• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۴ دی ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
و مسیح آمد
” سلام بر روزی که به دنیا آمد، روزی که از دنیا رفت و روزی که برانگیخته می‌شود ”
مردمان در هر عصری گونه‌ای چشم به راهی دارند و همواره سر می‌گردانند تا نجات‌بخشی از خویش بیرون بیاید و کاری کند اما از آنجایی که هیچ تغییر بنیادین بدون عزم و اراده‌ی انسان‌ها در سایه‌ی همگرایی جهانی صورت نمی‌گیرد بخش زیادی از انرژی و همت راهنمایان آسمانی برای ترمیم اخلاق و رستگاری به هدر می‌رود.
و مسیح آمد. دشواری ظهورش نشان می‌داد که با استقبال و خوشامدگویی کسانی که قرار بود با آمدن او بروند روبه‌رو نخواهد شد. او نیز همانند موسی در خلوتی آمیخته به هراس متولد شد و بالندگی‌اش با هزاران اما و اگر همراه بود. عطوفت و مهربانی و همنشینی با طبقات فرودست جامعه، دلجویی از بیماران و تقدیم کردن اعتماد به نفس به کسانی که مرگ و ذلت را باور کرده بودند از جمله صفاتی است که به حضرت عیسی(ع) نسبت داده‌اند. متفاوت بودن پیامبران با سایر انسان‌ها گاه قبل از به دنیا آمدن خودنمایی می‌کند. کودکی توأم با پنهان زیستن، یتیمی و تن دادن به کارهای سخت و دلبستگی به تنهایی و فاصله گرفتن از جامعه‌ای که به انواع پلشتی‌ها آلوده شده است از مشترکات پیامبران است.
و مسیح آمد، آنچنان که نوح و ابراهیم و موسی آمدند. آنچنان که پس از او محمد(ص) آمد. عیسی(ع) نیز مانند محمد(ص) نیامده بود تا بر تعلیمات پیامبران پیش از خود خط بطلان بکشد چرا که اگر پیروان موسی(ع) از مسیر مستقیم خارج نشده بودند دلیلی برای ظهور عیسی(ع) وجود نداشت. عیسی(ع) خود نیز در انجیل می‌گوید. من آمده‌ام تا بره‌های گمشده‌ی خدا را چوپانی کنم. مولوی در کتاب شریف مثنوی پیامبران را به میوه‌های گوناگون تشبیه می‌کند که در عین تفاوت در طعم و رنگ، خواص مشترکی دارند و اگر عصاره‌ی آنها را بگیری و با هم مخلوط کنی هیچ تفاوتی میان آنها نمی‌بینی. اولین وظیفه‌ی پیامبر اسلام(ص) تصدیق رسالت موسی و عیسی و پیامبران پیشین است. در آموزه‌های اسلامی دعوی برتری یک پیامبر بر سایر پیامبران به قصد تفاخر و تحدی امری ناپسند است چرا که تعلیمات آسمانی پلکانی هستند و وجود یکی وابسته به وجود دیگری است و همه‌ی آنها دستورات و تعلیماتی مبتنی بر نیاز زمان و رشد انسان‌ها داشته‌اند و در قرآن کریم نیز اهل کتاب به مسابقه‌ی در نیکی‌ها دعوت شده و به رسمیت شناخته شده‌اند.
