• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۲ دی ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تلخ و گزنده
این یک واقعیت آشکار است که در جریان منازعات نظامی و حتی پیش از آن رسانه‌ها در راستای مدیریت افکار عمومی به یک رو در رویی تمام عیار فرا خوانده می‌شوند چنین امر مهمی ایجاب می‌کند که منابع خبری با آگاهی‌بخشی هدفمند و حداقل با سکوت در جهت حفظ و ارتقای اعتبار خود تلاش کنند. این موضوع در عصر ارتباطات که دستیابی به انواع خبرها صرفاً در انحصار کانون‌های اصلی درگیری نیست و شبکه‌ها و خبرگزاری‌های گوناگون به تحلیل رویدادها، گمانه‌زنی‌ها و تفسیر مصاحبه‌ها و نقل آنها می‌پردازند، دیدبانی خبر از سوی منابع اصلی خبر یعنی مسئولین و کارشناسان و متخصصین را مهم می‌نمایاند. چنین رویکردی در جلوگیری از تبدیل یک رویداد ناشی از خطای انسانی به فاجعه که به صورت سلاحی در دست دشمن قرار می‌گیرد تأثیر بسزایی دارد. چرا که رسانه‌ها در اینگونه موارد به دلیل نیازشان به آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی از یک سو و از سویی دیگر رقابت با سایر رسانه‌ها برای پاسخ به ولع مخاطبانی که به دنبال کسب خبر هستند ناگزیرند از قول مسئولین و کارشناسان مسئول و افراد خبره اطلاع‌رسانی کنند. در جریان سقوط هواپیمای مسافربری خط هوایی اوکراین که به شهادت مظلومانه عده‌ای از هموطنان و تنی چند از اتباع خارجی منجر شد و برخی منابع خبری بیگانه در اولین واکنش‌ها بر احتمال وقوع خطای انسانی تأکید داشتند، به سکوت گذرانیدن و ایجاد انتظار برای روشن شدن زوایای ماجرا می‌توانست از بار روانی آنچه اتفاق افتاده بکاهد. قابل کتمان نیست که شوک ناشی از عملیات تروریستی آمریکایی‌ها به اندازه‌ای زیاد بود که شاهد واکنش‌های عاطفی فراوانی بودیم به طوری که در جریان تشییع پیکر مطهر شهدا نیز مدیریت جمعیت عظیم سوگواران شرکت‌کننده در کرمان تحت تأثیر غلیان احساسات غیرقابل کنترل که حتی به نفرات موظف به ایجاد نظم نیز سرایت کرده بود، عده‌ای از هموطنان جان خود را از دست دادند. دور از انتظار نیست که در جریان رویدادهای طبیعی نظیر سیل و زلزله که نیازمند مدیریت صحیح رفتار ساکنان منطق آسیب‌دیده هستیم نیز شاهد چنین ناهماهنگی‌هایی باشیم. گاهی شتابزدگی در واکنش و ابراز احساسات در جریان رویدادها خصوصاً برای جوامعی که برخورد احساسی و عاطفی در آنها نمود بارزتری دارد حوادث تلخی را رقم می‌زند. شتابزدگی نیروهای اعزامی آمریکا برای انجام عملیات توفان صحرا پس از مواجه شدن با توفان شن منجر به برخورد بالگرد با یکی از هواپیماها شد و ادامه‌ی عملیات را غیرممکن ساخت. همچنین بارها در عراق، افغانستان و سوریه نیروهای عمل‌کننده ائتلاف آمریکایی بر اساس ادعای خودشان نیروهای خودی و غیرنظامیان را اشتباهاً هدف قرار دادند.
کمک به هضم و تحمل رویدادهای ناشی از خطای انسانی از سوی مردم مکانیزم پیچیده‌ای ندارد. تنها کافی است با ایجاد انتظار و انتشار تدریجی و معقول خبر به موازات حواله دادن نتیجه‌ی نهایی به نظر کارشناسان و خودداری از اظهارنظر قطعی، مردم را آماده‌ی شنیدن هر خبری هر چند تلخ کنیم. گاهی عادت به تکذیب هر آنچه از سوی دشمنان مطرح می‌شود ما را در منازعات رسانه‌ای ما را دچار مشکل می‌کند. نباید از نظر دور داشت که مقاومت شرکت هواپیمایی بوئینک، اوکراین و کشورهایی که عده‌ای از شهروندانشان در این ماجرا جان باخته‌اند صرفاً سر در آبشخور مسایل سیاسی ندارد بلکه قوانین تعریف شده برای پرداخت خسارت توسط شرکت‌های بیمه و همچنین زیر سئوال رفتن تکنولوژی شرکت‌های سازنده هواپیما و تأثیری که روی موقعیت چنین شرکت‌هایی در بورس می‌گذارد موجب می‌شود که همه خواهان تعیین تکلیف علت سقوط هواپیما توسط متخصصان خبره باشند. در این میان اعتبار رسانه‌های داخلی اعم از رسانه‌های مکتوب و همچنین رسانه‌های شنیداری و دیداری که بر اساس رغبت مردم برای پی بردن به چند و چون یک رویداد، مبادرت به انجام مصاحبه‌های گوناگون و انتشار خبرهای لحظه به لحظه به نقل از منابع رسمی، کارشناسان و متخصصین می‌کنند نباید قربانی خطاهای مضاعف شود. اعتماد عمومی به رسانه‌ها خصوصاً رسانه‌ی ملی می‌تواند در مواردی منجر به کاهش تلفات انسانی در حوادث طبیعی شود زیرا گاه مردم به جز رادیو به هیچ منبع خبری دسترسی ندارند و نقش رادیو در مدیریت رفتار مردم در سوانح طبیعی از منظر پدافند غیرعامل تعیین‌کننده است. برخی رویدادها جدای از وجه متأثرکننده‌ای که دارند، برای همه، از مسئولین و کارشناسان و متخصصین گرفته تا عموم مردم درس‌آموز هستند. بی‌گمان جلوگیری از خطاهایی که به دنبال خطایی دیگر رخ می‌دهد و بی‌تردید تلخی گزنده‌ای دارد را در درازمدت به تجربه‌ای ارزشمند تبدیل می‌کند. حرف آخر اینکه اگر ما برای دفاع از ارزش‌ها این همه فشار و سختی را بر خود و مردم هموار می‌کنیم باید بدانیم که صداقت بالاترین ارزش است. در اینگونه موارد که در اثر خطای انسانی فاجعه‌ای رخ می‌دهد انتظار این است که بلافاصله برای نحوه‌ی اطلاع‌رسانی صادقانه اتاق فکری تشکیل شود تا در مورد نحوه‌ی اعلام خبر تلخ تصمیمات مقتضی اتخاذ گردد.

Comments are closed.