مسیح و یلدا ادراک می‌شود.
به عنوان مثال این شعر از معزی یکی از نمونه‌هاست:
«ایزد دادار، مهر و کین تو گویی
از شب قدر آفرید و از شب یلدا
زانکه به مهرت بود تقرب مؤمن
زانکه به کینت بود تفاخر ترسا»
و یا این شعر از سنایی:
«به صاحب دولتی پیوند، اگر نمی همی جویی
که از یک چاکری، عیسی چنان معروف شد یلدا»
در تشبیه سیاهی زلف یار سعدی ماهرانه چنین بیتی دارد:
«روز، رویش چو برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست…»
تشبیه شب یلدا به هجران و دوری از یار نیز در اشعار سعدی چنین است:
«نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست
به هر صورت گر چه گریه کردن و غم افزودن به هر بهانه و دلیل کم خرج و رایگان است و معمولاً در طول سال، شیعیان به مناسبت‌های مذهبی گریه‌های بسیار را ارج می‌نهیم و گریه هم به نوعی در زدودن آلام مؤثرند، اما انسان به شادی هم نیاز دارد و شادی موجب بساطت روان و تحرک جان می‌شود و بالطبع یک نیاز غریزی و فطری است و می‌باید در شاد کردن مردم که به امیدواری و امید به فردا و فرداها منجر می‌شود بکوشیم و مناسبت‌هادی شادی‌آور را ارج نهیم و شادی‌هایمان را با همگان تقسیم کنیم زیرا حفظ و پاسداشت بسیاری از سنت‌ها جزو فرهنگ و باور ماست و حاصل آن وحدت رویه‌ای است که ما ایرانیان را از سایر ملت‌های جهان شاخص می‌کند.
همانگونه که دیگر کشورها به مناسبت‌هایی که در فرهنگ و سنت آنها نهادینه شده مردم خود را به شادی دعوت می‌کنند و شاد بودن آنها را ارج می‌نهند.
به هر میزان که گریه‌ها و غم‌ها را در رسانه‌ها بین مردم تقسیم می‌کنیم بجاست شادی‌ها را عمومیت دهیم و وسایل آن را به هر مقدار ممکن فراهم نماییم.
والسلام

Comments are closed.