سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
ترمز کن و پیاده شو
اخیراً نماینده کهنوج از استان کرمان اعلام کرده که به قاتل ترامپ سه و نیم میلیون دلار پرداخت میکند. باید از این آقای ولخرج پرسید مگر جان ترامپ چقدر میارزد که ایشان چنین مبلغی را پیشنهاد دادهاند. ترامپ یک قمارباز کثیف است و بر اساس فرمول حاکم بر اجتماعات بشری هر کس آنگونه میمیرد که زندگی میکند. بر این اساس چنین شخصی رقتبارترین مرگها را خواهد داشت و بیتردید در یکی از قمارهای دیگرش از خداوند تو دهنی خواهد خورد. بنابراین بهتر است چنین پولی را به هدر ندهیم زیرا راههای کمهزینه و پرسود دیگری هم برای مرگ ترامپ وجود دارد. آقای نماینده بدان و آگاه باش که ترامپ و امثال او زاییدهی نظام سرمایهداری هستند و این نظام بر اقتصاد جنگ استوار است. در آمریکا صدها ترامپ وجود دارد که کشتن همهی آنها با این میزان پول امکانپذیر نیست اما اگر تمامی دوستداران بیشمار شهید قاسم سلیمانی در ایران تن به کار بدهند و به اعتلای اقتصاد مقاومتی یاری برسانند زمانی خواهد رسید که میتوان صدها ترامپ را همزمان به درک فرستاد. ما باید کاری کنیم که تحریم ایران برای تمامی دنیا هزینهبر باشد. در واقع آن روز، روز مرگ ترامپ است. ما باید اقتصاد خود را قوی کنیم و فرهنگ مردم منطقه باید به درجهای از رشد و شکوفایی برسد که به جای چنگ زدن به گریبان یکدیگر و نزاع بر سر هیچ و پوچ سیاست واحدی را در پیش گیرند و به درجهای از استقلال سیاسی برسند که آمریکا نتواند در خاک آنها پایگاه بزند و نفتشان را به غارت ببرد آن روز، روز مرگ ترامپ است. آمریکا اکنون با سلاح قدرت اقتصادی به ما حمله کرده و این سلاح به اندازهای کارآمد و تأثیرگذار است که حتی کشورهایی که ادعای دوستی ما را دارند نیز نمیتوانند در برابر آن بایستند. ما باید به دنبال چنین سلاحی باشیم. با اطمینان کامل میگویم که کمتر کسی پیدا میشود که خواستار سلطهی اقتصادی آمریکا در جهان و زورگویی آنها باشد اما همهی آنها در مورد نحوهی مبارزه با آمریکا نظر یکسانی ندارند. کما اینکه کشورهای مختلف شیوههای متفاوتی برای مبارزه با امپریالیسم دارند. چین، ژاپن و کره جنوبی نمونههای عینی و موفق مبارزه با آمریکا هستند. زمانی بود که آمریکاییها با راهاندازی کارخانه کاترپیلار در ژاپن که تولیدکنندهی ماشینهای راهسازی نظیر بولدوزر، گریدر و لودر بود با استفاده از سرمایههای خود سالانه میلیونها دلار با فروش این ماشینها در آسیای شرقی درآمد کسب میکردند و اجازه نمیدادند که تکنسینها و مهندسین ژاپنی به این کارخانه راه پیدا کنند و به راز و رمز تولید چنین ماشینهایی پی ببرند اما مهندسین ژاپنی در لباس رفتگر و خدمتگزار وارد این کارخانه شدند و ضمن اینکه به نظافت و توزیع قهوه و چای مشغول بودند با فوت کوزهگری آمریکاییها آشنا شدند و مدتی بعد توانستند با راهاندازی کارخانهی کوماتسو و ترغیب هموطنانشان به خرید محصولات این کارخانه کاری کنند که ادامه فعالیت کارخانهی آمریکایی زیانبخش و غیراقتصادی شد و بازی را بردند. آقای نماینده کهنوج ما قبلاً هم از این ولخرجیها کردهایم و دستمان به جایی بند نشده است. امثال ترامپ آرزو میکنند ای کاش ژاپنیها روزی چند بار به خیابان میآمدند و مرگ بر آمریکا میگفتند اما روزی چند ساعت از ساعت کار مفید آنها کم میشد تا نتوانند در عرصهی اقتصادی رقیب قابل احترامی برای آمریکا باشند. فرض کنیم که ما با صرف ۵/۳ میلیون دلار و بدون هیچ دردسری ترامپ را کشتیم؛ با بقیهی ترامپها چه میکنیم؟ با مکرون و جانسون و مرکل که با رفتارشان جنایت ترامپ را تأیید کردند چه میکنیم؟ با روسیه که ما را به خویشتنداری فرا میخواند چه میکنیم؟ آقای نمایندهی کهنوج! داستان به این سادگیها که شما تعریف کردید نیست. و شاید زمان آن فرا رسیده باشد که با این ولخرجیها خودمان را تابلو نکنیم! ترامپ برای بالا آمدن بر پشتبام خانهی همسایهی ما یعنی عراق، پایش را روی دوش عربستان و قطر و کویت و بحرین گذاشت. آیا با گفتن آل یهود به جای آل سعود مشکلی از خاورمیانه حل میشود؟ چرا شبکههای معاند از میان آن همه شعار این شعار را برجسته کردند زیرا میخواهند به دشمنیها در منطقه عمق ببخشند و به ما تفهیم کنند که اختلافاتتان خیلی زیاد است. ما قبلاً هم چنین اشتباهاتی کردهایم زیرا مفهوم سخنان دلسوزانهای که شنیدیم اما به کار نگرفتیم را نفهمیدیم. مگر نه اینکه به همهی ما گفته شد که کشورهای منطقه را دشمن نمیدانیم. اگر چنین است پس چرا خودسرانه رفتار میکنیم! برخورد احساسی در دنیای سیاست دستاورد چندانی ندارد. اگر انرژی حاصل از بغض و کینهی تاریخی که نسبت به ترامپ و آمریکا داریم را صرف کار و تلاش و وحدت ملی کنیم و دنبال انحصارطلبی نباشیم روزی خواهد رسید که آمریکاییها از اینکه ما بخواهیم آنها را تحریم کنیم وحشت داشته باشند. زمانی که لورنس عربستان با تحمل گرمای شدید منطقه برای جداسازی عربستان و عراق و اردن و سایر کشورهای اسلامی و تعیین مرزهای هدفمند تلاش میکرد، حساب امروز را هم کرده بود. اشکال کار این است که برخی همه چیز را در ترامپ جستجو میکنند و به استیضاح یا رأی نیاوردن او در دور بعدی دل بستهاند. داستان به این سادگیها نیست. ما نه اینکه به قدرت نظامی نیاز نداشته باشیم زیرا ادامهی حیات در چنین منطقهی خطرناکی بدون داشتن قدرت نظامی امکانپذیر نیست. اما مسئله این است که قدرت نظامی باید به یک قدرت اقتصادی قوی متکی باشد تا در جنگهای فرسایشی ناگزیر از اعطای امتیاز و کوتاه آمدن نباشیم. میبینید که باز هم همه چیز به اقتصاد باز میگردد. بنابراین بهترین توصیه به نمایندهی کهنوج این است که اگر شما این سه و نیم میلیون دلار را صرف ایجاد چندین کارخانه در کرمان کنی تأثیر زیادی روی کاهش قاچاق مواد مخدر در آن منطقه خواهد داشت. این سه و نیم میلیارد دلار را به خاطر خدا صرف ایجاد کار برای جوانان کهنوجی و کرمانی کن و ترامپ را به خدا بسپار. خدا کار خودش را بلد است. ضمن اینکه تولید سلاح هستهای بارها از سوی مقامات ایرانی به عنوان اقدامی خلاف موازین شرعی توصیف شده که فرضاً حتی اگر به آن هم دست پیدا کنیم به جایی نخواهیم رسید. اگر دنیا از بمب هستهای آمریکا میترسید، پاکستان هم میتوانست به ما زور بگوید. شما خیلی احساساتی شدهای اما از این پس چرتکه بینداز و سپس حرف بزن. ضمناً به خاطر داشته باش که تهدید هواپیمای مسافربری حتی اگر عملی هم نشود به خودی خود جرم است و من خدا را شکر میکنم که تو تنها یک نماینده ساده احساساتی شده هستی وگر نه اگر دستت به جایی بند بود همه را به کرامالکاتبین حواله میدادی. تا همین حد به اندازهی کافی دیده شدی و به چشم آمدی. لطفاً ترمز کن و پیاده شو! جالب اینجاست که جنابعالی عضو کمیسیون بهداشت هم هستی و از بمب هستهای دفاع میکنی. باید کسی در این مجلس پیدا میشد و به شما میگفت که این حرفها در آستانهی استیضاح ترامپ به نفع او تمام میشود و دهان منتقدانش را میبندد و میگوید: دیدی گفتم ایرانیها دنبال بمب اتمی هستند!
- سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲ بهمن ۱۳۹۸