از جمله ویژگی‌هایی که برای عیسی مسیح(ع) برمی‌شمارند درونی کردن دین است به این معنا که شریعت را با طریقت درهم می‌آمیزد و بیشتر به دنبال هدایت درونی انسان‌هاست. در هدایت درونی ابتدا افراد تربیت می‌شوند و سپس افراد تربیت شده افراد دیگر را تربیت می‌کنند و به همین ترتیب جامعه به سمت تعادل میل می‌کند. زمانی که عیسی مسیح(ع) زنی زناکار را می‌بیند که یهودیان عده‌ای را به سنگسار کردن او ترغیب می‌کنند به مردم می‌گوید اولین سنگ را کسی پرتاب کند که خودش زناکار نیست و به دنبال سخن او عده‌ی زیادی از پرتاب کردن سنگ خودداری می‌کنند. مسیح در اینجا می‌خواهد بگوید با کاری که خودت انجام می‌دهی نمی‌توانی مبارزه کنی! علت اینکه آیین مسیح چند صد سال پس از او گسترش می‌یابد نیز طولانی بودن پروسه‌ی هدایت به این شیوه است. عیسی می‌گوید اگر موسی گفت زنا نکنید من می‌گویم حتی فکر زنا هم نکنید. از این رو مسیحی بودن بسیار دشوار بود و به همین دلیل دیرنشینی و فاصله گرفتن از جامعه به عنوان راهی برای گناه نکردن متداول گردید. اگر همین حالا به ترامپ که اتفاقاً خیلی هم خود را مسیحی تند و تیزی می‌داند بگویی مطابق آیین مسیح رفتار کن، همانگونه که از بسیاری قراردادهای بین‌المللی بیرون آمد، دینش را نیز عوض خواهد کرد. چون دیگر نخواهد توانست آمریکا را به این شیوه اداره کند. سایرین هم از این قاعده مستثنی نیستند! زمانی که مسیحیت برای فراگیر شدن با حکومت روم پیوند خورد و فرمانروایان نیازمند مهر تأیید پاپ‌ها و کاردینال‌ها در پای حکم خود شدند، در این میان مردم را قربانی کردند و آنها را فریب دادند و روز به روز از جوهره‌ی دین مسیح فاصله گرفتند!
و مسیح آمد و صلح را پیشنهاد داد ولی حاکمانی که اکنون با زبان مهربانی و عطوفت مسیح را ارج می‌نهند در عمل بر طبل جنگ می‌کوبند. همچنان که آیین محمد(ص) را نیز عده‌ای دکاندار به مسلخ برده‌اند و دقیقاً همان کسانی که دم از پرده‌داری کعبه و حراست از اسلام می‌زنند در جرم و جنایت از همه پیشگام‌ترند.
آیا موسی برعملکرد مدعیان یهودیت که دین موسی را با آموزه‌های نژادپرستانه گره زده‌اند و علی‌رغم اینکه بدترین الگوی درآمیختگی دین با سیاست را در جهان ارائه می‌دهند ولی می‌خواهند سیستم حکومتی خود را بهترین نمونه‌ی دموکراسی و مردم‌سالاری در خاورمیانه معرفی کنند مهر تأیید می‌زند؟
در واقع حضرت موسی(ع)، حضرت عیسی(ص) و حضرت محمد(ص) به یک نسبت از مدعیان پیروی از خود و مروجان دین ضربه خورده‌اند.
و مسیح آمد و گفت من آیین جدیدی نیاورده‌ام و سخن من همان ده فرمان موسی است و در قرآن نیز بر همان ده فرمان تأکید شده با این تفاوت که رسالت اصلی پیامبر اکرم(ص) اصلاح انحرافات وارد شده در تعلیمات دو پیامبر قبلی است.
میلاد عیسی(ع) را ارج می‌نهیم همچنان که میلاد هر پیامبری را ارج می‌نهیم و بر مظلومیت عیسی(ع) صحه می‌گذاریم همچنان که پیامبر خود را نیز مظلوم می‌دانیم چرا که دینش را تجزیه کردند و پیروانش به جان هم افتاده‌اند و شگفت‌انگیز اینکه همه هم از قرآن دم می‌زنند.
مردمان عادی که دین را از پدران و مادران خود به ارث برده‌اند چه یهودی باشند و چه مسیحی و چه مسلمان دردی مشترک دارند. درد نگاه ابزاری به فرستادگان الهی توسط اقلیتی که موجودیت خود را با رسالتی که آن را درک نکرده‌اند گره زده‌اند و هزاران سال است که ناقوس جنگ را به نام دین به صدا درآورده‌اند و همه‌ی امیدها به نجاتبخش آخرین است تا همه دین باوران را از دست آنها رهایی بخشد و نکته‌ی شنیدنی این است که امید نجاتبخش هم به مردمی است که انتظار او را می‌کشند.
سلام بر موسی(ع)، سلام بر عیسی(ع) و سلام بر محمد(ع)

Comments are closed.